تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبیر کمیته کردستان

پيش نويس آئين نامه کنگره

پيشنهاد کننده: دبير کميته مرکزي و رئيس دفتر سياسي

 

١- هيات رئيسه کنگره به انتخاب دبير کميته مرکزي و رئيس دفتر سياسي تعيين ميشود. در هر اجلاس يک نفر از هيات رئيسه، رياست کنگره را برعهده خواهد داشت.

٢- تمام تصميمات با اکثريت نسبي آراء نمايندگان تصويب ميشود.

٣- راي گيري در کنگره بجز در انتخابات کميته مرکزي علني است. شمارش دقيق آراء در راي گيري هاي علني در مواقعي که تفاوت راي هاي موافق و مخالف عيان است ضروري نيست. در صورت نزديک بودن راي هاي مخالف و موافق، به تصميم رئيس و يا با پيشنهاد ٢ نفر از نمايندگان آراء شمرده ميشود.

٤- در طرح هر قطعنامه و قرار و پيشنهاد موافق و مخالف به تعداد مساوي صحبت ميکنند. ارائه دهنده هر قطعنامه مرکب (مبحث اصلي) يک نوبت در پايان بحث براي جمعبندي مبحث خواهد داشت. ارائه دهندگان قطعنامه هاي ساده و قرارها نوبت جمعبندي نخواهند داشت.

٥- در مباحث اصلي دو ارائه دهنده و دو مخالف از قبل از کنگره تعيين شده اند. مابقي سخنرانان در سالن نوبت ميگيرند.

٦- نوبت گرفتن در سالن براي سخنراني بصورت کتبي است. از ميان کساني که نوبت گرفته اند، در صورتي که به هرکس کمتر از ٥ دقيقه وقت برسد، سخنرانان به تعداد لازم به قيد قرعه تعيين ميشوند.

٧- کفايت مذاکرات به پيشنهاد هيات رئيسه و يا دو نفر از نمايندگان به راي گذاشته ميشود.

٨- کنگره تنها به مباحث و پيشنهاداتي ميپردازد که از قبل بطور کتبي در اختيار کنگره قرار داده شده باشند و کنگره ورود آنها را به دستور تصويب کرده باشد. هيچ قرار و طرح قطعنامه جديدي در کنگره دريافت نميشود و به راي گذاشته نميشود. (تصويب استثناء بر اين قاعده تنها با راي نصف بعلاوه يک نمايندگان مجاز است)

٩- ترتيب جلسات

الف: پيش از دستور:

مارش انترناسيونال \سکوت به احترام جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم (١٥ دقيقه)

سخنراني افتتاحيه (دبير کميته مرکزي) (٢٠ دقيقه)

تصويب اعتبار نامه نمايندگان (گزارش و راي گيري ١٥ دقيقه)

تصويب آئين نامه و دستور کنگره (١ ساعت)

سخنراني ريبوار احمد (دبير کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري عراق) (٢٠ دقيقه)

 

ب: دستور پيشنهادي

١- گزارش (رحمان حسين زاده: ١٠ دقيقه، سالن: ١ ساعت، مسئولين ٣٥ دقيقه = جمع = ١ ساعت و ٤٥ دقيقه)

٢- قطعنامه ها  - ٧ ساعت (حدود ٧ قطعنامه)

٣- قرار ها – ٢ ساعت (حدود ٨ قرار)

٤ - انتخابات کميته مرکزي جمعا ٤٥ دقيقه

٥ – اختتاميه – ٢٠ دقيقه

١٠- گزارشات به راي گذاشته نميشود. وقت موجود ميان سخنرانان تقسيم ميشود. پس از اظهار نظر سخنرانان مختلف، يک نوبت کوتاه نهايي براي توضيح بيشتر در مورد جوانب مورد بحث گزارشات به ارائه کنندگان آنها داده ميشود.

١١ - در پايان هر اجلاس (صبح يا عصر) جمعا ١٥ دقيقه براي اظهار نظر ميهمانان و ناظرين وقت داده ميشود. (جمعا چهار نوبت)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 16:5  توسط رحمان حسین زاده  | 

قطعنامه درباره:

اوضاع ايران و مصاف هاي حزب کمونيست کارگري – حکمتيست

 

پيشنهاد کننده: کورش مدرسي

حمايت کنندگان: اسد گلچيني، جمال کمانگر، خالد حاج محمدي، امان کفا، مظفر محمدي، فاتح شيخ، بهرام مدرسي، رحمان حسين زاده

 

1 -     ناتواني ذاتي جمهوري اسلامي در پاسخ گوئي به نيازهاي اقتصادي و سياسي جامعه ايران و بحران پا برجاي سياسي در اين نظام بر متن نفرت عمومي مردم از جمهوري اسلامي هنوز اوضاع جامعه ايران را متحول و بحراني نگاه داشته است.

2 -      ناتواني ماهوي اپوزيسيون راست در سازمان دهي و رهبري هر مبارزه ميليتانت و عميقي عليه جمهوري اسلامي، ترس ذاتي اين اپوزيسيون از دخالت مردم و بويژه طبقه کارگر در قدرت سياسي، و بحران عميق ايدئولوژيک – سياسي اپوزيسيون راست ناشي از سياست هاي دولت الگو و سرمشق خود، يعني آمريکا، براي حزب ما يک فرصت مجدد در باز سازي، عروج و رهبري جنبش سرنگوني از يک زاويه کمونيستي – کارگري را فراهم آورده است.

3 -     جنبش سرنگوني جمهوري اسلامي بر متن امکان  حمله آمريکا به ايران شکل ميگيرد. حمله اي که ميتواند شيرازه جامعه را از هم بپاشد و بزرگترين تراژدي انساني تاريخ معاصر ايران و منطقه را شکل دهد. اين واقعيت به جنبش سرنگوني ابعادي بشدت پيچيده ميدهد. مردم ايران و طبقه کارگر در اين طوفان عظيم به قطب نمائي مطمئن و هدايت کننده اي مصمم، روشن و قدرتمند نياز دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 17:52  توسط رحمان حسین زاده  | 


از کنفرانس اول کادرها تا کنگره اول حزب حکمتيست

گزارش به کنگره اول حزب

رحمان حسين زاده

از آنجا که از مقطع ايجاد حزب حکمتيست به عنوان رئيس هيئت دبيران و در دوره اخير به عنوان معاون دبير کميته مرکزي و مسئول جمع نشسته کميته رهبري مسئوليت هدايت روزمره حزب را بر عهده داشته ام. تهيه اين گزارش براي کنگره از جانب دبير کميته مرکزي و کميته رهبري به من محول شد. گزارش عرصه هاي مختلف حزب با تفصيل بيشتر در اختيار نمايندگان قرار خواهد گرفت.

 تاسيس حزب

حزب حکمتيست در تاريخ ٣ شهريور ١٣٨٣ – (٢٤ اوت ٢٠٠٤)،  به دنبال اختلافات و تحولات دروني حزب کمونيست کارگري ايران، با اتتشاريک بيانيه به امضاي ٤٥ نفر از اعضا و مشاورين کميته مرکزي قبلي حزب کمونيست کارگري ايران، اعلام موجوديت کرد. علت اين جدايي و ضرورت ايجاد اين حزب را قبلا و به موقع خودش به تفصيل توضيح داده ايم . پرداختن دوباره به دلايل اين جدايي در اين گزارش لزومي ندارد. علاقمندان به اين مسئله ميتوانند به سايتهاي حزب و مشخصا به نشريه حکمت شماره ١ که چکيده اين مباحث در آن مندرج است، مراجعه کنند.

کنفرانس اول کادرهاي حزب با حضور بيش از ٢١٠ نفر از کادرها و اعضا و مهمانان در تاريخ ٤ و ٥ سپتامبر ٢٠٠٤ برگزار شد. اين نشست اعلام موجوديت حزب را رسميت بخشيد. اين کنفرانس جوابگوي وظايف فوري بود که در مقابل حزب جديد قرار داشت. اسناد پايه حزب، برنامه دنياي بهتر و اصول سازماني حزب و مصوبات کنگره هاي قبلي جريان کمونيسم کارگري به تصويب شرکت کنندگان کنفرانس رسيد و علاوه بر آنها، اسناد جديدي نيز، از جمله سند استراتژي قدرت گيري حزب در ايران و چند قرار و قطعنامه ديگر مورد تصويب قرار گرفت. در پايان ٤٥ نفر به عنوان اعضاي کميته مرکزي حزب انتخاب شدند. همچنين اين کنفرانس از روند تحولات دروني حزب کمونيست کارگري و ضرورت ايجاد حزب حکمتيست يک تصوير ابژکتيو را بدست داد..

جهت گيري اساسي کنفرانس اول کادرهاي حزب ما اين بود که بعد از خلاصي از جدال ها و به خود مشغولي دروني ماههاي آخر قبل از انشعاب در حزب کمونيست کارگري ايران، حزب ايجاد شده و رهبري آن را فورا متوجه جامعه و جوابگويي به نيازهاي مبارزاتي جامعه ايران کند. کنفرانس تاکيد گذاشت که نقطه رجوع ما جامعه است و اين کنفرانس ميبايست آغاز دوره جديدي از  دخالتگري کمونيست ها در تحولات جامعه باشد و جامعه را به حرکت درآورد.

 

١- حزب حکمتيست و جامعه (مصاف هاي پيش رو)

الف: حزب و جنبش سرنگوني

کنفرانس اول کادرها مجددا بر مبارزه همه جانبه و فوري حزب ما براي سرنگوني جمهوري اسلامي تاکيد گذاشت. پايان دادن به حاکميت سياه جمهوري اسلامي کماکان موضوع اساسي جامعه بود و اين مسئله بستر اصلي مبارزه مردم ايران را شکل ميداد. از همان زمان و همين امروز هم شاهديم که در پس هر خواست صنفي و رفاهي اين يا آن بخش جامعه يک "نه" بزرگ به موجوديت جمهوري اسلامي عمل ميکند. پايان حاکميت جمهوري اسلامي خواست و مطالبه عمومي مردم است. اين را از تحرک اعتراضي موجود، از بيان و اظهار نظر مردم، از تحرک کارگران، زنان، جوانان، و ... ميتوان ديد. سران جمهوري اسلامي بيش از همه اين را مي بينند و نگرانند. به همين دليل پروژه هاي مختلفي را براي نجات حاکميت شان جلو ميکشند. پروژه دوم خرداد به اين منظور بود و مدتي براي رژيم عمر خريد و نهايتا شکست خورد. با شکست اين پروژه سرنگوني جمهوري اسلامي برجستگي بيشتري پيدا کرده و نيروهاي سياسي بيشتري به اين بستر پيوسته اند. ما واقف بوده و هستيم که جنبش سرنگوني يکدست نيست و يکدست هم نخواهد بود. دوران "همه با هم" بسر آمده است. راست و چپ جامعه و نيروهاي طبقاتي مختلف بدون توهم فاصله هايشان را با هم ميدانند. جنبش سرنگوني هم به تبع همين روشني، پلاتفرم هاي مختلفي از خود بيرون داده است. به طور کلي راست و چپ جنبش سرنگوني در دو سال گذشته هر کدام مسير خود را رفتند. اما به طور ابژکتيو و در صحنه سياست جامعه نه راست و نه چپ، هيچکدام هنوز موقعيت رهبري و هژمونيک را در جنبش سرنگوني کسب نکرده اند. هر دو جريان در اين راستا در تلاش و تقلا هستند. تامين رهبري جنبش سرنگوني مردم محور اصلي جدال و کشمکش راست و چپ در جامعه است و هر کدام در اين راستا بر پلاتفرم و اهرم ها و ابزارهاي تماما متفاوتي تاکيد دارند. ارائه پرچم انقلابي سرنگوني و جمع آوري نيرو حول حزب حکمتيست و سياست هايش محور مبارزه ما در راستاي تامين رهبري چپ و انقلابي براي جنبش سرنگوني جمهوري اسلامي  در ٢ سال گذشته بوده است. اينکه در اين راستا چه اندازه پيش رفتيم و اکنون چه موقعيتي داريم در ادامه گزارش مورد بررسي قرار خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:54  توسط رحمان حسین زاده  | 

نقل از کمونيست شماره ١١٤

 

آماده ترين حزب کمونيستي براي بسرانجام رساندن سرنگوني جمهوري اسلامي

 

(بخشي از مصاحبه نشريه اکتبر از حزب کمونيست کارگري عراق با رحمان حسين زاده حول کنگره اول حزب حکمتيست. )

 

 

اکتبر: يک موضوع قابل توجه اين کنگره، اولين بار است در تاريخ کنگره هاي کمونيسم کارگري در ايران، نمايندگان کنگره از تشکيلات داخل ايران حزب، سهم قابل توجهي از نمايندگان کنگره را تشکيل ميدهند. اين به چه معنايي است؟ نمايندگان تشکيلات داخل چگونه ميتوانند در کنگره شرکت کنند؟

 

رحمان حسين زاده:

معناي آن به روشني تاکيد بر اين حقيقت است که تشکيلات داخل حزب حکمتيست سازماني فعال است. اين تشکيلات بزرگتر شده و تعداد زيادي عضو و کادر توانا را در خود گرد آورده است. موقعيت اين تشکيلات در حيات سياسي حزب و فعاليتهاي حزب در جامعه انکار ناپذير است. بنا به اين موقعيت اين تشکيلات ميبايست در کنگره نمايندگي ميشد. به همين دليل يک سوم نمايندگان کنگره يعني از ١٥٠ نماينده، ٥٠ نماينده به تشکيلات محل کار و زيست در داخل اختصاص داده شده است. همچنانکه اشاره کرديد اسامي منتخبين اعلام شده است. در مورد نحوه حضورشان در کنگره اين واقعيت  را بايد اعلام کنم که تقريبا هيچکدامشان مستقيما نميتوانند در کنگره شرکت کنند. اين را از قبل ميدانستيم و به آن فکر کرده و تا آنجا که به نحوه راي دادن در کنگره مربوط است، قرار مصوب اينست که هر نماينده راي خود را به يکي ديگر از نمايندگان حاضر در کنگره تفويض  کند. به دو شيوه ميتوانند رايشان را تفويض کنند. اول هر نماينده مستقيم ميتواند راي خود را به يکي از نمايندگان واگذار کند و يا راي خود را به کميته تشکيلات داخل کشور و يا کميته رهبري حزب واگذار کنند که در مورد تفويض راي آنها  به يکي ديگر از نمايندگان تصميم بگيرند.

همچنانکه اشاره کردم زماني که در رهبري حزب آيين نامه انتخابات نمايندگان کنگره را تصويب ميکرديم، هم ما و هم مسئولين مستقيم تشکيلات داخل و هم اکثريت تشکيلاتهاي داخل و کادرهاي آن در داخل واقف بوديم که نمايندگان تشکيلات داخل نميتوانند حضور مستقيم داشته باشند. با اين وجود مصمم بوديم ، که عليرغم اين موانع که ناشي از حاکميت جمهوري اسلامي است ، اما به دلايل زير اين تصميم را گرفتيم:

١-تشکيلات داخل  با موقعيتي که اشاره کردم نميشد در کنگره نمايندگي نشود. ٢-  پروسه کنگره فقط آن دو روز درون سالن کنگره نيست. بلکه پروسه سياسي و تشکيلاتي مهمي است که حداقل از ٤ ماه پيش شروع شده است. در نتيجه نميشد بخش مهمي از سازمان حزب در اين پروسه  حضور مستقيم نداشته باشد. قاطي اين پروسه و صاحب حق در آن نباشد. ٣- دخالت همين مدت کادرها و اعضاي تشکيلات داخل در جنب و جوش سياسي و تشکيلاتي مربوط به کنگره و انتخابات آن تجربه  بسيار مثبتي بوده. تشکيلات داخل بيش از گذشته خود را صاحب حزب ميداند و پرتوقع تر شده است. يک حاصل مهم اين سياست همين است که جنبش و حزب ما و جامعه هم با ٥٠ کادر کمونيست و حکمتيست جديد در داخل ايران و در دل تحولات سياسي آن آشنا شده است. همين  پديده توجه شما را هم در عراق جلب کرده و در سئوالتان برجستگي پيدا کرده است. متاسفانه به دليل ملاحظات امنيتي نميتوانيم ابعاد  پراتيک و فعاليت هر يک از تشکيلاتهاي داخل و هر کدام از اين کادرها را توضيح دهيم. تشکيلاتها و کادرها و نمايندگاني که که پراتيک آنها نقطه اميد جنبش آزادي و برابري در ايران هستند. اين رفقا  در راس نسل جديدي از کمونيستها و حکمتيستهاي جامعه ايرانند که با اتکا به پراتيک و اراده آنها جامعه ميتواند به نفع انسانيت تغيير کند. اسامي آنها و حضورشان در پروسه کنگره تا همين لحظه ما را قوي تر کرده است. 

     

اکتبر: به نظر شما محوري ترين مباحث کنگره کدامند؟ به بيان ديگر مهم ترين سئوالات پيش روي کنگره کدامند؟

 

رحمان حسين زاده:

به نظرمن  اگر اين کنگره بار ديگر  بتواند  توجه کل حزب، رهبري، کادرها و اعضا را نسبت به وظايف اساسي جلب کند که جامعه و جنبش سرنگوني جمهوري اسلامي از يک حزب سياسي چپ انتظار دارد، بسيار موفق بوده است. بار ديگر توجه حزب را به سياست و فراخوان محوري جلب کند که منصور حکمت در کنگره سوم حزب کمونيست کارگري ايران طرح کرد. فراخواني که تاکيد ميکرد در دل تحولات ايران فرصتي ايجاد شده که همچون حزب سياسي کمونيستي نقش سرنوشت سازي را به نفع کارگر و کمونيسم و انسانيت از خود نشان دهيم. فرصت  را از دست ندهيم و تحت پلاتفرم و رهبري چپ سرنگوني جمهوري اسلامي را ممکن کنيم. متاسفانه در گذشت نابهنگام خود منصور حکمت و بعدا انشعابي  که بر ما تحميل شد، موجب از دست رفتن فرصتهايي شد. اما فرصت هنوز باقي است. اوضاع متحول سياسي کماکان در جريان است. سرنگوني جمهوري اسلامي بيش از گذشته مطرح است. راست و چپ در جامعه ايران هر کدام طرح خود را براي سرنگوني جمهوري اسلامي و بعد از آن دارند. فرصتي هست که چپ جامعه را نمايندگي کنيم. به شيوه انقلابي عمر جمهوري اسلامي را به پايان برسانيم و سرنگونش کنيم. حزب ما عليرغم  محدوديتهايي  که دارد، آماده ترين حزب چپ و کمونيست به سرانجام رساندن اين رسالت است. به اين منظور لازمست حول پلاتفرم "منشور سرنگوني جمهوري اسلامي" و حزب حکمتيست، جنبش اجتماعي وسيع و راديکال را سازمان داد. همين محوري ترين وظيفه پيشاروي کنگره است که مبناي بحثهاي  اساسي کنگره  خواهد بود.

بنابراين کنگره لازمست با دقت وهوشياري روند تحولات ايران را برسي کند. سياست و تاکتيک محوري حزب را تعيين کند. نقش ويژه حزب حکمتيست را در قدرتمند کردن جنبش سرنگوني جمهوري اسلامي و رهبري اين جنبش زير پلاتفرم چپ مشخص  کند.

موضوع ديگري که بارها بر آن تاکيد گذاشته ايم، اين واقعيت است که به سرانجام رساندن رسالتي که در بالا اشاره کرديم، کار هر حزبي نيست، بلکه يک حزب سياسي و اجتماعي در هم تنيده با جامعه را ميطلبد. در اين رابطه موضوع ديگر مقابل کنگره، سرعت بخشيدن به مسيري است که حزب را به حزب سياسي و توده اي تبديل کند. موانع سد راه  را بشناسد. گامهاي روشني را براي عبور از اين موانع تعريف کند. تبديل شدن حزب ما به يک حزب سياسي و توده اي شرط اصلي رهبري کردن جنبش آزاديخواهانه در راستاي منافع کارگر و کمونيسم و جامعه است.

جوابگويي به موضوعات مورد اشاره بالا مهمترين وظيفه کنگره خواهد بود. علاوه بر اينها مبحث موقعيت جنبش کارگري در تحولات سياسي ايران، رابطه حزب و سازمانهاي توده اي مهمند.

مسئله ديگري که بايد توجه داشت، اين اولين کنگره حزب حکمتيست است، مجموعه اي موضوعات سياسي و تشکيلاتي روتين از جمله  تصويب مجدد برنامه حزب و اصول سازماني حزب و متمم آن و قرار و قطعنامه هاي کنفرانس اول کادرهاي حزب و مصوبات  اصلي ٢ سال اخير وظيفه اين کنگره است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:48  توسط رحمان حسین زاده  | 

قدرت گیری چپ به نقش حکمتیستها گره خورده است

(خلاصه ای از سخنرانی در پلنوم سوم حزب حکمتیست )

رحمان حسین زاده

در این مبحث (حزب در کردستان) من هم نکاتی را تاکید میکنم. از اینجا شروع میکنم که موقعیت ما در جامعه کردستان تخته پرش قدرت گیری ما نه تنها در کردستان بلکه در ابعاد سراسری هم هست. راستش نه تنها ما چپ و حکمتیستها بلکه بورژوازی هم ، ناسیونالیسم کرد و حتی ناسیونالیسم ایرانی هم به کردستان به عنوان دروازه قدرت نگاه میکنند. در رابطه با این موقعیت کردستان، ناسیونالیستها و فدرالیستهای کرد استدلال میکنند که این وضعیت به دلیل سابقه طولانی جنبش ملی، داشتن جمهوری مهاباد و قاضی محمد و " خاک پاک کردستان و رشادتهای قهرمانان کرد" به وجود آمده است . این استدلالات شاید به درد جنبش ملی و ناسیونالیستی بخورد، اما از زاویه منافع مردم و جنبش آزادیخواهانه، ما کمونیستها نشان داده ایم که این دلایل پوچ و بی پایه است. در سیاست و پراتیک 26 ساله نشان دادیم که جنبش ملی و ناسیونالیسم و احزاب آن جزو مشکلات جامعه و مانع مردم آزادیخواه و جنبش پیشرو در آن جامعه اند.

از نظر ما مسئله اینست که در ربع قرن گذشته در جامعه کردستان روند چپ شکل گرفت که همه شما دلایل آن را میدانید. و خیلی ار شماها سازنده این روند بوده و هستید. چپ و کمونیسم در قامت اجتماعی و قدرت قد علم کرد. از 20 سال قبل در همان حزب کمونیست ایران و کومه له و بعدا در حزب کمونیست کارگری همین ارزیابی درست را داشتیم و تاکید کردیم که کردستان دروازه قدرت چپ است. اینجا میخواهم به طور مشخص بر این نکته تاکید بگذارم که در شرایط امروز تبدیل کردن کردستان به دروازه قدرت چپ تماما به نقش حکمتیستها گره خورده است. اینطوری نیست هر نیروی علی العموم چپ دیگری میتواند این نقش را داشته باشد. از جمله همین کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) قادر به ایفای این نقش نیست. دلیلش اینست که کومه له علیرغم اسم مشهور و سابقه و ابعاد سازمانش، با سیاست وسطی که دارد ، با معلق شدن بین ناسیونالیسم کرد و چپ نمیتواند به جایی برسد. جامعه را پولاریزه نمیکند. قطبی اش نمیکند، با ناسیونالیسم در نمی افتد، قطب مقابل ناسیونالیسم و فدرالیسم نیستند. به نظرم دو نیروی تیز و افراطی میتوانند آن جامعه را به مسیری ببرند. یا چپ افراطی یا راست افراطی . من هم موافقم آینده تحولات کردستان یا فدرالیستی میشود و یا سیاست و نیروی چپ دست بالا پیدا میکند. چپ وسط و میانی و نیم پز نمیتواند راه به جایی ببرد. چپ شدن آن جامعه را ما میتوانیم تضمین کنیم و راست و فدرالیستی شدنش را حزب دمکرات و دنبالچه های فدرالیستش . اگر کمونیستها و حکمتیستها قوی باشیم ، کومه له هم جزو قطب چپ باقی خواهد ماند و اگر ما ضعیف شویم ، واقعیتش اینست به طرف ناسیونالیسم و فدرالیسم بیشتر میچرخد. همانطور که الان در کردستان عراق با فدرالیستهای کردستان عراق عکس میگیرند. گفتم زمانی در حزب کمونیست کارگری ایران هم میگفتیم که کردستان دروازه قدرت ماست و اکنون بعد از جدایی ما چنانکه همین ادعا را تکرارکنند بیشتر شبیه جوک است تا واقعیت . چون آنها نه بنیه و ماتریال و تواناییش را دارند و راستش نه سیاست و درک وتشخیص موضوع را دارند.

چرا حکمتیستها میتوانیم کردستان را به تخته پرش قدرت چپ تبدیل کنیم؟ چون ماتریال اینکار را داریم. رهبری و رهبران شناخته شده، توده ای و اجتماعی و به علاوه نسل جدید رهبران حکمتیست حاضر در جامعه و در اعتراضات جاری شهری که هر روز دارند پخته تر و با تجربه تر میشوند. و فاکتورهای مهم دیگر سیاست و تصویر روشن به اضافه تجربه و اعتماد بنفس قدرت گرفتن. به این دلایل تبدیل کردن جامعه کردستان به پایگاه چپ به طور ویژه به نقش ما حکمتیستها گره خورده است. موقعی که میگویم حکمتیستها به طور کنکرت بخش عمده رهبریش در همین سالن است. و بخش مهم دیگر نسل جدید رهبران کمونیست و حکمتیست که در جامعه عروج کرده و میکنند. در شهرها و در جنبش اعتراضی جلو آمده و اعتماد به نفس پیدا کردند. ما بدون آنها کارمان پیش نمیرود و آن بخش هم بدون ما خیلی کارها را نمیتواند انجام دهد. این دو بخش باید دست در دست هم بگذاریم و به یک پیکره تبدیل شویم . این جنبه ها را باید متوجه باشیم.

به درست اشاره شد کردستان برای بورژوازی و راست هم موقعیت ویژه دارد. آمریکا و رضا پهلوی و ناسیونالیسم کرد و ایرانی هم هر کدام بسته به نقشه شان در راستای قدرت گیری و نحوه مقابله با جمهوری اسلامی کردستان را همچون وزنه قدرت مینگرند. به طور مثال ته دل رضا پهلوی با فدرالیسم نیست اما زمانی حزب دمکرات فدرالیست میشود برای به دست آوردن دل حزب دمکرات و معامله با آن فدرالیسم را تایید میکند.

جنبه دیگری را تاکید کنم . اشاره شد، فاکتورهایی به ضرر ما عمل میکند . این درست اما فاکتورهای زیادی هم به نفع ما عمل میکند. در آن جامعه رادیکالیسم هست. چپ و کمونیسم محبوب و با اتوریته و شناخته شده است. ماتریال این کمونیسم در صف ما جمع است. انسانیت هست و جامعه تشنه رهایی و آزادی . اگر درست عمل کنیم و به موقع در تحولات حضور داشته باشیم ، نقش خود را ایفا میکنیم. بگذارید مثالی بزنم. همین اعتصاب عمومی 16 مرداد امسال که با مهر چپ راه افتاد و به پایان رسید میتوانست با مهر راست به پایان برسد. اما چپ جامعه به موقع جنبید. کومه له به موقع فراخوان داد و ماهم بیدرنگ و به موقع شریک آن پروژه شدیم و مهر چپ بر آن کوبیده شد. حوشبختانه راست نجنبید، و یا در تقابل با آن قرار گرفت و نتوانست مهرخود را به آن بزند. حزب دمکرات اگر عقل داشت و در این اعتصاب حضور پیدا میکرد، بخشا میتوانست مهر خود را بر آن بزند و کار ما چپها را مشکل کند. مسئله اینست مردم در آن شرایط به اعتصاب عمومی جواب مثبت میدادند. مهم این بود که چه جریاناتی فراخوانشان را میدادند و در سازماندهی آن نقش ایفا میکردند . فراخوان کومه له و نقش فعال ما حکمتیستها این راممکن کرد. اصلا یک انگیزه دخالت و حضور ما این بود که مانع حضور ناسیونالیستها بشویم و شدیم. ببینید سه هفته قبلتراز آن اعتصاب عمومی ، تظاهراتهای شهرهای مهاباد و پیرانشهر و اشنویه با فضا و شعارهای صد در صد ناسیونالیستی شروع شد. اما به دنبال کشاندن این اعتراضات به شهرهای جنوب کردستان و حضور چپ پایان این ماجرا حاصلش اعتصاب عمومی با سیاست چپ بود. اینجا ست که بر میگردیم به نقش احزاب، رهبری و شخصیتها ، به نقش و اراده انسان در تغییر اوضاع و تعیین مسیر سیاسی جامعه . و نتیجه میگیرم با جوابگویی به نیاز زمانه میتوانیم نقش خود را ایفا کنیم. و اینجا ست که تصمیم ما برای تامین رهبری چپ مهم است. گفتم ما ماتریال تامین چنین رهبری چپ را داریم. قبلا به فاکتورهای آن اشاره شد.

در مورد تامین رهبری از راه دو ر و یا نزدیک صحبت شد. ببینید مدتها است که در سنت ما دو قطبی رهبری از راه دور و یا نزدیک معنایی ندارد. به طور کلی رهبری یعنی تشخیص نیاز زمانه و اتخاذ تصمیم درست و به موقع در جواب به این نیاز حال از راه دور و یا نزدیک. ما به رهبری مرکب و همه جانبه نیاز داریم. ما به رهبری ماکرو و از راه دور و هم به رهبری در محل و از نزیک نیاز داریم. با فرمولبندیهای یک جانبه نباید دست خود را ببندیم. رهبری ابعاد مختلف دارد و در شرایط امروز کردستان از جمله هدایت جنبش اعتراض شهری حاضر که کاری کنیم مهر رهبری چپ بر ان کوبیده شود. رهبری و هدایت گارد آزادی، نشریه و تبلیغات تیز و روشن ، ایجاد سازمانها توده ای و بعد خیلی مهم دیگر تامین مالی است. خلاصه کلام ما مجبور به تامین رهبری مرکب در عرصه های سیاسی، اجتماعی، شبکه های حزبی، گارد آزادی ، مالی و ..... هستیم .

اگر خلاصه کنم در این دوره چند محور مهم کار عبارتند از :

-اعتراضات توده ای و شهری و تامین رهبری چپ بر آنها

- گارد آزادی دیگر یک واقعیتی است که تا 6 ماه آینده در همه شهرها در سطخ قابل قبول باید واحدهای آن را گسترش داد.

- سازمان حزب و شبکه های حزب را باید محکم کرد و وسیعا گسترش داد. در زمینه سیاست سازماندهی به سمینارهایی احتیاج داریم و یک بازبینی مجدد لازم است.

- جنبش زنان و جوانان آن جامعه را باید دریابیم و جوابگوباشیم. متاسفانه یک ضعف ما اینست که مسائل، تمها و مشغله های جوانان و زنان آن جامعه را به خوبی جوابگو نیستیم.

-احیای یک تعرض سیاسی به ناسیونالیسم و فدرالیسم

و در خاتمه دوباره تاکید میکنم حلقه کلیدی حل بسیاری مشکلات امکان سازی مالی و تامین مالی عرصه های فعالیت حزب است . در این زمینه و همه عرصه ها آستینها را بالا بزنیم.

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:45  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

 

عبارات قومی امروز حول فدرالیسم ، تیر و خمپاره جنگ فردااست

(خلاصه سخنرانی رحمان حسین زاده در پانل 4 دسامبر تورونتوی کانادا)

به حضار محترم خوشامد میگویم

با تشکر از کانون اندیشه، گفتگو و حقوق بشر و سازمان بیمرز سازمندهندگان این پانل و با خوشامد به آقایان امیر حسن پور و رضا حدادی

مبحث امروز تحت عنوان اوضاع سیاسی و روندها و آلترناتیوها ابعاد مختلفی دارد. نه فرصت هست و نه لازم است به همه ابعاد آن پرداخت . در این چارچوب فکر میکنم بر این موضوعات اساسی باید متمرکز شد.

سرنگونی جمهوری اسلامی

اولین مشاهده اینست که سرنگون کردن و پایان دادن به حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی کماکان موضوع اساسی جامعه است. این خواست و مطالبه عمومی مردم است. این را از تحرک اعتراضی موجود، از بیان و اظهار نظر مردم، از تحرک کارگران، زنان، جوانان، و .... میتوان دید. سران جمهوری اسلامی بیش ازهمه این را می بینند و نگرانند. به همین دلیل پروژه های مختلفی را برای نجات حاکمیتشان جلو میکشند. پروژه دوم خرداد به این منظور بود و مدتی برای رژیم عمر خرید ونهایتا شکست خورد. با شکست این پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی برجستگی بیشتری پیدا کرده و نیروهای سیاسی بیشتری به این بستر پیوسته اند.

در جریان انتخابات اخیر پروژه های دیگری در راستای نجات جمهوری اسلامی مطرح شدند. پروژه احمدی نژاد یا رفسنجانی در این چارچوب قابل توضیح است و بر خلاف نظریات سطحی نه جنگ زرگری و یا کودتا ی یکی بر علیه دیگری بلکه آبشنهای مختلف از درون جمهوری اسلامی هستند.

پروژه احمدی نژاد با مستضعف پناهی و بازگشت به دوران خمینی و ایدئولوژی گری و تهدید و سرکوب میخواهد جمهوری اسلامی را نجات دهد. دامنه عمل این جریان به شدت محدود است . بنا به فاکتورهای متعدد و در راس آن توقعات و آگاهی مردم بازگشت به دوره اولیه حیات جمهوری اسلامی و مستضعف پناهی ممکن نیست . رابطه مردم با رژیم آنتاگونیزه است. در سطح بین المللی هم جمهوری اسلامی تحت فشار است. این پروژه و همچنین پروژه رفسنجانی هم جمهوری اسلامی را نجات نمی دهند.

جنبش سرنگونی ، راست و چپ

جنبش سرنگونی بستر اصلی اعتراض مردم ایران است. این جنبش گسترده است اما یکدست نیست و طبیعی است که یکدست نخواهد بود. در سطح کلی دو قطب چپ و راست در آن فعالند. در حال حاضر هیچ کدام رهبری و هژمونی اجتماعی را تامین نکرده اند. البته هر دو قطب در این راستا تلاش میکنند.

قطب راست که ستون اصلی آنها را مشروطه خواه و سلطنت طلب و جمهوریخواه تشکیل میدهند. از مردم وانقلاب بیش از جمهوری اسلامی نگرانند. میخواهند جمهوری اسلامی طوری سرنگون شود که خود به قدرت برسند بدون اینکه مردم در تعیین سرنوشت جامعه دخالت کنند. میخواهند کنار زدن مهر ه های اصلی جمهوری اسلامی را با حفظ ارتش و دم ودستگاه سرکوبگر و بورو کراسی این رژیم را سرنگونی اسم بگذارند. برای اینکار اتکا به تهدیدات و دخالت نظامی آمریکا ، رفراندوم و سرمایه گذاری بر شکافهای قومی تحت نام فدرالیسم را علم کرده اند. این طرح علیه منافع مردم است و لازمست خنثی شود.

قطب چپ را رادیکالیسم جامعه ، مبارزه اجتماعی آزادیخواهانه و برابری طلبانه و جنبش سرنگونی رادیکالی که بی اما و اگر سرنگونی جمهوری اسلامی و درهم کوبیدن کل بنیادها و نیروهای نظامی و انتظامی وبوروکراسی آن را میخواهد تشکیل میدهد. جنبشی که سر راست خود را در مرگ بر جمهوری اسلامی و آزادی و برابری بیان میکند. این آلترناتیو دامنه وسیع دارد. اما پراکنده است. هنوز به اندازه کافی متحد و متشکل نیست. پرچم خود را بر هر حرکت انقلابی و اعتراضی ناظر نکرده است. منشور سرنگونی که ما ارائه کردیم میتواند ومیخواهد محور انسجام واتحاد این قطب باشد. در هم کوبیدن کامل و انقلابی جمهوری اسلامی را تضمین کند. مبنای مبارزه اجتماعی و توده ای وسیع باشد. هژمونی و رهبری چپ را تامین کند. تلاش ما در این راستا متمرکز است و هر جنبش و جریان انقلابی و رادیکال را به تقویت آلترناتیو چپ فرامیخوانیم.

مخاطرات پروسه سرنگونی

در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی مخاطرات جدی وجود دارد. راه حل اپوزیسیون راست ، اتکا به دخالت نظامی آمریکا و کنار زدن مردم زیر لوای رفراندوم و باد زدن قومی گری و عمیق کردن کینه و دشمنی و شکافهای قومی تحت عنوان فدرالیسم است. میخواهند گروههای قومی و فاشیست متکی به پول و اسلحه و حمایت آمریکا و و مدیای غربی را به جان مردم بیندازند. میخواهند رنگ قومی و ملی را به تحولات ایران بزنند، همچنانکه در تحولات 1357 به آن رنگ اسلامی زدند. این مخاطرات را باید جدی گرفت و با آگاهی و هوشیاری وتوانایی آن را خنثی کرد.

یکی از دوستان حاضر در سئوال و اظهارنظرش عنوان کردند که ما حکمتیستها از فدرالیسم هراسانیم. در جواب میگویم آره ما به شدت نگرانیم. چون جلو چشممان تجربه عراق و از هم پاشیدن آن جامعه و هست و نیست مردم را می بینیم. چون افغانستان و یوگوسلاوی و لبنان را در 2-3 دهه اخیر دیدیم. چون سرمایه گذاری آمریکا وغرب را بر شکافها و دسته بندیهای قومی و مذهبی و عروج دادن گروههای قومی و فاشیستی وانداختن آنها را به جان مردم دیده ا یم. کشمکهای سیاسی ونوشتاری امروز در باب زنده کردن اقوام و تاریخ سازی برای آنها و پروراندن نفرت ودشمنی با مردم همسایه و همشهری که سالها در کنار هم کار و زندگی و تحصیل داشته اند. فردا به توپ و خمپاره و تیر در شهرها و محلات تبدیل میشود. در پس عبارات قومی جاری ، به توپ بستن کودکستان و مدرسه و دانشگاه و محله و محیط کار از قلب تهران تا ارومیه و نقده و کرمانشاه و ایلام و خوزستان و زاهدان نهفته است. آره ما در قبال سرنوشت کودکان و نوجوانان و جوانان و زنان ومردان از این سناریوی سیاه بیخبر به شدت نگرانیم که ناخواسته قرار است هیزم آتش این جنگ و کشتار باشند. ما این را نسخه عراقیزه کردن ایران میدانیم و با تمام توان برای خنثی کردن این خطر میکوشیم . به میدان کشیدن مردم برای مقابله با فدرالیسم و سناریوی سیاه وظیفه عاجل خود و هر نیروی مسئول میدانیم. گارد آزادی را برای مقابله با این خطر و تضمین مدنیت و آسایش و آزادی مردم سازمان داده ایم.

ما هر جریان و شخصیت و نیروی مسئول در قبال سرنوشت مردم و جامعه ایران را به مقابله محکم علیه فدرالیسم و جنگ و کشتار قومی در فردای تحولات ایران فرا میخوانیم.

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:44  توسط رحمان حسین زاده  | 

خط مشی و پراتیک و حزب حکمتی را دوباره احیا کردیم

مصاحبه با رحمان حسین زاده

(در مورد پلنوم سوم حزب حکمتیست)

اسماعیل ویسی : برگزاری پلنوم سوم حزب تقریبا مصادف است با اولین سالگرد حزب حکمتیست، قبل از طرح سئوالات در رابطه با خود پلنوم فعالیت یکسال گذشته حزب را چگونه ارزیابی میکنید؟

رحمان حسین زاده :

برای تشخیص جایگاه و اهمیت برجسته آنچه که در یکسال گذشته انجام دادیم لازمست اشاره کنم که در چه موقعیتی حزب حکمتیست را ایجاد و فعالیت در این چارچوب را شروع کردیم . حزب کمونیست کارگری ایران که تحت رهبری منصور حکمت به نقطه امید جنبش سرنگونی رادیکال و جنبش آزادی و برابری تبدیل شده بود. دوشقه شد. برای صفوف جنبش ما و انسانهای دوستدار کمونیسم کارگری و منصور حکمت این لطمه بزرگی بود. در این شرایط سخت دوباره شروع کردیم. صرفنظر از ماهیت اختلافات شیوه برخورد غیر اجتماعی و سکتی یک جریان هپروتی غیر مسئول همزیستی در حزب را غیر ممکن و انشعاب را تحمیل کرد. اولین ضایعه این واقعه لطمه خوردن امید انسانهای زیادی در داخل و خارج به کمونیسم کارگری و تحزب آن بود. این امید را میبایست احیا کرد. امروز بعد از یکسال فعالیت فشرده رهبری، کادرها و اعضای حزب در این راستا گامهای بزرگی برداشتیم و دوباره امید ایجاد کردیم . به لحاظ اجتماعی این مهمترین بعد کار ما در این مدت بود. اکنون حزب حکمتیست یک موجودیت فکری، سیاسی و سازمانی و اجتماعی متمایز و جدی در صحنه سیاست در خارج و داخل ایران است . در این یکسال تفاوتمان را در فکر و سیاست و پراتیک نسبت به آنچه خط چپ سنتی و فرقه ای با پوشش کمونیسم کارگری انجام میدهد ، نشان دادیم . این را بیش ار پیش بیرون از ما دیده اند و قضاوت کرده اند. احیای این امید و ارائه این تصویر بدون دخالت گری روشن حکمتیستها در 16 آذر و 8 مارس و اول مه و اعتصاب عمومی مردم کردستان و حضور رهبران کمونیست و گارد آزادی در میان مردم و دهها فعالیت و کمپین موفقی همچون کمپین ژیلا و بختیار و آزادی برهان دیوارگر و مقابله با مضحکه انتخابات جمهوری اسلامی و پیشرویهای نظری در انجمن مارکس حکمت و حضور موثر در کانونهای فکری دانشگاهها و ارائه منشور سرنگونی ممکن نبود. با افتخار میتوانم بگویم خط مشی و پراتیک و حزب حکمتی را دوباره احیا کردیم. تازه این آغازدوره تعرض سیاسی و عملی گسترده ما علیه وضع موجود و جمهوری اسلامی و ارتجاع است. این موقعیت کنونی ما هر انسان خواهان تحول رادیکال و همه دوستداران کمونیسم منصور حکمت را فرا میخواند که بیایند و نقش ایفا کنند.

 

اسماعیل ویسی : در مبحث اوضاع سیاسی ایران بر تامین رهبری جنبش سرنگونی و همزمان بر مقابله با خطر وقوع سناریوی سیاه تاکید شد . در مورد هر کدام ار اینها توضیحات بیشتری بدهید؟

رحمان حسین زاده :

جنبش سرنگونی وسیع و گستره علیه جمهوری اسلامی خیز برداشته است. این جنبش هنوز پرچم سیاسی و رهبری خود را کاملا انتخاب نکرده است. نیروهای راست و چپ در صدد تامین این پرچم و رهبری هستند. آلترناتیو راست در یک کلام تکرار سناریوی دخالت آمریکا در ایران و "عراقیزه کردن" جامعه ایران است . این چیزی جز تباهی و سیاهی برای جامعه و مردم و آینده ایران نیست. رفاه و سعادت مردم ایران در گرو پس زدن این آلترناتیو ارتجاعی و سیاه و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. حزب حکمتیست با ارائه منشور سرنگونی و پاپیش گذاشتن رهبران کمونیست وتاکید بر تامین رهبری اعتراض مردم وعروج رهبران توده ای و نه صرفا رهبری سازمانی و سوق دادن حزب در مسیر نقش ایفا کردن در تحولات اجتماعی تلاش جدی را برای تامین رهبری چپ در جنبش سرنگونی بکار گرفته است. ما میخواهیم جنبش اعتراض توده ای منشور سرنگونی را به عنوان پلاتفرم و مطالبات خود به دست گیرد و با چشمان باز حزب حکمتیست را انتخاب کند. چنین اتفاقی تحولات سیاسی کنونی و جنبش سرنگونی را صاحب موتور محرکه و نیروی هدایت کننده روشن بین میکند .

خطر وقوع سناریوی سیاه در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی متاسفانه تشدید شده است. خطر دخالت آمریکا و وصل شدن اپوزیسیون راست به دخالت آمریکا در اوضاع ایران ، باد زدن قومی گری و باب شدن بیشتر طرح فدرالیسم در میان اپوزیسیون این نگرانی را افزایش داده است . پلنوم سوم ما بر ضرورت ایجاد صف بندی قدرتمند سیاسی، اجتماعی و نظامی در مقابل این اتفاق سیاه علیه مردم تاکید کرد . تشخیص این وضعیت و آمادگی برای خنثی کردن آن مسئولیت پذیری هر نیروی سیاسی جدی در قبال سرنوشت مردم ایران را نشان میدهد. ما میکوشیم توده مردم و نیروهای سیاسی را متوجه خطیر بودن این اوضاع و لزوم به میدان آمدن حول منشور سرنگونی و ضرورت مقابله با سناریوی سیاه بکنیم .

 

اسماعیل ویسی : موقعیت حزب در جامعه کردستان به عنوان اهرم تعیین کننده قدرت گیری حزب نه تنها در کردستان بلکه در سراسر ایران تاکید شد. دلایل چنین تاکیدی کدام است؟

رحمان حسین زاده : دلیل سر راست آن این نکته است که کمونیسم و قطب چپ و رادیکال جامعه کردستان قوی و یک نیروی اجتماعی است. یک حاصل مهم سیر مبارزات 26 سال گذشته ار مقطع انقلاب 57 به بعد عروج کمونیسم قوی و اجتماعی جابجا کننده نیرو در صحنه سیاست بوده که خوشبختانه اکثریت قاطع رهبران، شخصیتها ، کادرها و ماتریال آن در حزب حکمتیست گرد آمده اند. در بطن جامعه رادیکالیسم قدرتمند شکل گرفته است. بارها و بارها شاهد تحرک اجتماعی رادیکال وتوده ای با پلاتفرم چپ در جامعه کردستان بوده و هستیم. 8 مارسها ، ماه مه ها، همایشهای کودکان و زنان ومطالبات انسانی آنها ، اعتراضات توده ای گسترده، اعتصاب عمومی اخیر و به میدان آمدن نسل جدید و جوان رهبران و فعالین کمونیست ، انعکاس جنبش رادیکال و قدرتمند تعیین کننده در صحنه سیاست جامعه است. ما خود عنصر مهم شکل دادن به این کمونیسم قوی ورادیکال بوده ایم. رهبران و شخصیتهای نوده ای در حرب ما حضور دارند که نام و تجربه آنها با تحولات مهمی چون اعتصاب عمومی بزرگ مردم سنندج، کوچ تاریخی مردیم مریوان، سازماندادن مقاومت نظامی علیه جمهوری اسلامی ، متحد و متشکل کردن مردم در ابعاد توده ای و ایجاد سازمانها توده ای و شکل دادن به تحرک کارگری و توده ای عجین است. امروز این ماتریال به همراه نسل جدید فعالین کمونیست و حکمتیست در شهرها دست در دست هم میخواهند منشا اثری به نفع کارگر و مردم و آزادیخواهی و رهایی انسان باشند. ما این نیرو و این موقعیت را داریم. به همین دلیل بسیار واقع بینانه توقعات و انتظارات دیگری در کردستان در مقابل ما قرار میگیرد. هر جریان جدی در هر جایی که قدرتمندتر باشد ، قاعدتا کار دیگری را در دستور میگذارد. ما در کردستان جابجا کننده نیرو و تغییردهنده تناسب قوا به نفع کارگر و مردم بوده ایم و امروز دوباره همبن رسالت را داریم. بر خلاف تصورات سطحی تاثیرات چنین اتفاقی ابدا محلی نیست. همچنانکه موقعیت قوی چپ در کردستان همیشه نقطه اتکای مهم رادیکالیسم در سراسر ایران بوده است . کمونیسم و حکمتیسم درقدرت در شهرهایی مثل سنندج و سقز و مریوان ، تخته پرش مهمی در قدرت گیری کمونیستها در تهران و سراسر ایران است. قدرت ما در کردستان میتواند اهرم تعیین تکلیف قدرت در سراسر ایران باشد . از این زوایه بر رسالت و وظایف ویژه حزب در کردستان تاکید داشتیم.

اسماعیل ویسی : ایجاد گارد آزادی اتفاق مهم دوره اخیر فعالیت حزب است. تشکیل این نیرو به چه نیازی میخواهد جواب دهد؟

رحمان حسین زاده :

در جواب یکی از سئوالات بالا در مورد خطرسناریوی سیاه و از هم پاشیدن شیرازه مدنی جامعه ایران در پروسه سرنگونی جمهوری اسلامی توضیح دادم . از لزوم صف بندی قدرتمند سیاسی واجتماعی و نظامی در مقابله با این وضعیت صحبت شد . گارد آزادی اهرم قدرت نظامی کمونیستی در تقابل با این وضعبت است. هر حزب جدی سیاسی و مشخصا حزب حکمتیست اگر بخواهد حزب تصرف قدرت سیاسی در شرایط و اوضاع کنونی ایران باشد ، نمیتواند پتانسیل قوی ابراز وجود نظامی را نداشته باشد. در تقابل با دارو دسته های مسلح اسلامی و قومی نمیتواند قدرت نظامی نداشته باشد . در غیر اینصورت در نطفه خفه اش میکنند. سرکوب و ایزوله اش میکنند . ما خام نیستیم و این اوضاع را تشخیص داده ایم و گارد آزادی و قدرت نظامیمان را سازمان میدهیم . تجارب متعدد تاریخی این حقیقت را گوشزد میکند . مهمتر دو تجربه متفاوت خود ما این ضرورت را تاکید میکند. ما کمونیستها در کردستان ایران نیروی نظامی را سازمان دادیم . نه تنها در مقابل تعرضات جمهوری اسلامی ایستادیم . بلکه پشت حزب دمکرات مسلح را که میخواست ما و مردم را سرکوب کند ، به دیوار کوبیدیم. بر عکس در کردستان عراق حزب ما نیروی نظامی قوی ایجاد نکرد و به آسانی توسط ناسیونالیستها سرکوب شد. در سهای متفاوت این دو تجربه هم ما را به ضرورت سازماندهی گارد آزادی میرساند.

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:42  توسط رحمان حسین زاده  | 

تمامیت ارضی ، فدرالیسم

دو طرح ارتجاعی ، دو روی یک سکه

رحمان حسین زاده

از جمله کسانی که با طرح فدرالیسم مخالفت کرده است، داریوش همایون از سخنگویان جریان مشروطه و سلطنت طلب است. نوشته های اخیر وی در ارتباط با موضوع فدرالیسم حاوی همان سیاستهای آشنای "ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی"، "یک کشور، یک ملت" و در دفاع از سیاست ارتجاعی و معرفه "تمامیت ارضی" است. طبیعی است که همان نقطه عزیمت و ایدئولوژی سیاه دفاع از آب و خاک و هویت ملی مبنای اینها است که قوم پرستان فدرالیست هم بر همین اساس جنبش و حرکت سیاه راه انداخته اند. همایون با پرچم "ملت ایران" و فدرالیستها با پرچم "ملت ترک، کرد، بلوچ و عرب" در مقابل هم قرار میگیرند. داریوش همایون به نمایندگی از بورژوازی عظمت طلب ایرانی کل قدرت را میطلبد و ناسیونال فدرالیستهای کرد و عرب و بلوچ و..... برای گرفتن سهمی ار همان قدرت طرح و فرمول ارتجاعی فدرالیسم را علم کرده اند. در واقع ارتجاع در مقابل ارتجاع قرار گرفته است.

این صف بندی نه تنها ربطی به مردم ایران و منافع آنها ندارد بلکه دقیقا ار هر دو سو در ضدیت با منافع مردم ایران است. مخالفت اقای همایون با فدرالیسم نه از زوایه مقابله با نگرانی به هم ریختن شیرازه مدنیت جامعه ، نه از زاویه نگرانی از در افتادن مردم به جان هم ، نه از زاویه منافع انسان وانسانیت، نه به خاطر جلوگیری از جنگ و کشتارو پاکسازی قومی و شهری و کشوری در کام جنگ سوختن، بلکه از زاویه ذفاع از "ساحت مقدس ملی" و دفاع ار "مرز پرگهر" با شعار "چو ایران مباد تن من مباد" است. پلاتفرم و شعارهایی که در دوره رژیمهای سلطنتی (که آقای همایون یکی اروزیران بازمانده آن دوره است) و جمهوری اسلامی مبنای سرکوب و کشتار و جنگ و لشکر کشی علیه تحرک حق طلبانه از جمله در کردستان بوده است. کاری که اگر احیانا روزی روزگاری ناسیونالیسم ایرانی و آقای همایون به قدرت برگردند با سابقه و تجربه ای که از همان لشکرکشیها و کشتارها که در چنته دارند، بدتر از گذشته در دوره سناریو سیاه بازی آمریکا از راه انداختن بیشترین پاکسازیهای قومی شبیه یوگوسلاوی ابا نحواهند کرد.

اتفاقا همین اقدامات سرکوبگرانه وسیاست شوونیستی دفاع ار "تمامیت ارضی" و سیاستهای تبعیض آمیز در عرصه زبان و فرهنگ و درجه 1 و 2 کردن مردم بر اساس ملیت بیشترین زمینه و امکان را به ناسیونالیستهای محلی و فدرالیستهای امروز داده است ، تا به قول خودشان در مقابل ناسیونالیسم ایرانی بایستند و دکان سیاسی باز کنند. در واقع یک مبنای موثر شکل گیری و عروج ناسیونالیسم محلی در ایران بر بستر جاری بودن سیاست شوونیستی شبیه دیدگاه داریوش همایون چه در دوره حاکمیت سلطنتی و در دوره جمهوری اسلامی بوده است . فدرالیستها بر این اساس و با بهره گیری از پیامدهای نظم نوین جهانی و حمایتها و سناریو سازیهای سیاه آمریکا در ایران سربلند کرده اند. در واقع تمامیت ارضی طلبان و فدرالیستها دو روی یک سکه در مقابل هم و در مقابل مردم قرار گرفته اند.

جدال و کشمکش ناسیونالیستها و نسخه های غم انگیری که برای آینده جامعه ایران می پیچند را باید جدی گرفت چون حمایت و پول و اسلحه آمریکا و هم پیمانانش را در اجرای عراقیزه کردن جامعه ایران خواهند داشت.

صف ما مردم آزادیخواه و حکمتیستها به طور پایه ای در مقابل پروژه های ارتجاعی تمامیت ارضی طلبان و فدرالیستها و در مقابل کل ارتجاع است. نیروو قدرت ما و مردم آزادیخوه میتواند چنین طرحها و نسخه های غم انگیز را خنثی و مدنیت، امنیت و معیشت و آزادی و برابری مردم در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی را تضمین کند . برای تحقق این هدف باید حول منشور سرنگونی جمهوری اسلامی ، حزب حکمتیست و گارد آزادی متحد و متشکل شد. به این صف بپیوندید.

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:41  توسط رحمان حسین زاده  | 

مصاحبه با نشریه اکتبر

اسماعیل ویسی :

رهبران کمونیست بار دیگر در میان مردم حضور پیدا کردند. رفقا مجید حسینی و عبدالله دارابی به همراه واحدهای گارد آزادی با فرماندهی کادرهای حزب فرهاد رضایی،خالد علی پناه،یدی کریمی و سردار نگلی و حضور تعداد دیگری ار اعضای حزب و جوانان پرشور در حومه مریوان در میان مردمند. اهمیت این حرکت را در شرایط سیاسی امسال توضیح دهید؟ به دلیل ضرورت حفاظت و حمایت حضور آنها بخشا نظامی بوده است. آیا این موضوع در این شرایط بهانه ای به دست رژیم اسلامی برای اعمال فشار علیه مردم به دست نمیدهد؟ آیا حزب میخواهد اقدامات نظامی را در دستور بگذارد؟

رحمان حسین زاده :

فکر میکنم اهمیت حضور و حرکت امسال چنان واضح و روشن است ، که نیاز به توضیح زیادی نباشد . انعکاس وسیع آن در میان مردم شهرهای ایران، استقبال مستقیم و پرشور مردم در مریوان و مناطقی که رهبران حکمتیست و گارد آزادی حضور پیدا کردند. انعکاسی از ضرورت و اهمیت این پروژه است. هر ناظر با انصاف متوجه اهمیت این اقدام مهم است . یک جنبه مهم رهبری کمونیستی دسترسی مستقیم به کارگران و مردم و نیروی اجتماعی پایه قدرت تحول کارگری و کمونیستی است. در اینجا منظورم فقط دسترسی تبلیغی به چشم و گوش کارگران و مردم و جامعه مورد خطاب کمونیستها نیست. طبعا این بعد از کار بسیار حیاتی و توسط ابزارهای فعالیت تبلیغی و سیاسی کمونیستی مثل نشریات، رادیو و تلویزیون و سایتها و دیگر امکانات باید تحت پوشش قرار گیرد.اما اینجا منظور ما اینست که رهبران کمونیست باید بتوانند با مردم در ارتباط نزدیک و تبادل نظر و همفکری باشند. مردم را در جهت سیاسی و تصمیمات مورد نظرشان شریک کنند و تحرک و اعتراض مردم را در جهت خاصی سازمان دهند. رابطه رهبری و حزب کمونیستی را تحکیم کنند. پروژه رهبران کمونیست در خدمت این هدف اساسی است و حرکت امسال هم در این راستا بسیار موفق بوده است. و البته برای اجرای آن هم باید ملزومات اجرای آن و قبل از همه وجود چنین رهبران و شخصیتهایی را داشت. خوشبختانه بخش زیادی ار رهبران حزب حکمتیست در کردستان در طی مبارزه پر تجربه چندین ساله چنین موقعیتی را در میان مردم دارند. بر این اساس واطمینان به حمایت مردم و ابتکار حزب توانایی اجرای چنین حرکت مهمی را داشتیم.

در شرایط پرتحول سیاسی امسال و یکماهه اخیر کردستان، نیاز حضور رهبران کمونیست و گارد آزادی بسیار برجسته تر شد. لازم بود در همین فاصله در میان مردم حضور داشت. تشکیلات کردستان حزب اجرای این پروژه را در اولویت خود قرار داد. بسرعت ملزومات آن آماده شد. محض اطلاع خوانندگان رفقای ما درست در روز اعتصاب سراسری مردم کردستان حرکت خود را شروع کردند و بعد از استقرار اولیه همچنانکه شاهد هستید بعدا به سخنرانی سیاسی و علنی در روستاهای حومه مریوان پرداختند. همانطور که انتظار داشتیم استقبال وسیع بود. حضور رهبران مورد اعتمادشان و و احدهای گارد آزادی موجب ارتقا روحیه و جسارت مبارزاتی بیشتر مردم شده است.

اهمیت این حضور فقط محدود به کردستان نیست . جنبش آزادیخواهانه و انسانهای مبارز و علاقمند در سراسر ایران با علاقه این حرکت را تعقیب میکنند. میپرسند. در پیشرویمان و حتی در نگرانیهای روزمره اینکه رفقایمان ضربه نخورند شریکند . ازاین حرکت نیرو میگیرند. دلیلش روشن است این رهبران و گارد آزادی پیام آور آزادی وبرابری و رهایی کل مردم ایران از شر جمهوری اسلامی هستند. اینها رهبران و نیروی آزادیبخش یک حزب کمونیست سراسری باسیاست و پراتیک آزادیخواهانه متکی به افق دنیای بهتر ترسیم شده توسط منصور حکمت مورد اتکا ی انسانهای آزادیخواه و برابری طلب و کمونیست در سراسر ایران هستند. به این دلایل مبلغ پیام این حرکت در سطح ایران بوده و آن را تقویت میکنند. بازتاب این حرکت در خارج کشور و در میان ایرانیان و مردم علاقمند و رسانه های فارسی زبان هم قابل توجه بود.

این اقدام در عین حال توانایی حکمتیستها بر ای جوابگویی جهت نیازهای پیچیده مبارزاتی پیشارویمان نشان میدهد و این بعد کار هم بسیار با اهمیت است. میتوان به ابعاد دیگر اهمیت این حرکت پرداخت . من به این سطح اکتفا میکنم.

در مورد بخش دوم سئوالتان اینکه جمهوری اسلامی بخواهد حضور مسلح گارد آزادی را در این حرکت مورد بهانه فشار علیه مردم قرار دهد!. اولا: جمهوری اسلامی برای سرکوب مردم زیاد منتظر بهانه نبوده است . دوما: از روز اول این رژیم پس زدن حق طلبی مردم را "بهانه " سرکوب قرار داده است. سوما: قبل ار حضور و حرکت گارد آزادی یکماه است در شهرهای کردستان دوباره به سرکوب و کشتار و زندان متکی شده است. چهارم : جمهوری اسلامی کارش از اینها گذشته که با چنین بهانه هایی مردم را مرعوب کند. بر عکس مردم در این حرکت خود را در کنار رهبران و نیروی مورد اعتماد خود می بینند و از آن نیرو میگیرند. و نکته آخر رفقای ما در این حرکت اقدام نظامی در دستور نداشتند . تا موجبی برای تعرض نظامی نیروهای سرکوبگر علیه مردم باشد. و همین جا به بخش آخر سئوالتان میرسم که در این مرحله از مبارزه مردم و حزب ما، فعلا شروع اقدامات مشخص نظامی را در دستور گارد آزادی نگذاشتیم. بعد نظامی کار این نیرو در این مرحله اساسا حفاظتی و حمایتی و دفاع ار خود و حضور علنی رهبران حزب در مقابل تعرض نظامی دشمن است. دلیلش اینست ما اساسا سیاست به میدان کشیدن جنبش اعتراض شهری و بسیج وسیع کارگران، جوانان، زنان و توده وسیع متنفر ار نظم کنونی و رژیم و خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی را در دستور داریم. مردم ایران و کردستان تظاهراتها و حرکتهای توده ای خود را برای سرنگونی شروع کرده اند. به نیروی متحد خود در شهرها و کانونهای مبارزات توده ای متکی هستند. و مسیر حرکت میتواند به جنبش توده ای سراسری با افق و سیاست روشن و به قیام کوبنده پایان دادن به جمهوری اسلامی منجر شود. میخواهیم فوکوسها بر روی این جهت گیری متمرکز باشد و توقع مردم به کار دیگری منتقل نشود. اما ما خام نیستیم ، در عین حال میدانیم در مبارزه مردم علیه جمهموری اسلامی ابراز قدرت نظامی ما و مردم ضرورت جدی پیدا میکند . ما بنا به ضرورت در تکمیل جنبش اعتراضی و سیاسی مردم به موقع عمل نظامی را هم بکار میگیریم. بویژه اقدام نهایی و قیام کوبنده مردم بدون اقدام نظامی برای برچیدن جمهوری اسلامی و دم و دستگاه سرکوبگر آن ممکن نیست.

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:40  توسط رحمان حسین زاده  |