تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبيرکميته کردستان حزب حکمتيست

همکاری با ارتش آمریکا جنایت علیه مردم

رحمان حسین زاده

دولت سوپر ارتجاعی بوش  در فکر ماجراجویی نظامی در ایران است. استیصال و شکست و ناکامی در جنگ عراق را در نظر دارد با ماجراجویی نظامی در ایران جبران کند. در این راستا به زعم خودشان جلب اپوزیسیون و مشخصا بعضی گروههای مسلح را در نظر دارند.  تصویب بودجه 75 میلیون دلاری کمک به اپوزیسیون مشخصا در خدمت عراقیزه کردن جامعه ایران و به تباهی کشاندن این جامعه است. شواهد نشان میدهد ، سازمان مجاهدین خلق و گروه قوم پرست سازمان زحمتکشان همکاری با نظامیان آمریکا را قبول کرده اند .تجربه عراق جلو چشم همگان است که چطور جنگ آمریکا یک جامعه بزرگ را به تباهی میکشد و جهنمی را بر  شهروندان آن جامعه تحمیل میکند. گروههای سیاسی و به اصطلاح "سیاستمدارانی" که این فاجعه بزرگ را می بینند و در ازای پول و اسلحه تن به همکاری آمریکا میدهند، برگه ظرفیت جنایتکارانه خود و سازمانشان را علیه جامعه و مردم ایران امضا میکنند. خود را به ارابه جنگ احتمالی آمریکا در ایران وصل میکنند. تبدیل شدن به سیاهی لشکر پنتاگون را پذیرا شده اند. نفرت بر چنین "گروههای سیاسی و سیاستمدارانی" که تباهی جامعه و لت و پار شدن هر روزه انسانها و کودکان در یک جنگ احتمالی را مبنای به قدرت رسیدن خود میدانند. جنگ احتمالی آمریکا در ایران و شریک شدن در این قمار جنگی علیه جامعه ومردم ایران جنایتی بزرگ علیه انسانیت و مدنیت است.این سناریو لازمست با هوشیاری و آگاهی مردم طرد شود. جریانات درگیر در این ماجراجویی نظامی باید رسوا و منزوی شوند. هر بخش از اپوزیسیون ایران که فقط حداقلی از انتظار مثل تضمین امنیت و مدنیت جامعه را در جریان سرنگونی جمهوری اسلامی مد نظر دارد. لازمست دخالت نظامی آمریکا در ایران را محکوم کند و شریک شدن در این ماجر اجویی را به عنوان اقدامی ضد جامعه و مردم ایران افشا و طرد و منزوی کند. لازمست جریانات سناریو سیاهی مثل مجاهدین خلق ایران و سازمان زحمتکشان زیر فشار اپوزیسیون و مردم مجبور به عقب نشستن از همکاری با ارتش آمریکا شوند.

 

تلویزیون الجزیره چندی قبل پرده از همکاری سازمان قوم پرست زحمتکشان با نظامیان آمریکا در کردستان عراق برداشت . سران این باند سیاه این خبررا با خشنودی  در سایتهای وابسته خود منتشر کردند. این واقعه تاکیدیست بر ماهیت سیاه این جریان که آمادگی  شریک شدن در بزرگترین جنایت آمریکا علیه مردم ایران و کردستان  را دارند. مردم آگاه کردستان و نیروهای سیاسی و چپ و حکمتیستها در این جامعه میتوانند تضمین کنند که چنین جریانات سیاهی فرصت میدانداری را در صحنه سیاست کردستان نداشته باشند. 27 سال مبارزه غنی و پر تجربه توده مردم کردستان پشتوانه محکم طرد  این جریانات سیاه است. مردم کردستان جنگ آمریکا را نمیخواهند. جنگ و پاکسازی قومی به بهانه فدرالیسم و قوم پرستی را نمیخواهند. تباهی جامعه و به هم خوردن شیرازه جامعه را زیر پوشش برانداختن جمهوری اسلامی نمیخواهند. مردم کردستان سه دهه است سر راست و با اتکا به نیروی خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی و رسیدن آزادی و رفاه و سعادت مبارزه میکنند. سه دهه است مبارزه خود را به جنبش و مبارزه آزادیخواهانه کارگران و مردم آزادیخواه سراسر ایران متصل کرده اند و امروز بیش از هر زمانی شرایط عروج جنبش قوی و آزادیخواهانه در سراسر ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی در جریان است و جنگ و دخالت نظامی آمریکا و فعال شدن جریانات گانگستری مسلح و پادوی پنتاگون تهدیدی علیه مبارزه مردم است . این تهدید و خطر تنها در نتیجه آگاهی و اتحاد و تشکل  مردم حول سیاستهای چپ و انقلابی و منشور سرنگونی تضمین میشود.

سازمان فدرالیست و قوم پرست زحمتکشان و آمادگی شریک شدن این جریان در ماجراجوییهای نظامی آمریکا باید مورد تنفر و انزجار عمیق مردم کردستان قرار گیرد و این جریان از جامعه طرد شود.  حکمتیستها بیش از پیش به این وظیفه و رسالت خود آگاه بوده و به آن متعهد هستند و برای آن میکوشند. به علاوه سازمان کومه له لازمست در این زمینه نقش خود را ایفا کند. بویژه که این جریان تحت نام "کومه له" مواجب بگیری پنتاگون و شریک شدن در قمار جنگی آمریکا علیه مردم ایران را تبلیغ میکند.

15 -2-2007  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:22  توسط رحمان حسین زاده  | 

اكتبر ١٢٨  منتشر شد.


 

در اين شماره ميخوانيد:
- همکاری با ارتش امریکا
- آقای ایوبی! راه حل معلمان " سنی گری و کردایه تی" نیست
- کارگران و دانشجویان مهاجر در کردستان عراق
- فستیوال آدم برفی در اشنویه، این شهر سالهاست که "شهرستان" است!


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:21  توسط رحمان حسین زاده  | 

برنامه جمعه بيستم  بهمن ماه  ١٣٨٥،   نهم  فوريه   ٢٠٠٧

به استقبال روز جهانى زن

فستيوال آدم برفى، نمايش ديگرى از دفاع از حقوق انسانى و كودكان، اينبار در شهر بانه

قدرت و پتانسيل صف برابرى زن و مرد در جامعه عليه رژيم ـ در استقبال از ٨ مارس

گفتگو با رحمت فاتحى و رحمان حسين زاده

قسمت اول        قسمت دوم        قمست سوم    

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 17:57  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

اعتراف به شکست

(در حاشیه شکوائیه های سازمان "حقوق بشر" کردستان از حکمتیستها)

 

رحمان حسین زاده

شکست پروژه "روزه سیاسی" گریبان فراخوان دهنده آن یعنی سازمان "حقوق بشر" کردستان را رها نمیکند . این شکست بویژه به این دلیل بر این نهاد سخت آمده، چون حمایت کل صف ناسیونالیسم در کردستان ایران در داخل و خارج نتوانست مانع ناکامی تاکتیک "روزه سیاسی" شود. هر دو شاخه حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان و کل نهادها و شخصیتهای ملی و مذهبی و فرهنگی و قانونی ناسیونالیسم درکردستان کمر همت بستند تا "روزه سیاسی" شان را به سرانجام برسانند. این "روزه" گرفته نشد و این "سیاست اسلامی" ناکام ماند. جواب رد و محکم ما و مردم کردستان موجب رسوایی کل صف ناسیونالیسم در این واقعه شد. دیگران، حمایت کنندگان این فراخوان میتوانند به روی خود نیاورند و سکوت کنند و همین کار را هم کرده اند. اما نورافکن بر فراخوان دهنده متمرکز است. به دنبال این ناکامی و در فاصله ده روزه نهاد "حقوق بشر" با انتشار دو اطلاعیه پشت سرهم این شکست را توجیه و به وقوع آن اعتراف میکند. در هر دو اطلاعیه شکوائیه ها وعصبانیت این نهاداز فعالیتها و افشاگریهای حکمتیستها در مقابله با آکسیون "روزه سیاسی" و ماهیت قومی این نهاد صراحتا ابراز شده است. در مورد عکس العمل قابل انتظار سازمان "حقوق بشر" بر علیه صف آزادیخواهی و حکمتیستها در کردستان توضیحاتی لازم است.

تحریفات و واقعیات

هر دو اطلاعیه نهاد "حقوق بشر" کردستان همزمان واقعیات و تحریفاتی را علیه نقش و کارکرد حکمتیستها در جریان کشمکش مربو ط به "روزه سیاسی و روز ملی" تاکید میکنند. ابتدا این واقعیت را تایید میکنند که حکمتیستها نقش موثری در ناکام کردن آکسیون "روزه سیاسی و اعلام روز ملی "داشتند.در یک کلام این شکست و ناکامی خود را از چشم حکمتیستها میبینند. عصبانیت و ادعاهای غیر بالانس این نهاد از همین جا ناشی میشود. در اطلاعیه اول از این شکایت دارند که توسط "نیروی مسلح آزادی" که منظورشان گارد آزادی است، تهدید شده اند و د ر اطلاعیه دوم به تاریخ 15 بهمن از این عصبانی اند که آنها را نهاد "حکومتی و دولتی و ملی و قوم پرست " نامیده ایم. سازمان "حقوق بشر" سطوح مختلفی از مسائل را به دلخواه خود قاطی کرده است. به مواردی از آن اشاره میکنم.

اولا: واضح است حضور موثر واحدهای گارد آزادی در چند ماهه اخیر در شهرهای کردستان و بویژه در همان هفته ای که این جریان قصد "روزه سیاسی" و اعلام "روز ملی" را داشت ، بر فضای جامعه تاثیر گذار بوده و تهدیدی علیه فعالیتها و ترفندهای ناسیونالیستی و از جمله تاکتیک روزه سیاسی و جست و خیز این نهاد بوده است. اینها این واقعیت را لمس میکنند که حضور گارد آزادی نوید دهنده یک امید بزرگ برای تحرک آزادیخواهانه مردم و یک مانع جدی در مقابل تحرک ناسیونالیستی ، عقب مانده وگمراه کننده علیه مردم است. قابل دسترس کردن یک ابزار قدرت مردم در مقابل جمهوری اسلامی و هر جریان سیاه و قومی و ارتجاعی است که بخواهد اعتراض برحق مردم علیه جمهوری اسلامی را به بیراهه بکشد. گارد آزادی در حال حاضر با حضور خود پیام آزادی و برابری را به میان مردم میبرد و مردم را از دنباله روی از ارتجاع اسلامی ،قومی، ملی و ناسیونالیستی بر حذر میکند. راه موثر و آزادیخواهانه اعتراض و مبارزه و سیاست و ابزار و نیروی آزادیخواهانه مبارزه را به آنها نشان میدهد . راه منزوی کردن ارتجاع وناسیونالیسم و قوم پرستی را ترسیم میکند و سیاستها و روشهای ملی و اسلامی و گمراه کننده را همچون همین مورد "روزه سیاسی" افشاء میکند. این اقدامات گارد آزادی عین فعالیت سیاسی و اجتماعی یک نیروی مسلح آزادیخواه و متعهد به مردم است. نفس حضور و وجود چنین نیرویی در وهله اول تهدیدی سیاسی علیه ارتجاع و عقب ماندگی و ناسیونالیسم است. اگر ناسیونالیستها و نهاد حقوق بشری آنها تهدیدی را لمس کرده اند، همین تهدید سیاسی است و تهدید نظامی در کار نبوده است. نهاد "حقوق بشر" با این تحریف مظلوم نمایی میکند تا افشای سیاستها و همین تاکتیک روزه سیاسی را توسط گارد آزادی و حکمتیستها ، نزد صفوف ناسیونالیستها توجیه کند.

ما گفته ایم در حال حاضر گارد آزادی زمانی اقدام به عمل نظامی میکند که یک نیروی ارتجاعی و زورگو علیه مردم اقدام به تهدید و اقدام نظامی بکند. مشابه مواردی که سال گذشته مزدورانی تحت نام "کفن پوشان اسلامی" بعضی از شهروندان مریوان را تهدید کردند و عینا با التیماتیوم و تهدید موثر فرماندهی گار آزادی روبرو شدند و حساب دستشان آمد.

دوما : ناراحتی دیگر سازمان "حقوق بشر" کردستان این موضوع است که گویا ما سازمانشان را حکومتی و دولتی معرفی کرده ایم. نهاد آنها خود را مستقل از دولت اعلام کرده است. صرفنظر از ماهیتشان ما هم علاقمندیم مستقل از دولت باشند . اما حقیقت اینست این نهاد خود را شاخه "حقوق بشری " جنبشی ناسیونالیستی معرفی کرده که حی و حاضر یک سر آن در حکومت و دولت و سر دیگر آن در اپوزیسیون است. خود سازمان حقوق بشرو بسیاری شخصیتها و نهادهای ظاهرا مستقل دیگر وسط هر دو گویا لولای اتصال این دو بخش "جنبش کردایه تی " هستند. همکاریها و همسوییها و طومار امضا کردنهای مشترک با فراکسیونیهای سابق و امروزی درون مجلس اسلامی و با امثال بها ادب و جلالی زاده و ولد بیگی و با جبهه متحد کرد و رابطه گنگ و آلوده با ناسیونالیستهای درون حکومتی مرزهای این جریانات به ظاهر مستقل را بسیار مخدوش کرده است. و دقیقا این مرزهای مخدوش خود حاصل ناسیونالیسم وملی گرایی است که در اساس افق و تصویر و سیاست و فرهنگ و سنت عقب مانده آن با ارتجاع حاکم ریشه بسیار مشترکی دارد، که مرز مجزای محکمی وجود ندارد. همین فراخوان "روزه سیاسی" دارای چنان ظرفیت عقب مانده ای بود، که مورد حمایت دوم خردادیهای سابق در کردستان و شاخه های مختلف ناسیونالیستها و ملی گراهای قانونی کرد، از جمله شاخه دولتی آن ، فراکسیون نمایندگان سابق و کنونی مجلس اسلامی و امثال بهاء ادب و جلالی زاده قرار گرفت. خیل ناسیونالیسم کرد حکومتی و غیر حکومتی، قانونی و غیر قانونی ، قوم پرست وغیر قوم پرست ، ملی غیر مذهبی و ملی مذهبی از درون مرز و از برون مرزبه این فراخوان پیوستند. سیاست و تاکتیک ارتجاعی و بی ربط به مردم،ارتجاع حکومتی و غیر حکومتی را به دنبال میکشد. اگر این نهاد از تداعی شدن با ناسیونالیستهای دولتی نگران است ، باید فکری به حال فلسفه وجودی و سیاست و تاکتیکهای خود بکند. آب از سرچشمه گل الود است.

سوما و تعجب آور اینکه از اسم بردن از آنها به نام جریان ملی و قومی برآشفته اند. ظاهرا پوشش "حقوق بشر" به این منظور انتخاب شده تا هر جا و هر زمان ناکامی و کوس رسوایی قوم گرایی و ملی گرایی به صدا درآمد ، به چهره "حقوق بشریشان" بچسبند. اما در پس نمایش "حقوق بشری" دم خروس قوم گرایی غلیظ و فاشیستی بیرون میزند. نهادی که بنیادش را طبق گفته و پلاتفرم صریحشان "دفاع از حقوق بشر کرد" اعلام کرده اند، از همان بنیاد عرصه حقوق بشررا قومی و نژادی اعلام کرده اند، از همان بنیاد حقوق جهانشمول بشر را هم تابع "ملیت" کرده اند و چیزی جز یک راسیسم قومی را زیر لوای "حقوق بشر" نمایندگی نمیکنند. بگذار مقایسه بکنیم. هم اکنون سازمان جهانی و مشهور حقوق بشر به نام "امنستی انترنشنال " در سراسردنیا فعالیت میکند. مرکز اصلی این سازمان در انگلستان است. اگر این نهاد اعلام کند که وظیفه اش دفاع از "حقوق بشر انگلیسی ها" است . فقط زمان تعرض به حقوق آنها آکسیون و اعتراض دارد در دنیای متمدن چنین نهادی را نه تنها مدافع حقوق بشر نمیدانند، بلکه علاوه بر تنفر و انزجار عمومی ، چه بسا به عنوان نهاد راسیستی فعالیت آن را رسما ممنوع اعلام کنند.

سازمان "حقوق بشر" کردستان و کارکرد تاکنونی آن از این جنس است. جریانی که حقوق جهانشمول بشر را به "حقوق بشر" ملیت خود تقلیل میدهد. تنها زمان تعرض سرکوبگران به هم "ملیتهایش" اعتراضی دارد. زمانی که رسما نگران افزایش جمعیت غیر کردزبانان شهر سنندج و آن را به ضرر "کردها" تبلیغ میکند، قبل از هر چیز ضدیت خود را با حقوق بشر به طور کلی و با حقوق شهر وندی نشان میدهد. چنین نهادی قومی و فاشیستی و ربطی به حقوق بشر ندارد. اگر حقوق بشر نزد اینها احترامی میداشت ، میبایست به نام حقوق بشر فعالیت نکنند. آنچه اکنون تحت نام "حقوق بشر کردستان" ایجاد شده یک نهاد قومی و ارتجاعی مثل دیگر نهادهای ارتجاعی ناسیونالیستی و مردم با همین نام باید آنها را بشناسند.

در خاتمه تاکید کنم،در هفته ای که نهاد "حقوق بشر" کردستان میخواست بساط "روزه سیاسی " و اعلام "روز ملی" را پهن کند. حکمتیستها و گارد آزادی با فعالیت موثر خود،با حضور علنی و موفق گارد آزادی در شهرهای مهاباد و سنندج در کنار مردم آزادیخواهی قرار گرفتند که نقش مهمی در شکست پروژه "روزه سیاسی و اعلام روز ملی" ناسیونالیستها و شاخه "حقوق بشری" آنها ایفا کردند. آن هفته، به هفته شکست آنها و پیشروی مردم و جنبش و حزب ما تبدیل شد. شکوائیه ها و بغض و کینه ناسیونالیستها و نهاد حقوق بشر آنها ریشه در این واقعیت دارد.

***

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:32  توسط رحمان حسین زاده  | 

نشریه اکتبر شماره 127 منتشر شد

اکتبر  127 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:30  توسط رحمان حسین زاده  | 

اکتبر شماره 126 منتشر شد

اكتبر ١٢٦

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:10  توسط رحمان حسین زاده  | 

آکسیون "روزه سیاسی": دو بار شکست

رحمان حسین زاده

فراخوان روزه سیاسی "سازمان حقوق بشر کردستان" و طیف متنوع ملی مذهبی های کرد حمایت کننده آن، شکست خورده است. مردم معترض و متنفر از جمهوری اسلامی در کردستان با تجارب غنی از سابقه 27 ساله مبارزه بی امان علیه این رژیم ، طبیعی بود اعتنایی به چنین "فراخوانی" نخواهند داشت. حمایتهای مستمر ملی مذهبی های درون کشوری وهر دو شاخه حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان و نهادها و رسانه های این جریانات فدرالیست نه تنها کمکی به پیشبرد این پروژه نکرد، بلکه رسوایی کل این طیف سهیم در این فراخوان اسلامی از قبل ناکام برملا شد. ما این شکست را پیش بینی کردیم و نه تنها پیش بینی کردیم به سهم خود محتوای واقعی این حرکت و بی ربطی واضح آن را به اهداف و روشهای مبارزاتی مردم کردستان افشاء کردیم. گفتیم نام بردن از روزه سیاسی به عنوان اقدام اعتراضی در جامعه کردستان یک دهن کجی بزرگ به کل تجارب مبارزات قاطع مردم در 27 سال گذشته علیه جمهوری اسلامی است. گفتیم این روش هیچ فشاری را بر جمهوری اسلامی و مقامات آن ایجاد نمیکند و دقیقا روشی برگرفته از میراث جمهوری اسلامی و در میان مردم معترض مذموم است. و گفتیم این حرکت ربطی به دفاع از "حقوق بشر" و کاهش فشارهای جمهوری اسلامی در کردستان ندارد ، بلکه مانوور ملی مذهبی های کرد و شاخه حقوق بشری آنها در آستانه سالروز "جمهوری مهاباد " و بازار گرمی برای تحمیل خرافه "روز ملی" بر مردم کردستان است و گفتیم مردم از کنار آن رد میشوند و به آن توجهی نخواهند کرد و همین اتفاق افتاد.

این فراخوان و ائتلاف رسمی و غیر رسمی حامی آن در داخل و خارج کشور در هر دو هدف مورد نظرشان شکست خورده است. اولا : از خلال این آکسیون میخواستند خودی نشان دهند وتوجه مردم را به حرکتشان جلب کنند . چنین اتفاقی نیفتاد و شکست اول را ثبت کرد. دوما میخواستند این حرکت پیش درآمد اعلام "روزملی شان" و برپایی "جشنهای ملی" در دوم بهمن سالروز "جمهوری مهاباد" باشد. این اتفاق هم نیفتاد و شکست دوم را ثبت کرد.

"سازمان حقوق بشر کردستان" عصبانیت خود را از این شکست و ناکامی در عکس العمل به فعالیتهای ما در مقابل تاکتیک اسلامی "روزه سیاسی شان" به وضوح بروز داده است و در مطلبی چنین نوشته است "آن گروه حتی طی چندین بیانیه و اطلاعیه لزوم مقابله و سرکوب نهاد حقوق بشری کردستان از طریق نیروهای مسلح آزادی شان مطرح نمود. اخیرا نیز گروه مذبور در باره فراخوان "ر.م.م.ک" ، بیانیه صادر کرده و اینبار این سازمان را در ردیف گروههای سیاسی و حکومتی و یا اصلاح طلب حکومتی و ملی و مذهبی قرار داده و متهم کرده است".

فعلا از این میگذرم که ادعای تهدید آنها توسط گارد آزادی کذب است و ارزش جوابگویی ندارد. اما بیانات بالا هذیانات بعد از شکست و رسوایی تاکتیک "روزه سیاسی" است. نهاد "حقوق بشری" ناسیونالیستها به دنبال این شکست میخواهد از موئتلفین فراخوانش فاصله بگیرد. و این از پیامدهای شکست هر سیاست و تاکتیکی است که بعدا گریبان مبتکران آن را میگیرد. در روزهای فراخوانشان ما گفتیم ائتلاف دوم خردادیهای سابق کردستان ، فراکسیون کرد مجلس ششم و هفتم جمهوری اسلامی و امثال بها ادب و جلالی زاده وولدبیگی و کل طیف ملی مذهبی کرد حامی این فراخوانند. همانوقت همین "سازمان حقوق بشر کرد" نه تنها ادعای مارا اتهامی به خود قلمداد نمیکرد، بر عکس در وبلاگ و تبلیغات و اظهارات مسئولش حمایت آنها را لیست کرده و به آن مباهات میکرد. امروز که شکست مسجل شده و چیزی جز رسوایی نصیب نبرده اند، به فکر جدا کردن حساب خود از امثال ادب و جلالی زاده و ... هستند و واقعیات گفته شده از جانب ما را اتهامی به خود قلمداد میکنند. اما نورافکن روی آنها متمرکز است.به سادگی نمیتوانند رنگ عوض کنند.اگر از این ائتلاف پشیمانند رسما باید توضیح دهند. اگر همسویی سیاسی تاکنونیشان با طیف دوم خردادیهای سابق و "فراکسیونهای کرد مجلس" و "جبهه متحد کرد" و امثال ادب و جلالی زاده و ولد بیگی و امثالهم را اتهام به خود میدانند چرا؟

مردم و چپ جامعه کردستان را نمیشناسند.

ناسیونالیستهای کرد و ائتلاف غیر رسمی ملی مذهبی کردستان ایران از "فراکسیون کردهای مجلس و جبهه متحد کرد و سازمان حقوق بشر تا هر دو شاخه حزب دمکرات کردستان و سازمان زحمتکشان" که همگی به طور سمبولیکی در داخل و خارج کشور حول "روزه سیاسی" همسو شدند. جامعه کردستان ایران را آنطور که هست نمیخواهند بشناسند. تحولات عمیق رادیکال و اجتماعی این جامعه ، چپ گرایی و توقعات بالای مبارزاتی مردم را علاقمندند ، دست کم بگیرند. اگر چنین نبود به تاکتیک احمقانه "روزه سیاسی" نمیرسیدند. خود فریبی میکنند و از یاد میبرند از مقطع انقلاب 57 تا کنون گام به گام سیاست چپ و رادیکال و جنبش چپ و رادیکال در عرصه های مختلف اجتماعی ، الهام بخش مبارزه پیگیر مردم علیه جمهوری اسلامی بوده است. اینجا عرصه کوچ ها، راهپیماییها و تحصنهای بزرگ شهری، اینجا میدان جنگ انقلابی، اینجا عرصه تحرک کارگری و اول مه های باشکوه در اوج اختناق و استبداد، اینجا صحنه همایشهای برابری طلبانه و انسانی زنان و مردان و 8 مارسهای باشکوه و مراسمهای دفاع از حقوق کودکان و اینجا صحنه مداوم اعتراض قاطع مردم علیه جمهوری اسلامی و سرکوبگران و اعتصاب عمومی 16 مرداد بوده است. بر پایه چنین تجارب مبارزاتی ، جنب و جوش اعتراضی مردم خواب از چشم جمهوری اسلامی و هم پیمانان سابق و امروزی آن ربوده است. در این جامعه و با چنان پتانسیل بالای مبارزاتی مضحکه "روزه سیاسی" معلوم بود چیزی جز شکست درو نخواهد کرد. جای نامناسبی سرمایه گذاری کردند. سیاست و روشهایشان ربطی به مبارزه مردم ندارد و بیگانگی خود را با اعتراض و مبارزه بر حق مردم به نمایش گذاشت. مردم و چپ جامعه را دست کم گرفتند. به مردم و چپ جامعه و حکمتیستها در کردستان باید درود فرستاد که جواب محکمی به بساط ملی اسلامی آنها دادند. بهتر است برای همیشه این بساط را جمع کنند و دست از سر مردم بردارند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:45  توسط رحمان حسین زاده  | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:43  توسط رحمان حسین زاده  | 

جامعه كردستان و شكافى هر چه بزرگتر: صف  ناسيوناليستها و اصلاح طلبان كرد و صف مردم آزاديخواه و راديكال 

فستيوال آدم برفى در دفاع از حقوق كودكان در شهر مريوان، تحرك نيروهاى ناسيوناليست و اصلاح طلبان كرد با روزه سياسى و روز ملى كرد و ...

صف مردم در ايران براى دفاع از معيشت و زندگى در مقابل تباهى و فقر و خطر فلاكت رژيم اسلامى

گفتگو با صالح سردارى، رحمان حسين زاده  و كورش مدرسى

قسمت اول        قسمت دوم       

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 22:19  توسط رحمان حسین زاده  |