تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبیر کمیته کردستان

اکتبر ويژه هفته منصور حکمت منتشر شد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 22:9  توسط رحمان حسین زاده  | 

رپرتاژی از گردهم آیی دوستداران حکمت در کردستان عراق

TinyPic image

به مناسبت هفته حکمت روزجمعه 8 ژوئن 2007 تفریحگاه سد دوکان کردستان عراق شاهد  گردهم آیی دوستداران منصور حکمت بود.  محل مناسبی از تفریحگاه دوکان از قبل برای این مناسبت در نظر گرفته شده بود. اولین گروه  ساعت 9 صبح در محل تعیین شده مستقر شدند . به تدریج دوستداران حکمت در دسته هاو گروههای مختلف از شهرهای سلیمانیه، کرکوک ،سید صادق، رانیه ، قه لا دزه، و همچنین از میان ایرانیان مهاجر در کردستان عراق خود را به   تفریحگاه دوکان رساندند. هر دسته و گروه تازه وارد با استقبال گرم حضارروبرو میشد. فرصتی بود که هم دوستان و آشنایان قدیمی از شهرهای مختلف دیدار تازه کنند و هم آشناییها و دوستیهای جدید برقرار شود. بزرگداشت منصور حکمت ، علاقه به آشنایی بیشتر با افکار و سیاست این انسان بزرگ و یاد کردن از وی ، سرنخ به هم پیوند زدن و گرد آوردن تعداد قابل توجهی ازعلاقمندان وی از شهرهای مختلف کردستان عراق و از میان مهاجرین ایرانی شده بود.  

TinyPic image

گروه تدارک این گردهم آیی در چار چوب امکانات موجود در فضای بازتوانسته بود، در قسمتی از تفریحگاه محلی برای اجرای متینگ و سخنرانی به این مناسبت آماده کند. در ساعت 12 ظهر جمعیت حاضر در این محل تجمع کردند. آسو کمال عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری عراق و مجری برنامه  ضمن خوشامد گویی به حاضرین ، در مورد هفته حکمت به عنوان فرصتی برای آشنایی بیشتر با منصور حکمت و دستاوردهای زندگی وی صحبت کرد. سپس از رحمان حسین زاده عضو رهبری حزب حکمتیست خواست ،  در این مناسبت سخنرانی کند. رحمان حسین زاده در ابتدای سخنرانی خود اشاره کرد، "اگردنیا وارونه نبود و اگر رسانه ها تابع حقیقت بودند، در هفته حکمت و در شناساندن منصور حکمت و افکار و سیاست و پراتیک و تصمیمات بزرگ وی نمی بایست ذره ای دریغ میکردند. افسوس که در دنیای وارونه و میدیای مبلغ این وارونگی  پرچمداران حقیقت و انسانیت و رهبرانی چون منصور حکمت  را آگاهانه سانسور میکنند. هفته حکمت در تقابل با این سانسور وسیع میخواهد حکمت را بشناساند" سپس بر مقاطع مهمی از تاثیر گذاری منصور حکمت بر فضای سیاست در ایران و عراق اشاره کرد.
 به دنبال شه مال علی از رهبری حزب کمونیست کارگری عراق در مورد نقش بلامنازع منصور حکمت در شکل دادن به حرکت کمونیسم کارگری و ایجاد حزب کمونیست کارگری عراق سخنانی ایراد کرد. در بخش پایانی سخنرانیها آسو کمال افکار و سیاست به شدت آزادیخواهانه و برابری طلبانه حکمت را در جنبش زنان مورد اشاره قرار داد. در ضمن سمیر عادل رئیس کنگره آزادی عراق پیامی را به این مناسبت به این تجمع دوستداران حکمت ارسال کرده بود.
 
در قسمت بعدی میکروفون در اختیار حضار بود که هر کدام در فرصت کوتاهی به این مناسبت سخنرانی کنند. سه نفر از میان حضار هر کدام در مورد تاثیر گذاری منصور حکمت بر محیط سیاسی پیرامون آنها و حیات سیاسی و شخصی خود صحبت کردند. پایان بخش این متینگ کوتاه معرفی آثار منتخب منصور حکمت به زبانهای فارسی و عربی بود. در این قسمت شه مال علی آثار منتخب بزرگ منصور حکمت به زبان فارسی و آثار  منتخب وی به زبان عربی"المختارات" را معرفی کرد.
بعد از پایان متینگ و مراسم گرامیداشت منصور حکمت ، جمعیت حاضر تا ساعت هفت غروب در فضای صمیمانه در تفریحگاه دوکان در کنار هم ماندند. در جمعها و محافل مختلف بحث در مورد منصور حکمت و مقاطع مهم زندگی سیاسی او ادامه داشت. 
***


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 17:0  توسط رحمان حسین زاده  | 

همکاری با آمریکا ، دشمنی با مردم (در حاشیه اظهارات مصطفی هجری)


رحمان حسین زاده

مصطفی هجری دبیر کل یکی از جناحهای حزب دمکرات کردستان ایران در سمیناری به تاریخ بیست و یکم مه 2007 در دانشگاه صلاح الدین شهر اربیل کردستان عراق بار دیگر و بی پرده اعلام کرده است "باید با آمریکا همکاری کنیم" و ما در مقابل صراحتا به ایشان و حزبش هشدار میدهیم "همکاری با آمریکا، یعنی دشمنی با مردم ".

اظهار نظر هجری و جوابیه ما بیانگر دو سیاست تماما متفاوت و نقطه مقابل هم در قبال تحولات سیاسی مربوط به آینده ایران و کردستان است. مردم کردستان میتوانند ، انتخاب کنند.
سیاست حزب دمکرات و دیگر فدرالیستها و ناسیونالیستها امید بستن به جنگ و نیروی نظامی آمریکا برای دخالت در اوضاع ایران و بر این مبنا به قدرت خزیدن حزبشان است. طرح مورد نظر حزب دمکرات و دیگر فدرالیستها معرفه است. پیامدها و مصائب دخالت نظامی و جنگ آمریکا در عراق بر همگان روشن است. مردم ایران و کردستان در همین 4 سال جلو چشمشان وقوع چنین سناریویی را در کشور همسایه تجربه کرده اند. مردم صحنه های انفجارات انتحاری و کشتار مردم بیدفاع و سربریدن انسانهای بیشماری را توسط گانگسترهای منتسب به اقوام و مذاهب را دیده اند. مردم صحنه های دردناک به بمب بستن کودکستان و مدرسه و بیمارستان و دانشگاه و کارخانه و محیط کار و محله را هر روزه می بینند. مردم از هم پاشیدن کامل یک کشور بزرگ و تباهی عمومی حیات یک جامعه بیست میلیونی را در مدتی کوتاه می بینند. مردم پیامدهای جنگ آمریکا در عراق را مشاهده کرده اند.

فعلا از این میگذرم که بعد از شکست آمریکا در عراق پافشاری هجری بر "همکاری با آمریکا" چیزی جز بلاهت سیاسی نیست، اما اگر فدرالیستهای کرد و امثال مصطفی هجری با چشم پوشیدن بر تباهی زندگی انسانها در سراسر عراق ،فقط از زایه تنگ و ارتجاعی منفعت "کردایه تی" الگوی کنونی کردستان عراق را برای آینده کردستان ایران در نظر داشته باشند، به ایشان باید یادآوری کرد ، شرایط بالنسبه امن تر نسبت به جهنم حاکم شده در بغداد و کرکوک و بعقوبه و حله و رمادی و بصره و سراسرعراق امتیازی محسوب نمیشود و الگویی برای تضمین امنیت و مدنیت مردم نیست. متاسفانه در حال حاضر گسترش تروریسم و ناامنی و سر برآوردن تروریسم اسلامی در همین کردستان عراق نگرانی شبانه روزی توده مردم است. انفجارات اخیر اربیل و مخمور وتحرک باندهای تروریستی پرده اول اتفاقات سهمگینی است که در انتظار این جامعه است. به علاوه ابهام و انتظار و بلاتکلیفی حاکم بر این جامعه ، تدریجا تباهی روحی و سیاسی و اجتماعی گسترده ای را بر شهروندان کردستان عراق حاکم کرده است. فرار دسته دسته جوانان و شهروندان این جامعه به خارج مرزها و سپردن سرنوشت خود به آینده نامعلوم انعکاس این استیصال عمومی و بیزاری از وضعیت موجود است. گفتم اگر مصطفی هجری با عوامفریبی بخواهد الگوی "فدرالیسم" کردستان عراق به مردم کردستان ایران را وعده بدهد، باز همچون دزد ناشی به کاهدان زده است. مردم در کردستان ایران به خوبی در جریان اوضاع کنونی کردستان عراق هستند و چنین موقعیت و الگویی نمیتواند با توقع و انتظارات آنها از زندگی و آینده بعد از جمهوری اسلامی تطابق داشته باشد.

واضح است زندگی و منفعت و آینده مردم هیچوقت مسئله ناسیونالیستها و امثال حزب دمکرات نبوده است . اگر کردستان عراق و شهرهای سلیمانیه و اربیل هم مثل امروز بغداد شب و روز در آتش جنگ و انفجارات بسر میبردند، فدرالیستها و حزب دمکرات کماکان پیاده نظام ارتش آمریکا و در رکاب آن برای پاشاندن شیرازه جامعه در صف اول بودند، برای همین کار درست شده و مورد حمایت پنتاگون هستند و اکنون در صف اول این حرکت ارتجاعییند.

مردم با هوشیاری تمام باید بدانند، فدرالیستها آن دسته از سیاست و سیاستمدارانی هستند که به امید حمایت آمریکا بر تفرقه و کینه قومی و بادزدن کشمکش و جنگ اقوام برای آینده ایران سرمایه گذاری میکنند. از این طریق خود و "احزابشان" میخواهند به قدرت برسند و فدرالیسم را حاکم کنند.میخواهند در حمایت بمب و موشک و جنگ آمریکا و تحت نام "حق قومی و آب و خاک " کرور کرور انسانهای تا دیروز هم سرنوشت و همسایه و دوست و آشنا را تحت نام ترک و کرد و فارس و بلوچ و عرب به کام جنگ داخلی از تهران گرفته تا ارومیه و کرمانشاه و سنندج و ایلام ونقده و زاهدان و اهواز و تااقصی نقاط ایران بکشانند. همان سناریوی سیاه بالکان و یوگوسلاوی و افغانستان و عراق را میخواهند در ایران تکرار کنند. همکاری این جریانات با آمریکا به منظور اجرای چنین نقشه ای یعنی دشمنی مستقیم بامردم. اینها احزاب و سیاستمداران انگلی هستند که از کشتارهر روزه و لت و پار شدن انسانها و از هم پاشیدن شیرازه جامعه قوت قلب میگیرند و بر این اساس نقشه می چینند. چنین سیاست و احزاب و سیاستمدارانی دشمن مستقیم مردم و به منظور دفاع از امنیت و مدنیت جامعه و در دفاع از منفعت مردم باید رسوا و منزوی شوند. مردم ایران و مردم کردستان با صدای رسا باید اعلام کنند دخالت نظامی آمریکا در ایران موقوف و همکاری هر جریان و احزابی با آمریکا محکوم است.

در قبال تحولات سیاسی ایران انتخاب دیگری در مقابل ما و مردم سرنگونی طلب و آزادیخواه وجود دارد. باید به اراده مردم برای تعیین تکلیف آینده جامعه اتکا کرد. باید متحد و متشکل شد. باید همبستگی و اتحاد صفوف مردم را حول سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و در هم کوبیدن کامل این رژیم سیاه ایجاد کرد. منشور سرنگونی جمهوری اسلامی، پلاتفرم شفاف و سرراست به زیر کشیدن جمهوری اسلامی، و حزب حکمتیست آماده ایفای نقش خود در این مبارزه آزادیخواهانه وعادلانه است . این مسیرمبارزاتی و منشور سرنگونی و حزب حکمتیست را باید انتخاب کرد.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 11:55  توسط رحمان حسین زاده  | 

سیاست باز سناریوی سیاه (نگاهی به مصاحبه اخیر عبدالله مهتدی)

رحمان حسین زاده

در شماره 139 نشریه اکتبر  بخشی از مصاحبه عبدالله مهتدی با دو فرد آمریکایی به نامهای توتین و پاتریک را به همراه اظهار نظر رفیق جمال کمانگر منتشر کردیم. اظهارات عبدالله مهتدی در این به اصطلاح مصاحبه ، کاراکتر  وی و سازمان متبوعش را در معادلات سیاسی مربوط به جامعه ایران و کردستان با وضوح بیشتری مشخص میکند. کاراکتری که از بدو پیدایش باند زحمتکشان ما مدواما در مورد آن روشنگری کرده ایم. عبدلله مهتدی فرصت خلوت کردن  با دو وبلاگ نویس آمریکایی  و شاید دو مامور سیا و پنتاگون را غنیمت شمرده تا بی محابا آمادگی خود و سازمانش را برای انطباق با  پروژه های سیاه  مورد نظر دولت سوپر راست آمریکا را  در ایران بر شمرد.     

قطب نما ، همگامی با آمریکا

 

از مدتها قبل فدرالیستهای کردستان ایران و از جمله باند زحمتکشان قطب نمای حرکت خود را بر اساس انطباق با سناریوی مورد نظر آمریکا در رابطه با ایران طرح ریزی کرده اند. آرزوی اجرای نقشه نظامی سیاه آمریکا همانند آنچه که در عراق اتفاق افتاده را در سر میپرورانند. خود را برای انطباق با چنین نقشه ای و رسیدن به فدرالیسم و نان و نوایی آماده میکنند. در این راستا و در این مصاحبه عبدالله مهتدی به قول خودش المنتهای سیاسی را مورد نظر دارد که باب طبع سیا و پنتاگون برای ایفای نقش به عنوان نیروی دنبالچه دخالت نظامی در ایران است . او به هر قیمت میخواهد دل این دو مامور آمریکایی را به دست آورد ، تا نقش لابی جریانش را در کریدورهای پنتاگون ایفا کنند.

  

المنتهای سناریوی مورد نظر آمریکا

به خدمت پذیرفته شدن هر جریان در سناریوهای سیاهی که سردمداران کاخ سفید و پنتاگون در دوره نظم نوین جهانی اجرا کرده اند، مختصاتی را میطلبد . همانند آنچه در یوگوسلاوی و بالکان، عراق و افغانستان دیدیم . سناریوی سیاه آمریکا بر شکافهای عقب مانده و کینه و نفرت قومی و مذهبی، برقوم پرستان و نژاد پرستان همگام با نقشه های جنگ و کشتار و خانه خرابی و ویرانی ، و بر دارودسته های نظامی همچون ارتش آزادیبخش کوسوو و رشید دوستومهای افغانستان و المهدیها و فدرالیستهای عراق سرمایه گذاری میکند. عبدالله مهتدی این المنتهای باب طبع پنتاگون را میشناسد و آگاهانه چنین مختصاتی را از خود عرضه میکند. مولفه های این مختصات قابل توجه است.  

عبدالله مهتدی در این مصاحبه نشان میدهد به خوبی به نیاز آمریکا بر شکافهای قومی و مذهبی آگاه است. در همین رابطه بر خلاف حقیقت پایه ای 28 ساله مبنای جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان، این تصویر را میدهد که جنگ جمهوری اسلامی در کردستان "هم سیاسی و هم قومی و هم مذهبی است". و میفرمایند ، جامعه کردستان ایران "سه مذهب عمده دارد" و جناب مهتدی سیمای جامعه کردستان را با دسته بندی مذهبی و قومی توضیح میدهد.  همچنین از این ناله میکند که جغرافیای کردستان ایران را در "چهار استان ایلام و آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه" تجزیه کرده اند، و لاجرم همانند تمام ناسیونالیستها مرتجع و افراطی و فدرالیست امروزی نسخه جنگ بر سر جغرافیا و سرزمین و آب و خاک را در شیپور میدمند و آمادگی ظرفیت جنگیدن در این راستا را از خود نشان میدهد.  

اما مهتدی میداند اگر ماموران آمریکایی بخواهند او و سازمانش را در کاراکتر کماندوهای جنگ قوم پرستانه جدی بگیرند، لازمست تعلق او را به سابقه و ریشه قومی و نژادی کردی محکمتر بدانند. بیعت کردن با محمد امین زکی "کرد" صاحب مقام عالیرتبه  دولت عثمانی و از نظر مهتدی پدر "آغاز بیداری کردها" و شکواییه مهتدی از اینکه در ترکیه "قومیت ما و نژاد ما" انکار میشود، همه اجزای دادن تصویر قوم پرستانه و نژاد پرستانه از خود و جریانی است که نمایندگیش میکند. این سابقه و این تصویر آنجا تکمیل میشود که اعلام میکند "پدر من عضو حزب دمکرات کردستان و در جمهوری مهاباد عضو کابینه قاضی محمد و وزیر بود".

در ارائه تصویر قوم پرستانه،  سابقه چپ گرایی و ضد امریکایی گذشته مهتدی بر این تصویر جدید سنگینی کرده و اوبال گردن او شده است.  مهتدی در پیشگاه این دو مامور آمریکایی صریحتراز هر زمانی میخواهد این سابقه را از گردن خود واکند. به همین دلیل در بطن یکی گرفتن عامدانه کمونیسم و نظام حاکم  کره شمالی توسط مامور آمریکایی، مهتدی فرصت را بلعیده  و خجولانه توضیح میدهد که زمانی "بخشی از حزب کمونیست ایران بوده اند و متوجه شدیم اشتباه بود و انشعاب کردیم" و سپس با کینه و پررویی "حزب کمونیست ایران و کومه له" را "یک حزب شپشو و اکیبری " معرفی میکند. و در ادامه سنگ تمام میگذارد و میگوید "در دهه هفتاد تحت تاثیر جنبش ضد جنگ ضد آمریکایی بودیم، متأسفم!" اظهار تاسف بیشرمانه مهتدی بی مایه، تأثرتوتین و پاتریک را بر می انگیزد وهر دو دلداریش میدهند که "اشکالی ندارد، شما چپ گرا بودید و ما انتظار موضع دیگری نداشتیم " و پاتریک برای مهتدی توضیح میدهد که "پدر من هم همان زمان شدیدأ علیه بعضی جنبه های سیاست آمریکا بود".

در این مصاحبه مهتدی آگاهانه و سنجیده ، هر جمله  و کلمه ای را انتخاب کرده است ، تا به عنوان عنصر و جریان منطبق با سناریوی سیاه آمریکا معرفی شود. برای کسب موقعیت جدید در بارگاه آمریکا در تف کردن به گذشته ضد امریکایی خود گوی سبقت را از همه هم سرنوشتان مشابه خود در همین دهه  برده است، بدون اینکه چشم انداز رسیدن به نان و نوایی را داشته باشد. اما در این رابطه مهتدی و جریانش با دو مشکل روبرو هستند. اول اینکه آمریکا و نقشه هایش در خاورمیانه و در عراق به بن بست رسیده است و دامنه عمل مظهر امید مهتدی در رابطه با ایران محدود شده است . به گفته خود مهتدی آمریکا "سیاست روشنی برای کردستان ایران ندارد" و دوم اینکه مهتدی نمیخواهد بفهمد که الگو برداری از روند وقایع کردستان عراق برای کردستان ایران اشتباه است و من این را یکسال قبل به هنگام سفرشان به همراه مصطفی هجری به آمریکا به ایشان اینچنین یاد آور شدم.

" .... کمونیسم و چپ و رادیکالیسم جامعه کردستان ایران   بزرگترین مانع تحقق رویاهای انگلی  هجری – مهتدی و هر دو جریان تحت مسئولیتشان است. هر دو خوب میدانند  بر خلاف کردستان عراق در سه دهه اخیر هیچگاه صحنه سیاست کردستان ایران  و تناسب قوای آن  اجازه  یکه تازی به ناسیونالیسم کرد نداده است . اینبار نیز چنین اجازه ای نخواهند داشت. آنان خوب باید بدانند سرنوشت آن جامعه  را باجنگ و موشک و بمب آمریکا و وصل شدن به آن  و در کریدورهای پنتاگون نمیتوان رقم زد. اینجا کمونیسم قوی و قدرت چپ جامعه و توده مردم آگاه اراده و نقش فعال و سازنده تاریخ خود را میتوانند ایفا کنند" .  

 

عبدالله مهتدی : سیاست بازی دون پایه

مصاحبه اخیر مهتدی با دو مامور و یا وبلاگ نویس آمریکایی واضحتر از هر زمان شخصیت و کاراکتر سیاسی وی را زیر نور افکن میگیرد. مهتدی استاد  معلق زدنهای اپور تونیستی و چرخشهای هر از چند گاهی و اظهار نظرهای حقیرانه و نفرین گذشته چپ خود است. در مقاطع مختلف و صرفنظر از جایگاه او در صف بندی سیاسی ،  زیگزاگها و نوسانات او چهره یک عنصر بی ثبات و بی پرنسیب و غیر قابل اعتماد را حتی در همین  جنبش ناسیونالیستی کرد از او به دست داده است. مهتدی سیاستمدار نیست ، بلکه یک "سیاست باز" است. سیاست بازی که بنا به مصلحت روز و ضربدر دست و پا کردن موقعیت شخصی و با اتکا به سنت عقب مانده و شرق زده هر از چند گاهی "تابلوی سیاستش" را عوض میکند و نکته اینجا است که اصرار هم دارد، در همه این نوسانات و فراز و نشیبها و دورانهای مختلف  "سیاستمدار" قلمداد شود. مصاحبه اخیر او با دو وبلاگ نویس آمریکایی  به تمام معنا چهره یک سیاست باز سناریو سیاهی واپورتونیست را از وی و سازمان متبوعش ترسیم کرده است. چنین عناصر و جریانات سناریو سیاهی را لازمست افشاء و منزوی کرد. صف آزادیخواهانه مردم این را تضمین میکند.

***     

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:47  توسط رحمان حسین زاده  |