تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبيرکميته کردستان حزب حکمتيست

شکست خوردگان سیاسی

(در جواب پروپاگاند هر دو جناح سازمان زحمتکشان علیه حزب حکمتیست)

رحمان حسین زاده

در تاریخ 3-9-2007 یکی از جناحهای درون سازمان زحمتکشان که به نام "جریان رفرم " خود را معرفی کرده است، اطلاعیه ای هیستریک به زبان کردی، علیه فعالیتهای موثر ومستمر حکمتیستها و آگاهگریهای ما در مورد ماهیت باند زحمتکشان منتشر نموده است. همزمان یک عضو مرکزیت جناح مهتدی با تکرار همان تبلیغات ناراحتی خود را از فعالیتهای ما نشان داده است. عکس العمل هر دو جناح درون سازمان زحمتکشان نشاگر این واقعیت است، که فعالیتها و تبلیغات ما و افشای سیاست و پراتیک و روشهای این جریان از جانب ما موثر بوده است. شخصا به این شکست خوردگان سیاسی حق میدهم، این چنین هیستریک در مورد ما اظهار نظر کنند. چون آنها حقیقتا خوب میدانند، که جریان ما و مشخصا حکمتیستها مانع مهمی در مقابل شکل گرفتن پروژه به اصطلاح "بازسازی به اسم کومه له"و نقش مهمی در معرفی محتوای سیاه سیاست و تاکتیک و روش آنها در میان مردم کردستان داشتیم. من به آنها حق میدهم به این شیوه در مورد ما صحبت کنند، چون ما کمونیستها و حکمتیستها در طول 7 سال عمر سازمان زحمتکشان نقش مهمی در برهم زدن خواب و خیالات ارتجاعی مهتدی- ایلخانی زاده ایفا کردیم. در 7 سال عمر سازمان زحمتکشان ما بر حقایقی تاکید کردیم که اکنون صحت آنها به روشنی خود را نشان داده و موقعیت کنونی که این جریان در آن گرفتار آمده است، تایید سیاست ما درمورد ماهیت جریان آنها بوده است. در پایین محورهای مهم این حقایق را دوباره مرورمیکنم:

1- قبل از جدایی سازمان زحمتکشان در سال 2000 میلادی ، زمانی که هنوز عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده در رهبری کومه له سیاست دست راستی ناسیونالیستی و قوم پرستانه و جهت گیری به طرف فدرالیسم و همزمان سیاست بندو بست با جمهوری اسلامی و "دیالوگ " با خاتمی و جمهوری اسلامی را در مقابل کومه له قرار داده و میخواستند کل کومه له را به مسیری هدایت کنند، که بعدا سازمان زحمتکشان را بر آن بنا کردند، ما این سیاستهای ناسیونالیستی و ارتجاعی را افشا کردیم. نقش مهمی در ناکام کردن سیاستهایشان در درون کومه له ایفا کردیم. به نظر من اگر همان وقت رهبری کنونی کومه له سیاست و روش دست درگردنی وسازش با خط مشی مهتدی ، ایلخانی زاده را نمیداشت، اینها بسیار ضعیف تر و شکست خورده تر مجبور به ترک صفوف کومه له میشدند.

در جریان توطئه و کودتای سال 2000 که مهتدی- ایلخانی زاده با فشار "جعبه سیاه" و قلدری علیه کومه له سازمانش دادند و میخواستند با مصادره نام کومه له برای اهداف ضد انسانی وناسیونالیستی اعتبار بخرند و خاک در چشم مردم بپاشند، هر انسان مطلع و منصف میداند ، که جریان کمونیسم کارگری و ما حکمتیستها نقش موثری داشتیم، که نگذاریم این باند طبق نقشه و طرح هدفمند خود از اسم سازمانی که با چپ و آزادیخواهی در جامعه کردستان تداعی میشد، به عنوان وسیله ای برای اشاعه ارتجاع و ناسیونالیسم و قوم پرستی و اهداف فدرالیستی استفاده کنند. به علاوه امروز چه فرد و جریان با انصافی هست که تصدیق نکند که ما اولین نیروی سیاسی قاطع بودیم که روشهای گانگستری و فالانژیستی آنها را افشا کردیم. در شرایطی این کار را کردیم که متاسفانه بیشتر اپوزیسیون سیاسی ایران و جریانات چپ ساه لوحانه میخواستند به اسم "چپ و کومه له" به جامعه معرفیشان کنند. حتی رهبری کنونی کومه له بنا به سیاست محافظه کارانه و فصل مشترکهای سیاسیش ، میگفتند "اسم مهم نیست" و از اینکه مانع شوند که این جریان به اسم کومه له خود را تثبیت کند، کوتاه آمده بودند. ما با پافشاری بر فاکتورهای واقعی ، پیگیرانه اعلام کردیم که آنها نه تنها کومه له و چپ نیستند، بلکه یک باند قوم پرست مسلحند که میتوانند مزاحم مبارزات آزادیخواهانه و چپ و در مقابل منافع مردم کردستان باشند. خوشبختانه فعالیتهای آگاهگرانه ما به سهم خود تاثیر گذاشت و نتوانستند در صفوف جنبش چپ و آزادیخواهانه در کردستان با اسم کومه له جابیفتند. طرح ربودن اسم کومه له نتوانست به هدفش برسد و بیشتر با عنوان " سازمان زحمتکشان" معرفی شدند.

2- از ابتدای شکل گیریشان اعلام کردیم، این جریان، سیاسی نیست و یک گروه ناسالم است. گفتیم پتانسیل و آمادگی این را دارند ، که در راستای منافع ارتجاعیشان با هر پروژه ضد انسانی و بویژه با سناریوی سیاه مورد نظر آمریکا در منطقه و در ایران خود را منطبق کنند. همین کار را کردند. اینها به امید اینکه با کمک ارتش آمریکا و پنتاگون به کردستان ایران برگردند و با خیال واهی اجرای فدرالیسمشان، از همه بیشتر در بارگاه ارتش آمریکا کرنش کردند. سردسته اینها مهتدی قبل از همه جریانات ارتجاعی، از جنگ آمریکا در عراق اظهار خوشحالی کرد. به واشنگتن سفر کرد تا آمادگی خدمت زیر پرچم پنتاگون را اعلام کند. بیش از همه چشم انتظار "بمب و لشکر نجات بخش" آمریکا علیه ایران بودند. د ر این راستا نیروی مسلح خود را آماده کردند و با این وعده منتظرشان نگه داشتند که همراه سربازان آمریکایی به کردستان ایران برمیگردند. با شکست آمریکا در عراق، همه آرزوها و امیدهایشان بر باد رفت. اکنون خود آنها و یا بخشی از آنها معترفند اشتباه کردند که عبدالله مهتدی سرنوشتشان را به آمریکا گره زد، که پوچ از آب در آمده است. یک عامل مهم عمیق شدن کشمکشهای کنونیشان، شکست آنها در این زمینه و ناکام ماندن استراتژی و سیاست آویزان شدن به طرحهای سیاه آمریکا در منطقه بود. واقعیتی که به روشنی ما مردم را از آن مطلع ساختیم.

3- شکست پروژه 7 ساله ایجاد یک گروه فالانژ ناسیونالیست در بطن معضلات عمومی تر ناسیونالیسم کرد در منطقه به روشنی اتفاق افتاده است. سران این جریان با این امید و شتاب زده سازمان زحمتکشان را به هر قیمت سرهم بندی کردند، تا به خیال خود خلاء رهبری در جنبش ناسیونالیستی در کردستان ایران را پر کنند. به میدان آمدن آنها همچون ناسیونالیسم افراطی و قوم پرست، برافراشتن پلاتفرم فدرالیسم، منطبق شدن با سیاستهای آمریکا، قرار بود به این تصویر کمک کند، که آنها اولین جریان ناسیونالیستی در کردستان ایران خواهند بود که معادلات منطبق با نیازهای ناسیونالیسم و همراهی با آمریکا را می فهمند و در این راستا آمادگی ایفای نقش را دارند. اما فرصت طلبی و کوته بینی مهتدی ، ایلخانی امکان دیدن دو فاکتور اساسی در فضای سیاست کردستان ایران را از آنها گرفت. اول اینکه تحت نام اسمی که در یک دوره طولانی با چپ و آزادیخواهی تداعی شده بود ، نمیشد، مبلغ موفق تعصب ناسیونالیستی و فدرالیسم قومی و یا به سبک دیگر ناسیونالیستها یک روز بند و بست با جمهوری اسلامی و دیالوگ با خاتمی و روز بعد با آمریکا و هر جریان ارتجاعی را به آسانی به پیش برد. این فرصت طلبان متوجه نبودند که چپ و کمونیسم در کردستان و جریان ما پیشاپیش رادیکالیسم جامعه اجازه این شعبده بازی را به آنها نمیدهد. آنها نقش کمونیسم و رادیکالیسم را در کردستان در راستای خنثی کردن اهداف و سیاستهای ارتجاعیشان دست کم گرفتند. فعالیت مستمرما علیه این جریان سیاه ، انعکاسی از قدرتمندی حرکت کمونیستی جامعه کردستان است، که ما آن را نمایندگی کرده و منعکس میکنیم. این واقعیت اولین مانع و مشکل آنها در مقابل پیشبرد پروژه شان بود. دوما این را هم متوجه نبودند ، که جنبش کردایه تی با وجود مشکلات عمیق خود دارای حزب و جریانات با سابقه و صاحب تجربه تری برای پر کردن خلاء رهبری و رفع احتمالی نقصان جنبش خویش است. سران این جریان ساده لوحانه با احساس ضعف رهبری حزب دمکرات ، میخواستند با الگو برداری از ناسیونالیسم افراطی همچون پ.ک.ک این خلاء را پرکنند. از این غافل ماندند که مشکلات ناسیونالیسم کرد، از فاکتورهای پایه ای تر و مزمن تری رنج میبرد، که به آسانی قابل حل نیست و تازه اگر راهی جهت فایق آمدن ناسیونالیسم بر مشکلاتش وجود داشته باشد، جنبش کردایه تی به کاندیداهای مناسبتری دل می بندد. از جمله هنوز حزب دمکرات که کماکان در صحنه جنبش کردایه تی موثرتر از آنها حضور داشت، شانس بیشتری برای سروسامان دادن صفوف ناسیونالیسم دارد. هر چند سردرگمی سیاسی ناسیونالیسم خود حزب دمکرات را به گرداب این سردرگمی و دو تکه شدن سوق داد. از طرف دیگر الگو برداری آنها از افراطی گری نوع پ.ک.ک هم بی فایده بود. چون متوجه نیستند ناسیونالیسم افراطی قومی، فرهنگی نوع پ.ک.ک و سنتها وروشهای آن نسبت به استانداردها و توقعات سیاسی و اجتماعی جامعه کردستان ایران بسیار عقب مانده و بیگانه است و نمیتواند جا پای محکمی در جامعه داشته باشد. تازه در کردستان ایران پ.ک.ک آلترناتیو خود را در مقابل دیگر احزاب ناسیونالیست قرار داده است. این فاکتورها هم هر یک به نوبه خود در تسریع شکست پروژه سازمان زحمتکشان موثر افتادند.

4- واضح است که مهتدی، ایلخانی زاده یک بار دیگر شکست خورده اند. تبلیغات هیستریک جریان آنها از همین شکست مایه گرفته است. تعجب اینجا است اینها و جناح "رفرمشان" در پروپاگاندشان از رعایت "مرز اخلاق و سیاست " و رعایت نکردن این مرز توسط ما سخن گفته اند!!. دو جناح جریانی از رعایت اخلاق وسیاست دم میزنند، که همه جریانات و انسانهای مطلع این روزها سیاست و کردار آنها را در مقابل همدیگر دیده اند. هر دو طرف در صدها صفحه و در سایتهای انترنتی و به شیوه های دیگر از توطئه گری طرفین در مقابل هم صحبت کرده اند. سران این دو جناح نیروی مسلحشان را در حال آماده باش نظامی در مقابل هم قرار داده اند. بنا به درخواست دو طرف و به گفته خودشان نیروی سوم (منظور اتحادیه میهنی است) خلع سلاحشان کرده و پلیس سلیمانیه امنیت اردوگاه و اماکنشان را تامین کرده است. در نتیجه درگیری فیزیکی، افرادی از هر دو طرف روانه زندان پلیس سلیمانیه شدند.دردرون یک سازمان دزدی و سرقت اموال همدیگر باب شده است. سرقت اموال استودیوی مرکزیشان را به همدیگر نسبت میدهند و به دست خود تلویزیونشان را از کار می اندازند. بنا به ادعای دو طرف طومارهای دروغین و با امضای جعلی را علیه همدیگر منتشر میکنند. اینها گوشه ای از کارنامه ایست که خود آنها در همین دو سه هفته و در جریان کشمکشهای درونی به آن اعتراف کرده اند. همین اتفاقات اثبات این حقیقت است که ما در 7 سال گذشته مداوما برآن پافشاری میکردیم و میگفتیم که این جریان ، سازمان سیاسی نیست و یک گروه دست ساز ارتجاعی مسلح و فالانژ ضد مردم است. گروهی توطئه گر که تنها در شرایط سناریوی سیاه میتواند مانع مبارزات جامعه و مردم آزادیخواه باشد. اعمال اخیر آنها در مقابل هم تاکیدی بر صحت پیش بینی های ما در مورد ماهیت این جریان است . در نتیجه سران این دو جناح و در راس آنها مهتدی و ایلخانی کسانی نیستند که درس "اخلاق و سیاست" را به دیگران بدهند و سالها است که اینها همه مرزهای رعایت اخلاق و سیاست را پشت سر نهاده اند. جریانی که در کشمکشهای درونی و در وجب زمینی که در یک اردوگاه نظامی در کردستان عراق در اختیار دارد، اینچنین به جان هم افتاده و در آستانه راه اندازی حمام خون هستند، تصور کنید که اگر روزی تنها یک روستا را در کردستان ایران در کنترل داشته باشند، رفتار آنها با مردم چگونه خواهد بود؟

امروز با مروری کوتاه بر سیاستها و اعمال این جریان و نگاهی به کشمکشهای درونی آنها هر انسان منصف میتواند قضاوت کند و به ما حق بدهد که فعالیتهای پیگیر ما علیه این جریان و معرفی ماهیت آنها بسیار واقعی و متکی به حقیقت بود. من به سهم خود از فعالیتهای آگاهگرانه و مسئولانه همه رفقایمان در کشمکش با این جریان قدردانی میکنم . از فعالیت هر جریان و هر انسان آزادیخواهی که در تضعیف این باند مسلح ناسالم نقش ایفا کردند، قدردانی میکنم.

5- وظیفه ما و وظیفه هر جریان و فرد آزادیخواه و چپ است که یکبار دیگر خطاب به صفوف سازمان زحمتکشان ، به ویژه در شهرها، در بخش نظامی، و در خارج کشورصمیمانه به آنها اعلام کند، در این شرایط پیش آمده، جا دارد با دقت و احساس مسئولیت در مورد سیاستهای تاکنونی و عاقبت این سازمان فکر بکنند. اگر کسانی با توهم "کومه له بودن و چپ بودن و سازمان سیاسی بودن"بنا درست سر از این سازمان در آورده اند، اکنون نباید ابهامی در مورد ماهیت ارتجاعی و قوم پرستانه و شکست استراتژی و سیاستها ی و روشهای گانگستری آنها باقی مانده باشد .پراتیک و سیاست آنها در همین یکسال و حتی در کشمکشهای درونی باید نشان داده باشد که این جریان چیزی جز ابزاری در دست مهتدی، ایلخانی زاده برای پیشبرد اهداف ناسیونالیستی و قوم پرستی و حفظ موقعیت شخصی شان نیست. اکنون که در مقابل هم قرار گرفته اند، میخواهند با درگیری نظامی تعدادی انسان زحمتکش و شریف را که نقشی در ایجاد این رویدادها ندارند، قربانی اهداف ارتجاعی خود کنند. وقت آن است که صفوف این جریان انتخاب سیاسی درستی بکنند و برای همیشه صفوف این باند را ترک کنند. اهداف و سیاست و روشهای سران این دو جناح و در راس آنها مهتدی، ایلخانی زاده ارتجاعی و ضد انسانی است. اسم گذاری چون جریان " رفرم و خط عمومی و یا چپ و راست" بر اینها فریبکارانه است. جا دارد صفوف این جریان بیش از این فریب شعارهای فریبکارانه مهتدی، ایلخانی را نخورند.بیش از این در شکست و ناکامی مهتدی، ایلخانی خود را شریک نکنند.

ایلخانی زاده و مهتدی اولین بار نیست که شکست را تجربه میکنند، تاریخ فعالیت 20 سال اخیر آنها پر از شکست و سردرگمی و ناکامی است. اینها تنها با پناه بردن به جنبش ناسیونالیستی کرد که این ظرفیت را دارد ، شکست خوردگان زیادی هنوز به نام" سیاستمدار" در صفوف آن پرسه بزنند، و با اتکا به امکانات مادی و پول یک باند مسلح قومی را سرهم بندی کرده و ادعای سیاست داشته باشند. میخواهند خود را حفظ کنند. انسان آگاه ومسئول در مقابل جامعه بیش ار این نمیتواند سرنوشت خود را به این شکست خوردگان گره بزند. در کشوری با درجه ای از موازین متمدن و در حزبی که معیارهای سیاسی و حزبی حاکم باشد و نه روشهای قبیله ای و عشیره ای، امثال ایلخانی زاده، مهتدی به عنوان مسئول شکستهایشان کناره گیری میکنند و یا کنار زده میشوند.

در خاتمه از همه کسانی که با تصورمبارزه علیه جمهوری اسلامی ، برای آزادی و عدالت و حق طلبی و برای پایان دادن به هر نوع ستمی و از جمله ستم ملی در کردستان بنادرست حول سازمان زحمتکشان گرد آمده اند، میخواهم که صفوف این سازمان وصفوف ناسیونالیسم کرد را ترک کنند. آنچه در سازمان زحمتکشان اتفاق افتاده است ، شمه ای از سیاستها و روشها و تجربه های شناخته شده عقب مانده ناسیونالیسم کرد است. ضدیت افق و استراتژی و روشها و سنتها ی ناسیونالیسم با منافع مردم بارها و بارها خود را به نمایش گذاشته که مینیاتوری از آن در سازمان زحمتکشان تکرار شده است.صف ناسیونالیسم و صف یک جریان ارتجاعی چون سازمان زحمتکشان ، صف انسان آگاه ومسئول در قبال جامعه نیست. اکنون زمان انتخاب خط مشی سیاسی و سازمانی رادیکال ومتعهد به مردم است. حزب حکمتیست و تشکیلات کردستان آن متشکل از صف وسیعی از شخصیتها و کادرهای کمونیست 30 سال مبارزه رادیکال جامعه کردستان ، متشکل از صف گسترده ای از فعالین و مبارزین انقلابی در شهر و روستاهای کردستان ، با سازمان حزبی و با سازماندهی گارد آزادی آمادگی متشکل کردن هرانسان آزادیخواه را در کردستان دارد.

13-9-2007

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 21:24  توسط رحمان حسین زاده  | 

داماوی سیاسی (وه‌ڵامیک به‌‌ پڕوپاگه‌‌نده‌‌ی هه‌‌ردوو باڵی سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکێشان له‌‌دژی حزبی حکمه‌‌تیست)



روژی 3- 9- 2007 یه‌‌کێک له ‌‌باڵه‌‌کانی ناو "سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکیشان" که‌ ‌ناوی خوی ناوه‌‌"ڕه‌‌وتی ریفورم‌و چاکسازی" له ڕاگه‌‌یاندنیکی هیستریکدا، بێ تاقه‌تی خۆی له‌مه‌ڕ هه‌ڵسوڕانی وشیارده‌رانه‌و کاریگه‌ر و بێوچانی حکمه‌تیسته‌کان له‌سه‌ر ماهییه‌تی باندی زه‌حمه‌تکیشان به‌‌ئاشکرا ده‌ربڕیوه. له‌به‌رانبه‌ردا کادریکی مه‌رکه‌زی باله‌که‌ی موهته‌دیش به‌‌دووپاتکردنه‌وه‌ی هه‌مان پڕوپاگه‌نده‌ی ئه‌وان توڕه‌یی خۆیانی له‌هه‌لسوڕانی ئیمه‌‌ نیشانداوه. ئه‌م کاردانه‌وه‌ی هه‌ر دوو باڵه‌که‌ی ناو "سازمانی زه‌حمه‌تکێشان" ئه‌وه‌‌نیشان ئه‌دات که‌‌ته‌بلیغاتی ئیمه‌و هه‌ڵسورانی بێووچانمان له‌پیناو له‌قاودانی سیاسه‌ت‌و کردارو سه‌رلێشواوییان ئامانجی خوی پێکاوه. من حه‌ق ده‌ده‌‌م به‌م داماوه ‌‌سیاسیانه ‌‌ئاوا به‌‌هیستریاوه‌‌ له‌سه‌ر ئێمه‌ ‌قسه‌‌بکه‌ن. چونکه ‌‌ئه‌وان به ‌‌ڕاستی باش ده‌زانن که‌ ‌ڕه‌وتی ئێمه‌و حکمه‌تیسته‌کان فاکتوریکی گرینگی پووچه‌ڵ کردنه‌‌وه‌‌ی جێگیربوونی پرۆژه‌‌ی "ساغکردنه‌‌وه‌‌یان به‌‌ناوی کۆمه‌ڵه‌"و ناساندنی ناوه‌رۆکی ڕه‌‌شی سیاسه‌‌ت‌و تاکتیک‌و ڕه‌‌وشتیان به ‌‌کۆمه‌ڵانی خه‌ڵکی کوردستان بوو. من حه‌‌قیان پێ ئه‌‌ده‌‌م ئاوا له‌‌سه‌‌ر ئێمه ‌‌بدوێن چونکه ‌‌ئێمه ‌‌کۆمونیسته‌‌کان‌و حکمه‌‌تیسته‌‌کان له‌‌ماوه‌‌ی 7 ساڵ ته‌‌مه‌‌نی سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکێشان ڕولێکی گرینگمان بینی له‌‌تێکدانی خه‌‌ون‌و خه‌‌یاڵه‌‌کانی عه‌‌بدولا موهته‌‌دی‌و عمر ئیلخانیزاده. ئیمه ‌‌له‌‌م 7 ساڵه‌‌دا پێمان له‌‌سه‌‌ر ئه‌‌م حه‌‌قیقه‌‌تانه ‌‌داگرت که ‌‌له ‌‌خواره‌‌وه ‌‌ئاماژه‌‌یان پی ئه‌‌که‌‌مه‌‌وه‌‌:

1-هه‌‌ر پێش جیابوونه‌وه‌ی سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکێشان له ‌‌ساڵی 2000دا ئه‌‌و کات که هێشتا ‌‌عه‌‌بدوڵا مهتدی‌و عمر ئیلخانیزاده ‌‌له‌‌ ڕابه‌‌ریی کومه‌ڵه‌‌دا بوون به سیاسه‌‌تی ڕاستڕه‌وانه‌ و قه‌‌ومپه‌‌ره‌‌ستانه‌‌و ملپێوه‌‌نان به‌‌ره‌‌و فدرالیسمیان، سیاسه‌‌تی سات‌و سه‌‌ودا و دیالۆگ له‌‌گه‌ڵ خاتمی‌و کۆماری ئیسلامییان خستبووه ‌‌به‌‌رده‌‌م کومه‌ڵه‌‌و ئه‌‌یانویست هه‌‌موو کومه‌ڵه‌ ‌به‌‌و ئاقاره‌‌دا به‌‌رن که ‌‌دواتر سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکێشانیان له‌‌سه‌‌ر دروست کرد. ئیمه ‌‌په‌‌رده‌‌مان له‌‌سه‌‌ر ئه‌‌م سیاسه‌‌ته ‌‌کۆنه‌‌په‌رستانه‌‌یان هه‌ڵداوه‌‌و ڕۆڵێکی جدیمان بینی له ‌‌بنکۆڵکردنی سیاسه‌‌تیان له‌ناو کۆمه‌ڵه‌‌دا. پیم وایه ‌‌ئه‌‌گه‌‌ر هه‌‌ر ئه‌‌و کات ڕابه‌‌ریی ئێستای کۆمه‌ڵه‌ ‌له سیاسه‌‌تی ده‌‌سله‌‌ملان له‌‌گه‌‌ل موهته‌‌دی‌و ئیلخانیزاده ‌‌ده‌‌ستی هه‌‌ڵبگرتایه‌‌، ئه‌‌م جه‌‌ماعه‌‌ته‌ زۆر لاوازترو شکستخواردووتر مه‌‌جبوری به‌‌جێهیشتنی کومه‌ڵه‌ ده‌‌‌بوون.
له‌‌ پیلان‌و کوده‌‌تاکه‌‌ی ساڵی 2000دا که‌‌ موهته‌‌دی، ئیلخانیزاده ‌‌به ‌‌زه‌‌بری "جه‌‌عبه‌‌ی ڕه‌‌ش"و ملهوڕی له‌‌دژی کومه‌ڵه ‌‌سازمانیان داو ویستیان له ‌‌ناوی کۆمه‌ڵه‌‌‌ بۆ خوڵ کردنه ‌‌چاوی خه‌‌ڵکی ئازادیخواز که‌ڵک وه‌‌ربگرن. کێ هه‌‌یه ‌‌نه‌‌زانێت ڕه‌‌وتی کۆمۆنیزمی کارگه‌‌ری‌و ئێمه‌ ‌‌حکمه‌‌تیسته‌‌کان کاریگه‌‌ریی زۆرمان بوو که ‌‌نه‌‌هێڵین ئه‌‌م بانده ‌‌به ‌‌مه‌‌یلی خویان‌و نه‌‌خشه‌‌ی داڕێژراویان له ‌‌ناوی سازمانێک که ‌‌به ‌‌چه‌‌پ‌و ئازادیخوازیی له‌ ‌کۆمه‌ڵگای کوردستاندا ده‌‌ناسرایه‌‌وه ‌‌بۆ په‌‌ره‌‌پێدان به ‌‌کۆنه‌‌په‌‌ره‌ستی‌و باوه‌‌شێنکردنی ناسیونالیسم‌و قه‌‌ومپه‌‌ر‌ه‌‌ستی‌و ئامانجی فیدرالیستی که‌ڵک وه‌‌ربگرن. کێ هه‌‌یه ‌‌نه‌‌زانێ لێبڕاوانه‌‌و یه‌‌که‌‌م هیزی سیاسی بووین که ‌‌په‌‌رده‌‌مان له‌‌سه‌‌ر ناوه‌‌رۆکی سیاسه‌‌ته ‌‌دژی ئینسانیه‌‌کانیان، پراتیک‌و ڕه‌‌وشتی گانگسته‌ری‌و فالانژانه‌‌یان هه‌ڵدایه‌‌وه. له‌‌ کاتێکدا زۆربه‌‌ی ئۆپوزیسیۆنی سیاسی ئیران‌و ته‌‌نانه‌‌ت جه‌‌ره‌‌یاناتی چه‌‌پیش ساویلکانه ‌‌ویستیان به‌‌ناوی "چه‌‌پ‌و کۆمه‌ڵه‌" به‌‌کۆمه‌ڵگایان بناسێنن. ته‌‌نانه‌‌ت خودی ڕابه‌‌ریی کۆمه‌ڵه ‌‌‌به پێی ‌‌سیاسه‌‌تی موحافه‌زه‌‌کارانه‌یان‌‌ ده‌‌یانووت "ناو گرینگ نییه" کۆڵیان دابوو له‌‌وه‌‌ی که ‌‌نه‌‌هیڵن ئه‌‌م بانده ‌‌به‌‌ ناوی کۆمه‌ڵه‌‌‌وه ‌‌خۆیان داسه‌‌پێنن. ئێمه ‌‌به‌‌ پێداگرتن له‌‌سه‌‌ر زۆر فاکته‌‌ری واقیعی‌و شێلگیرانه‌ ڕامانگه‌‌یاند که‌ ئه‌‌وانه ‌‌نه‌‌ک ته‌‌نیا کۆمه‌ڵه‌‌‌و چه‌‌پ نین، بگره ‌‌ئه‌‌مانه ڕ‌ه‌وتێکی سیاسی‌و سالم نین. ئه‌‌مانه ‌‌باندێکی قه‌‌ومپه‌‌ره‌‌ستی چه‌‌کدارن که ‌‌ئه‌‌توانن رێگر بن له‌‌به‌‌رانبه‌‌ر به‌‌رژه‌‌وه‌‌ندی کۆمه‌ڵانی خه‌ڵک‌و بزووتنه‌‌وه‌‌ی ئازادیخوازانه‌‌و هێزی چه‌‌پ له ‌‌کوردستاندا. خۆشبه‌ختانه‌ ‌‌هه‌ڵسوڕانی وشیار ده‌‌رانه‌‌مان کاری خۆی کردو نه‌‌یانتوانی له‌‌ناو بزوتنه‌‌وه‌‌ی ئازادیخوازانه‌‌و چه‌‌پ له ‌‌کوردستان‌و له ‌‌ئیران دا به‌‌م ناوه جێبکه‌‌ون‌و له‌‌ ناوی "سازمان زه‌‌حمه‌‌تکیشان" زیاتر شتیکی تریان به‌‌نه‌‌سیب نه‌‌بوو.
2-هه‌‌ر له ‌‌سه‌‌ره‌‌تای سه‌‌رهه‌ڵدانیانه‌‌وه ڕامانگه‌‌یاند که‌ ئه‌‌م گروپه ‌‌ناسالمه‌‌، پوتانسیه‌‌ل‌و ئاماده‌‌یی ئه‌وه‌‌یان هه‌‌یه ‌‌له‌‌پیناو به‌‌رژه‌‌وه‌‌ندی کۆنه‌‌په‌رستانه‌‌یاندا له‌‌گه‌ڵ هه‌‌ر پرۆژه‌‌یه‌‌کی دژی ئینسانی‌و به ‌‌تایبه‌‌ت له‌‌گه‌ڵ سناریۆی ڕه‌‌شی ئه‌مریکا له ‌‌مه‌‌نته‌‌قه‌‌و له ‌‌ئیران خۆ جووت بکه‌‌ن. هه‌‌روایان کرد، ئه‌‌مانه‌‌ به ‌‌هیوای ئه‌‌وه‌‌ی به‌ ‌کۆمه‌‌کی ئه‌‌رته‌‌شی ئه‌مریکاو پنتاگۆن بچنه‌‌وه ‌‌کوردستانی ئیران‌و به ‌‌خه‌‌یاڵی خاویان به ‌‌فیدرالیسمه‌‌که‌‌یان بگه‌‌ن، له ‌‌هه‌‌موو که‌‌س زیاتر بۆ باره‌‌گای ئه‌مریکا کوڕنوشیان برد. موهته‌‌دی له‌‌پێش هه‌‌موو که‌‌سه‌‌وه ‌‌خۆشحاڵی خۆی له ‌‌شه‌ڕی ئه‌مریکا له ‌‌عیراق ده‌‌ربڕی. بۆ ده‌‌ربڕینی خزمه‌‌تکاری پنتاگون خوی گه‌‌یانده ‌‌واشنگتون‌و چاوه‌ڕوانی "بومب‌و له‌‌شکری نه‌‌جات به‌‌خشی" ئه‌مریکا بو سه‌‌ر ئیران بوون. هێزی چه‌‌کداری خویان بۆ ئه‌‌وه ‌‌ته‌‌یار کردو به‌‌و چاوه‌ڕوانیه‌‌وه ڕاگرت که ‌‌له ‌‌خزمه‌‌ت ژه‌نراڵه ئه‌مریکاییه‌‌کان ده‌‌چنه‌‌وه ‌‌کوردستانی ئیران. له‌‌گه‌ڵ شکستی ئه‌مریکا له ‌‌عیراق، هه‌‌موو ئاوات‌و ئومێدیان به‌‌بادا چوو. خۆشیان ددان به‌‌وه‌‌دا ئه‌‌نێن که ‌‌چوون هه‌‌ڵه‌‌یان کردووه‌‌و عبدوللا موهته‌‌دی چاره‌‌نوسیانی به ئه‌مریکاوه ‌‌گرێ داو ئێستا به ‌‌هیچ ده‌‌رچووه. فاکته‌‌رێکی گرینگی سه‌‌رهه‌ڵدانی کێشه‌‌کانی ئێستایان، شکستیان له‌‌م مه‌‌یدانه‌‌ و پووچه‌ڵ بوونه‌‌وه‌‌ی ستراتیجی‌و سیاسه‌‌تی خۆ هه‌ڵواسین به ئه‌مریکاوه ‌‌بوو. واقعیه‌‌تێک که‌ ‌به ڕۆشنی ئێمه ‌‌خه‌ڵکمان لێ ئاگادار کرد.
3-پرۆژه‌‌یه‌‌ک که‌‌7 سال له‌‌مه‌‌وبه‌‌ر ده‌ستیان دایه ‌‌به‌ ڕۆشنی شکست‌و ناکامیه‌‌که‌‌ی ده‌‌رکه‌‌وتووه‌‌. ئه‌‌وان به‌‌و هیوایه ‌‌سازمانی زه‌‌حمه‌‌تکیشانیان به‌‌هه‌‌ر قیمه‌‌ت به‌‌سه‌‌ر یه‌‌که‌‌وه ‌‌نا، تا به‌‌ خه‌‌یاڵی خۆیان بتوانن به ‌‌خێرایی بۆشایی ڕابه‌‌ری بزووتنه‌‌وه‌‌ی کوردایه‌‌تی له‌‌کوردستانی ئیراندا پڕ بکه‌‌نه‌‌وه‌‌. خۆ ده‌‌رخستنیان وه‌‌ک ناسیونالیستی توخ‌و قه‌‌ومپه‌رست، به‌رزکردنه‌‌وه‌‌ی پلاتفۆرمی فیدرالیزم، خۆ جووتکردنیان له‌‌گه‌ڵ سیاسه‌‌تی ئه‌مریکا قه‌‌رار بوو به‌‌وه ‌‌کۆمه‌‌ک بکات که‌ ‌ئه‌‌وان یه‌‌که‌‌م جه‌‌ریانی ناسیونالیستی کوردستانی ئیران بن که ‌‌حازرن له ‌‌سیناریۆی ڕه‌‌شی ئه‌مریکا بۆ ئێران ڕۆڵی خۆیان نیشان بده‌‌ن. به‌ڵام هه‌‌لپه‌‌رستی‌و کورتبینی ئه‌‌وان ئیجازه‌‌ی پێنه‌‌دان دوو فاکته‌ری بنه‌ڕه‌‌تی ببینن. یه‌‌که‌‌م ئه‌‌وه‌‌ی له ‌‌ژێر ناوێک که ‌‌به ‌‌چه‌‌پ‌و ئازادیخوازی له ‌‌کوردستان ناسراوه‌‌ته‌‌وه ‌‌ناکرێت ده‌‌مارگرژی ناسیونالیستی‌و فیدرالیزم‌و ڕۆژێک سات‌و سه‌‌ودا له‌‌گه‌ڵ کۆماری ئیسلامی‌و دواتر له‌‌گه‌‌ڵ ئه‌مریکاو هه‌‌ر ڕه‌‌وتێکی کۆنه‌‌په‌رست بچێته ‌‌پێشه‌‌وه‌‌. ئه‌‌وان نه‌‌یانزانی چه‌‌پ‌و کومونیزم له‌‌کوردستانی ئیران‌و ئێمه‌ ‌له‌ ‌پێشیانه‌‌وه ‌‌ئیجازه‌‌ی ئه‌‌م جادوگه ریه‌‌یان پێناده‌‌ین. ئه‌‌وان ڕۆڵی ڕادیکالیزم‌و کۆمۆنیزمیان له ‌‌کوردستان بۆ پووچه‌ڵکردنه‌‌وه‌‌ی سیاسه‌‌ته‌‌کانیان به ‌‌که‌‌م گرت. هه‌ڵسوڕانی بێووچانی ئێمه ‌‌له‌ ‌دژی ئه‌‌م ڕه‌‌وته‌ ‌بۆ خۆی ڕه‌‌نگدانه‌‌وه‌‌ی حه‌‌رکه‌‌تێکی کۆمۆنیستی به‌‌هێزی کۆمه‌ڵگای کوردستانه ‌‌که‌ ‌ئێمه ‌‌عه‌‌کسی ئه‌‌که‌‌ینه‌‌وه‌‌. ئه‌‌مه‌ ‌یه‌‌که‌‌م گرفتی ئه‌‌وان له‌‌پێشچوونی پروژه‌‌که‌‌یان بوو. دووهه‌‌م ئه‌‌وه‌‌شیان نه‌‌زانی که ‌‌له ‌‌مه‌‌یدانی بزوتنه‌‌وه‌‌ی کوردایه‌‌تیدا حیزب‌و جه‌‌ره‌‌یاناتی به‌‌سابیقه‌‌و خاوه‌ن ته‌‌جره‌‌به‌‌تر له‌‌وان وجودی هه‌‌یه‌‌ بو پڕکردنه‌‌وه‌‌ی بۆشایی ڕابه‌‌ری‌و ناته‌‌واویه‌‌کانی بزووتنه‌‌وه‌‌ی کوردایه‌‌تی. ئه‌‌وان به ‌‌هه‌‌ستکردن به ‌‌لاوازی رابه‌‌ریی حزبی دیموکرات، ئه‌‌یانویست به‌‌ ئولگو و شێوه‌‌ی ناسیونالیستی توخ و میلیتانتی وه‌‌ک پ.ک.ک ئه‌‌و بۆشاییه‌ ‌پڕکه‌‌نه‌‌وه‌‌. له‌‌وه ‌‌غافڵ بوون که‌ بێجگه ‌‌له‌‌وه‌‌ی حزبی دیموکرات هه‌‌ر له‌‌ساحه‌‌ی کوردایه‌‌تیدا هه‌‌یه‌‌، ڕاسته‌‌وخۆش پ.ک.ک له ‌‌کوردستانی ئیران ئه‌لته‌رناتیوی خۆی بۆ کوردایه‌‌تی دامه‌‌زراندووه‌‌. ئه‌‌م فاکته‌‌رانه‌‌ له‌‌ به‌‌شکستکێشانی پروژه‌‌که‌‌یان ڕۆڵی نواند.
4-رۆشنه که‌ ‌‌موهته‌‌دی–ئیلخانیزاده ‌‌جارێکی دیکه ‌‌توشی شکست هاتوون. پڕو پاگه‌‌نده‌‌ی هیستریای ئه‌‌وان له‌‌دژی ئیمه ‌‌له‌‌م شکسته‌‌وه ‌‌سه‌‌رچاوه ‌‌ئه‌گرێت. سه‌‌یر له‌‌وه‌‌دایه ‌‌ئه‌‌مانه‌‌و باڵی به‌‌ناو "ریفۆرمه‌‌که‌‌یان" له‌‌راگه‌‌یاندنیان دا باس له‌‌سنوری "ئه‌‌خلاق و سیاسه‌‌ت" له‌‌ ته‌‌بلیغاتدا ئه‌‌که‌‌ن. دوو باڵی گروپێک باس له‌‌ ئه‌‌خلاق و سیاسه‌‌ت ئه‌‌که‌‌ن ، که‌‌هه‌‌مو که‌‌س ئه‌‌م روژانه ‌‌کردارو ره‌‌فتاری ئه‌‌وانی له‌‌به‌رانبه‌‌ر یه‌‌کتردا دیوه. هه‌‌ردوو لا به‌ ‌سه‌‌دان لاپه‌‌ڕه‌‌و زور شێوه‌‌ی تر باس له‌‌پیلانگێڕی به‌رانبه‌‌ر به ‌‌یه‌‌کتر ئه‌‌که‌‌ن‌و قسه‌ی‌ ‌هه‌‌ر دوو لایان له ‌‌به‌‌رانبه‌‌ر یه‌‌کتردا ڕاستن. سه‌‌رانی هه‌‌ردوو باڵ هێزی چه‌‌کداریان له ‌‌به‌رانبه‌‌ر یه‌‌کدا ده‌‌ست له‌‌سه‌‌ر ماشه‌‌ی تفه‌‌نگ ئاماده‌‌باش ڕاگرتووه. به ‌‌داخوازی خویان‌و به ‌‌قسه‌‌ی خۆیان هێزی سێهه‌‌م چه‌‌کی کردوون‌و ئاسایشی سوله‌‌یمانییه ‌‌ئه‌‌منیه‌‌تیان ئه‌‌پاریزێ، له‌ ‌نه‌‌تیجه‌‌ی تێکهه‌‌ڵچوون‌و شه‌‌ڕی ده‌‌سته‌‌ویه‌‌خه ‌‌له ‌‌که‌‌سانی چه‌‌کداری هه‌‌ر دوو لا خرانه ‌‌زیندانی پۆلیسی سوله‌‌یمانی. به‌ ‌ئاشکراو له‌‌ناو یه‌‌ک سازماندا دزی له‌ ‌یه‌‌کتر ئه‌‌که‌‌ن، تلویزیونیان له‌‌کار ئه‌‌خه‌‌ن. عه‌مباره‌‌کانی ئیمکانات‌و چه‌ک‌‌ به‌ ‌رووی یه‌‌کدا دائه‌‌خه‌‌ن.هه‌‌ردوو لا ئیدعا ئه‌‌که‌‌ن که تۆماری درۆ له‌ ‌دژی یه‌‌کتر بڵاوئه‌‌که‌‌نه‌‌وه. ئه‌‌مه ‌‌گوشه‌‌یه‌‌که ‌‌له ‌‌کارنامه‌‌ی ڕه‌‌شیان. ئه‌‌مانه ‌‌که‌‌سانێک نین ده‌‌رسی ئه‌‌خلاق‌و سیاسه‌‌ت به‌‌ که‌‌س بده‌‌ن. ئه مانه ده میک ساله سنوری ئه خلاق و سیاسه تیان به زاندووه. ئه‌‌وه‌‌ی هه‌‌ر له‌ ‌ماوه‌‌ی ئه‌‌م دوو هه‌‌فته‌‌یه‌دا ڕابه‌‌رانی ئه‌‌م دوو باڵه‌ ‌له‌ ‌خۆیان نیشان دا، به ڕ‌وشنی ئیسپاتی ئه‌‌و حه‌‌قیقته ‌‌بوو که ‌‌ئیمه‌‌7 ساڵه ‌‌ته‌ئکیدی ئه‌‌که‌‌ین، که ‌‌ئه‌‌م رێکخراوه، سازمانی سیاسی نییه‌‌و جه‌‌ره‌یانێکی ناسالم‌و کۆنه‌‌په‌رستی چه‌‌کدارو فالانژی دژ به ‌‌خه‌ڵکه. جه‌‌ریانێکی پیلانگێڕه ‌‌که ‌‌ته‌‌نیا له‌‌سیناریۆیه‌کی ڕه‌‌شدا ئه‌‌توانێ رێگری سه‌‌ر ڕێگای خه‌‌باتی کۆمه‌‌ڵگاو خه‌‌ڵکی ئازادیخواز بێت. هه‌‌موو ئه‌‌وه‌‌ی باسمان ئه‌‌کرد هاته ‌‌دی. کاتێک ئه‌‌وان له ‌‌کێشه ‌‌ناوخۆیی‌و له ‌‌بسته ‌‌عه‌‌رزێک که ‌‌له‌ ‌زڕگوێز به ‌‌ده‌‌ستیانه‌‌وه‌‌یه ‌‌ئاوا خه‌‌ریکن گۆمی خوێن بخولقێنن، سه‌‌رنج بده‌‌نه ئه‌‌وه‌‌ی ڕۆژێک له ‌‌ڕۆژان ته‌‌نیا یه‌‌کێک له‌ ‌دێهاتی کوردستانیان به‌‌ده‌‌سته‌‌وه ‌‌بێت، ئه‌‌و کات مه‌‌علوم ده‌‌بێ له‌‌گه‌ڵ خه‌‌ڵک چۆن ڕه‌‌فتار ئه‌‌که‌‌ن. ئه‌‌مڕو ته‌‌نیا به ‌‌سه‌‌رنجێکی کورت له‌‌سه‌‌ر سیاسه‌‌ت‌و کرده‌‌وه‌‌و کێشه‌‌کانی ئێستای ناو زه‌‌حمه‌‌تکیشان هه‌‌ر ئینسانێکی به‌ ئینساف ئه‌‌توانێ حه‌‌ق بدا به‌ ‌ئیمه‌‌و ده‌‌ست خوشانه ‌‌بکات له‌‌و هه‌‌ڵسورانه‌ ‌چڕوپڕ و پڕبایه‌‌خه‌‌ی ئیمه ‌‌حکمه‌‌تیسته‌‌کان له ‌‌ناساندنی ڕواله‌‌تی ڕاسته‌‌قینه‌‌ی ئه‌و ‌‌بانده ‌‌به‌ ‌کومه‌‌ڵگه‌‌و به ‌‌کومه‌‌ڵانی خه‌ڵکی ئازادیخواز. من به‌‌ش به‌ ‌حاڵی خۆم ده‌‌ست خوشانه ‌‌ئه‌‌که‌‌م له ‌‌تێکۆشانی هه‌‌موو هاوڕێیانمان‌و هه‌‌موو ڕه‌‌وتیک‌و ئینسانێکی چه‌‌پ‌و ئازادیخواز که ڕۆڵیان بینی له ‌‌لاوازکردنی ئه‌‌م گروپه ‌‌کۆنه‌‌په‌‌رسته‌‌دا.
5-ئه‌‌رکی سه‌‌رشانمانه‌‌، ئه‌‌رکی سه‌‌رشانی هه‌‌ر جه‌‌ره‌‌یان‌و ئینسانێکی چه‌‌پ‌و ئازادیخوازه‌‌، جارێکی دیکه ‌‌ڕوو بکاته ‌‌ڕیزه‌‌کانی ئه‌‌م ریکخراوه‌‌یه ‌‌به‌ ‌تایبه‌‌ت له ‌‌شاره‌‌کان، له‌ ‌به‌‌شی نیزامی‌و له‌‌ ده‌‌ره‌‌وه‌‌ش، داوایان لێ ‌‌بکات له‌‌م هه‌‌ل‌ومه‌‌رجه‌‌دا، جێگای خۆیه‌‌تی به‌‌وردبینی‌و هه‌‌ست به ‌‌به‌‌رپرسایه‌‌تی بیرێک له‌ ‌سیاسه‌‌تی تا ئێستاو عاقیبه‌‌تی ئه‌‌و سازمانه ‌‌بکه‌‌نه‌‌وه‌‌. ئه‌‌گه‌‌ر که‌‌سانیک به ‌‌وه‌‌همی "کۆمه‌ڵه‌‌‌ بوون‌و چه‌‌پ بوون‌و سازمانی سیاسی بوون" له ‌‌ده‌‌وریان کۆبوونه‌‌ته‌‌وه ‌‌پێم وایه ‌‌ئاکامی شکستخواردووی ستراتیجی‌و سیاسه‌‌تی ئه‌‌م جه‌‌ریانه، پراتیک‌و کرداری ئه‌‌م جه‌‌ریانه‌‌و ره‌‌فتار‌و کرداریان له‌‌کیشه ‌‌ناوخوییه‌‌کاندا له‌‌م یه‌‌کساله‌‌دا نابێ گومانێکی هێشتبێته‌‌وه‌‌، که‌ ‌ئه‌‌م جه‌‌ریانه ‌‌هیچ شتیک نییه ‌‌بیجگه ‌‌له ‌‌ئامرازیک که ‌‌موهته‌‌دی‌و ئیلخانیزاده ‌‌هه‌‌ردووکیان له‌پیناو ئامانجی کونه‌‌په‌‌رستانه‌‌ی قه‌‌ومی‌و پایه‌‌و مه‌قامی شه‌‌خسی قوتیان کردۆته‌‌وه‌‌. هه‌‌ر ئێستاش به‌ ‌دوای ناکامی‌و شکستی سیاسه‌‌ته‌‌کانیان له‌‌به‌‌رانبه‌‌ر یه‌‌کدا ڕاوه‌‌ستاون‌و خه‌‌ریکن به ‌‌پێکدادانی چه‌‌کداری زورێک ئینسانی شه‌‌ریف‌و زه‌‌حمه‌‌تکیش که‌‌ ڕۆڵێکیان نه‌‌بووه‌‌و نییه ‌‌له‌ ‌پێکهێنانی ئه‌‌م هه‌‌ل‌ومه‌‌رجه‌ ‌بیکه‌‌نه ‌‌قوربانی. کاتی ئه‌‌وه‌‌یه ‌‌به ‌‌یه‌‌کجاری ڕیزی ئه‌‌م ڕیکخراوه‌‌یه ‌‌به‌‌جێبێڵن. ئامانجی سه‌‌رانی هه‌‌ر دوو باڵه‌‌که‌‌ی ئه‌‌م جه‌‌ریانه ‌‌یه‌‌ک له ‌‌یه‌‌ک کونه‌‌په‌رستانه ‌‌ترو دواکه‌‌وتوانه‌‌تره. دانانی ناوی وه‌‌ک ڕه‌‌وتی "ریفورم‌و خه‌‌تی گشتی‌و یان چه‌‌پ‌و ڕاست" له‌‌سه‌‌ر ئه‌‌و دوو باڵه ‌‌فریوکارانه‌‌یه. جێگای خویه‌‌تی چیتر ڕیزه‌‌کانی ئه‌‌م ریکخراوه ‌‌فریوی دروشمی فریوکارانه‌‌ی مهتدی، ئیلخانیزاده ‌‌نه‌‌خۆن. کاتی ئه‌‌وه ‌‌هاتووه ‌‌چیتر له ‌‌ئاکامی شکستی سیاسه‌‌تی ئه‌‌م گروپه ‌‌خویان شه‌‌ریک نه‌‌که‌‌ن. مهتدی‌و ئیلخانیزاده ‌‌یه‌‌که‌‌م جاریان نییه‌ ‌تووشی شکست‌و سه‌‌رلێشێواوی هاتوون. میژووی هه‌‌ڵسوڕانی 20 ساڵی ڕابردوویان پڕه‌ ‌له ‌‌شکست. ئه‌‌مانه ‌‌به ‌‌په‌‌نابردن بۆ بزوتنه‌‌وه‌‌ی کوردایه‌‌تی که ‌‌زوریک شکستخواردوانی له‌‌خۆ کۆکردۆته‌‌وه، و به ‌‌زه‌‌بری پاره‌‌و ئیمکاناتی مادی بۆ داپۆشینی شکسته‌‌کانیان رێکخراوی قه‌‌ومیان قوت کردۆته‌‌وه‌‌. ئینسانی وشیارو به‌‌رپرس له‌‌ به‌‌رانبه‌‌ر کۆمه‌‌ڵگا چیتر نابێت چاره‌‌نوسی خۆی به‌‌م شکستخواردووانه‌‌وه ‌‌گرێ بدا. له ‌‌وڵاتیکی هێندێک پێشکه‌تو‌ودا، له‌ ‌حزبێک که‌ ‌پێوانه‌‌ی سیاسی‌و حیزبی حاکم بیت‌و نه‌‌ک دواکه‌‌وتوویی‌و ڕه‌‌وشی عه‌‌شیره‌‌تی، مهتدی‌و ئیلخانیزاده ‌‌له ‌‌ئاکامی شکستی یه‌‌ک له ‌‌دوای یه‌‌کیاندا ده‌‌بوایه ‌‌هه‌‌لسوڕانی حزبی‌و سیاسیان وه‌‌لا بنایه. ئێستاش هه‌‌موو ئه‌‌و که‌‌سانه‌‌ی که ‌‌به ‌‌مه‌‌به‌‌ستی خه‌‌بات له‌‌ دژی کۆماری ئیسلامی، بۆ ئازادی ‌و حه‌‌قخوازی‌و عه‌‌داله‌‌ت، بۆ کوتایی هێنان به‌‌هه‌‌رجوره زولمێک‌و له‌‌وانه ‌‌سته‌‌می میللی له‌ ‌کوردستان به‌‌ نادروست ڕوویان کردۆته ‌‌ئه‌‌م سازمانه ‌‌بانگه‌‌وازیان ئه‌‌که‌‌م که‌ ڕیزه‌‌کانیان به‌‌جێ بهێڵن. ئه‌‌توانن رێبازی سیاسی‌و سازمانی دیکه ‌‌هه‌‌ڵبژێرن. حزبی حکمه‌‌تیست‌و ته‌‌شکیلاتی کوردستانه‌‌که‌‌ی که‌ پیکهاتووه‌ له ‌‌ریزێکی به‌‌رینی که‌‌سایه‌‌تی‌و خه‌‌باتکارانی کومونیست‌و ئازادیخوازی 30 سالی ڕابردووی کومه‌‌لگای کوردستان، پیکهاتووه‌ له‌‌ریزیکی چالاکی هه‌‌لسوراوانی لیبراوی ناوشارو دیهاته‌‌کانی کوردستان، به‌‌ریکخراوی حزبی‌و به‌ ‌گاردی ئازادییه‌‌وه ‌‌ئاماده‌‌ی ڕیکخستنی هه‌‌ر ئینسانیکی ئازادیخوازه‌ ‌له ‌‌کوردستان.
ره‌‌حمان حسێن زاده‌‌
سکرتێری کۆمیته‌‌ی کوردستانی حزبی حیکمه‌‌تیست
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 21:17  توسط رحمان حسین زاده  | 

موضوع پیشنهادی برای بحث در کنگره 2

حزب سیاسی و سنتهای باز دارنده

(خطوط بحث)

رحمان حسین زاده

1- در مسیر ساختن حزب سیاسی تو ده ای

الف- گامهایی که بر داشتیم( اسنتاجات از حزب و قدرت سیاسی و حزب و جامعه)

ب- دوره گذار به حزب سیاسی و سنتهای باز دارنده

2- سنتهای باز دارنده کدامند؟ کار کرد آنها چیست؟

الف- سنت اعلام موضعی، گروه فشاری

ب- سنت ماقبل حزب

(سنت محفلی ، گروهی)

درمقابل حزب و حزبیت

ج- سنت اخلاقی گری پوپو لیستی

د- ایدئولوژ گری،فرقه گری و سکتاریسم

3- حزب حکمتیست و ملزومات نهایی تبدیل به حزب سیاسی ، توده ای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 12:20  توسط رحمان حسین زاده  | 

مباحث پیش روی کنگره دوم حزب حکمتیست

(مندرج در نشریه کنگره شماره 8)

به نشریه کنگره

رونوشت کمیته رهبری

رحمان حسین زاده

در این یادداشت بعضی از مباحث و موضوعات مهم پیش روی کنگره دوم را میخواهم تاکید کنم . در جلسات دفتر سیاسی و کمیته رهبری به درست تغییرات جدی که در معادلات جهانی و منطقه ای و در خود ایران بوجود آمده را بحث کردیم. تاکید داشتیم این تحولات و تغییر موازنه بر جنبشها و نیروهای مختلف سیاسی و پراتیک آنها تاثیر عمیق گذاشته و میگذارد. اثرات این تحولات بر سیاست و پراتیک کمونیستی و مشخصا بر جنبش و حزب خودمان را باید بررسی و تحلیل کنیم و مهمتر تصمیمات و سیاستهای راهگشا و جوابگوی نیاز زمانه را استنتاج کنیم. فرض همه ما در رهبری حزب این است که این کنگره باید به این اوضاع و این نیازها جواب دهد. ضرورت برگزاری کنگره از همین جا ناشی شده است. این را اضافه کنم آنطور که دعوت شده اند، اگر تعداد قابل توجهی از رهبری حزب کمونیست کارگری عراق و کنگره آزادی هم بتوانند مشکلات فنی و عملی سفر را حل کنند و در کنگره حضور داشته باشند، فکر میکنم نه فقط حزب حکمتیست ، بلکه جنبش ما در منطقه و هر دو حزب و کنگره آزادی حدادی شده و روشن بین از این کنگره بیرون بیاییم و به استقبال اوضاع جدید برویم و در تحولات ایران و عراق نقش شایسته خود را ایفا کنیم. با این توقع از کنگره و خوشبختانه با فرصت کافی چند روزه برگزارکردن آن ، فکر میکنم بتوانیم به اساسی ترین موضوعات پیش رویمان بپردازیم از آن جمله موضوعات زیر که بارها در جلسات هم به ضرورت پرداختن به آنها تاکید کردیم. من به شکل زیر آنها را فرمولبندی و دسته بندی کردم.

1- شکست آمریکا در عراق و پیامدهای مستقیم آن در خاورمیانه . (تاثیر آن بر موقعیت دولتها و جنبشها، موقعیت اسلام سیاسی، ناسیونالیسم عرب ، کشمکش فلسطین و اسرائیل، ناسیونالیسم ایرانی، ناسیونالیسم قومی در منطقه، موقعیت سکولاریسم و کمونیسم کارگری و مشخصا موقعیت و نقش حزب کمونیست کارگری عراق و کنگره آزادی عراق و حزب حکمتیست در دو کشور در حال تحول و مهم منطقه.

2- اوضاع سیاسی ایران ، روند تقابل مردم و جمهوری اسلامی ، آینده چپ و راست و ملزومات سرنگونی جمهوری اسلامی

3- احیای جنبش سرنگونی ، اهرمها و ابزارهای تغییر دهنده تناسب قوا به نفع ما و مردم ؟ ما چه امکاناتی داریم؟

4- رهبری جنبش سرنگونی، رهبری جامعه، چگونه؟ (استنتاجاتی از حزب و قدرت سیاسی و حزب و جامعه در بطن اوضاع جدید)

5- گارد آزادی ، موقعیت کنونی و دورنمای آتی

6- جمع بندی از فعالیت کمیته های کمونیستی و ارائه نقشه آتی

7- موقعیت جنبش کارگری و خط مشی ما

8- حزب حکمتیست وتغییرات سیاسی، سبک کاری و سازمانی که باید از سر بگذراند.

9- حزب سیاسی و کنار زدن سنتهای بازدارنده

10 - جایگاه تلویزیون پرتو و ادامه کاری آن

11- تقابل ناسیونالیسم و کمونیسم در کردستان ( ترندها و روندهای جدید در جنبش ناسیونالیستی ، مصافهای جدید پیش روی ما )

چهارم سپتامبر 2007

***

به نشریه کنگره

تقاضای طرح بحث در کنگره

رونوشت کمیته رهبری

رحمان حسین زاده 

قابل پیش بینی است که در کنگره دوم یکی از مباحث اصلی پرداختن به اوضاع سیاسی و وظایف حزب حکمتیست خواهد بود. در این مبحث من تقاضای طرح بحث و سخنرانی را دارم . چارچوب بحث من چنین است.

خطوط بحث

1- پیامدهای شکست جنگی آمریکا در عراق و تاثیرات آن در فضای سیاسی ایران از جمله بر:

الف : موقعیت منطقه ا ی و داخلی جمهوری اسلامی

ب- جنبش سرنگونی و تناسب قوای کنونی 

ج- آینده اپوزیسیون (راست و چپ)

2- تقابل مردم و جمهوری اسلامی

الف – قد علم کردن مجدد جنبش سرنگونی . چه نوع جنبش سرنگونی؟

ب- تامین رهبری چپ و کمونیستی در جنبش سرنگونی در گرو چیست؟

3- حزب حکمتیست و جنبش سرنگونی

الف – آیا حزب حکمتیست میتواند رهبری جنبش سرنگونی را تامین کند؟

ب- امکانات و اهرمهای حزب در جهت تامین رهبری کدام است؟

ج- در این راستا حزب حکمتیست چه تحولات سیاسی، پراتیکی و سازمانی را باید از سر بگذراند؟

***

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 21:17  توسط رحمان حسین زاده  | 

تشکیلات استکهلم حزب حکمتیست یکشنبه دوم سپتامبر برگزار میکند

جمال پيرخضرانیان از فرماندهان گارد آزادى،  بدنبال آخرين ماموريت درمنطقه  مريوان ميزبان علاقمندان است

.......

جنبش سرنگونی و ملزومات پیروزی

سخنرانی رحمان حسین زاده عضو رهبری حزب

در جواب  به منتقدین  پوپولیست حزب حکمتیست
ساعت 16:30

تشکیلات استکهلم  حزب حکمتیست برگزار میکند

آشنايى از نزديك با گارد آزادى

در مریوان چه گذشت

جمال پيرخضرانیان از فرماندهان گارد آزادى،  بدنبال آخرين ماموريت درمنطقه  مريوان ميزبان علاقمندان است و از حضور گارد آزادی در میان مردم شهر ک جوجه سازی مریوان،  از همکاری واستقبال و شور مردم ، از صحبتها ، نظرات، امیدها و نگرانیهای مردم ، از جسارات و ابتکارات  رزمندگان گارد آزادی ، از درسها و تجارب این حرکت  مهم  سخن میگوید. همه مردم علاقمند را فرامیخوانیم راس ساعت  15 روز یکشنبه دوم سپتامبر    بعد از ظهر در محل این اجتماع در  آدرس   قید شده پایین  حضور به هم رسانند.

جنبش سرنگونی و ملزومات پیروزی

سخنرانی رحمان حسین زاده عضو رهبری حزب

در جواب  به منتقدین  پوپولیست حزب حکمتیست
ساعت 16:30

محل اجتماع :
Nidarosgatan 12
Tunnelbannan: Husby Centrum
08399734

کمیته استکهلم حزب حکمتیست
30-8-2007

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 22:7  توسط رحمان حسین زاده  | 

سیاست باز سناریوی سیاه
(نگاهی به مصاحبه  عبدالله مهتدی با دو وبلاگ نویس آمریکایی  )

رحمان حسین زاده

 مدتی قبل عبدالله مهتدی با دو فرد آمریکایی به نامهای توتین و پاتریک مصاحبه ای داشت. اظهارات مهتدی در این "مصاحبه " ، کاراکتر وی و سازمان متبوعش را در معادلات سیاسی مربوط به جامعه ایران و کردستان با وضوح بیشتری مشخص میکند. کاراکتری که از بدو پیدایش باند زحمتکشان ما مدواما در مورد آن روشنگری کرده ایم. عبدلله مهتدی فرصت خلوت کردن  با دو وبلاگ نویس آمریکایی  و شاید دو مامور سیا و پنتاگون را غنیمت شمرده تا بی محابا آمادگی خود و سازمانش را برای انطباق با  پروژه های سیاه  مورد نظر دولت سوپر راست آمریکا ،  در ایران بر شمرد.    


قطب نما ، همگامی با آمریکا
 
از مدتها قبل فدرالیستهای کردستان ایران و از جمله باند زحمتکشان قطب نمای حرکت خود را بر اساس انطباق با سناریوی مورد نظر آمریکا در رابطه با ایران طرح ریزی کرده اند. آرزوی اجرای نقشه نظامی سیاه آمریکا همانند آنچه که در عراق اتفاق افتاده را در سر میپرورانند. خود را برای انطباق با چنین نقشه ای و رسیدن به فدرالیسم و نان و نوایی آماده میکنند. در این راستا و در این مصاحبه عبدالله مهتدی به قول خودش المنتهای سیاسی را مورد نظر دارد که باب طبع سیا و پنتاگون برای ایفای نقش به عنوان نیروی دنبالچه دخالت نظامی در ایران است . او به هر قیمت میخواهد دل این دو مامور آمریکایی را به دست آورد ، تا نقش لابی جریانش را در کریدورهای پنتاگون ایفا کنند.
 
المنتهای سناریوی مورد نظر آمریکا

به خدمت پذیرفته شدن هر جریان در سناریوهای سیاهی که سردمداران کاخ سفید و پنتاگون در دوره نظم نوین جهانی اجرا کرده اند، مختصاتی را میطلبد . همانند آنچه در یوگوسلاوی و بالکان، عراق و افغانستان دیدیم . سناریوی سیاه آمریکا بر شکافهای عقب مانده و کینه و نفرت قومی و مذهبی، برقوم پرستان و نژاد پرستان همگام با نقشه های جنگ و کشتار و خانه خرابی و ویرانی ، و بر دارودسته های نظامی همچون ارتش آزادیبخش کوسوو و رشید دوستومهای افغانستان و المهدیها و فدرالیستهای عراق سرمایه گذاری میکند. عبدالله مهتدی این المنتهای باب طبع پنتاگون را میشناسد و آگاهانه چنین مختصاتی را از خود عرضه میکند. مولفه های این مختصات قابل توجه است. 

عبدالله مهتدی در این مصاحبه نشان میدهد به خوبی به نیاز آمریکا بر شکافهای قومی و مذهبی آگاه است. در همین رابطه بر خلاف حقیقت پایه ای 28 ساله مبنای جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان، این تصویر را میدهد که جنگ جمهوری اسلامی در کردستان "هم سیاسی و هم قومی و هم مذهبی است". و میفرمایند ، جامعه کردستان ایران "سه مذهب عمده دارد" و جناب مهتدی سیمای جامعه کردستان را با دسته بندی مذهبی و قومی توضیح میدهد.  همچنین از این ناله میکند که جغرافیای کردستان ایران را در "چهار استان ایلام و آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه" تجزیه کرده اند، و لاجرم همانند تمام ناسیونالیستها مرتجع و افراطی و فدرالیست امروزی نسخه جنگ بر سر جغرافیا و سرزمین و آب و خاک را در شیپور میدمند و آمادگی ظرفیت جنگیدن در این راستا را از خود نشان میدهد. 
اما مهتدی میداند اگر ماموران آمریکایی بخواهند او و سازمانش را در کاراکتر کماندوهای جنگ قوم پرستانه جدی بگیرند، لازمست تعلق او را به سابقه و ریشه قومی و نژادی کردی محکمتر بدانند. بیعت کردن با محمد امین زکی "کرد" صاحب مقام عالیرتبه  دولت عثمانی و از نظر مهتدی پدر "آغاز بیداری کردها" و شکواییه مهتدی از اینکه در ترکیه "قومیت ما و نژاد ما" انکار میشود، همه اجزای دادن تصویر قوم پرستانه و نژاد پرستانه از خود و جریانی است که نمایندگیش میکند. این سابقه و این تصویر آنجا تکمیل میشود که اعلام میکند "پدر من عضو حزب دمکرات کردستان و در جمهوری مهاباد عضو کابینه قاضی محمد و وزیر بود".
در ارائه تصویر قوم پرستانه،  سابقه چپ گرایی و ضد امریکایی گذشته مهتدی بر این تصویر جدید سنگینی کرده و اوبال گردن او شده است.  مهتدی در پیشگاه این دو مامور آمریکایی صریحتراز هر زمانی میخواهد این سابقه را از گردن خود واکند. به همین دلیل در بطن یکی گرفتن عامدانه کمونیسم و نظام حاکم  کره شمالی توسط مامور آمریکایی، مهتدی فرصت را بلعیده  و خجولانه توضیح میدهد که زمانی "بخشی از حزب کمونیست ایران بوده اند و متوجه شدیم اشتباه بود و انشعاب کردیم" و سپس با کینه و پررویی "حزب کمونیست ایران و کومه له" را "یک حزب شپشو و اکیبری " معرفی میکند. و در ادامه سنگ تمام میگذارد و میگوید "در دهه هفتاد تحت تاثیر جنبش ضد جنگ ضد آمریکایی بودیم، متأسفم!" اظهار تاسف بیشرمانه مهتدی بی مایه، تأثرتوتین و پاتریک را بر می انگیزد وهر دو دلداریش میدهند که "اشکالی ندارد، شما چپ گرا بودید و ما انتظار موضع دیگری نداشتیم " و پاتریک برای مهتدی توضیح میدهد که "پدر من هم همان زمان شدیدأ علیه بعضی جنبه های سیاست آمریکا بود".
در این مصاحبه مهتدی آگاهانه و سنجیده ، هر جمله  و کلمه ای را انتخاب کرده است ، تا به عنوان عنصر و جریان منطبق با سناریوی سیاه آمریکا معرفی شود. برای کسب موقعیت جدید در بارگاه آمریکا در تف کردن به گذشته ضد امریکایی خود گوی سبقت را از همه هم سرنوشتان مشابه خود در همین دهه  برده است، بدون اینکه چشم انداز رسیدن به نان و نوایی را داشته باشد. اما در این رابطه مهتدی و جریانش با دو مشکل روبرو هستند. اول اینکه آمریکا و نقشه هایش در خاورمیانه و در عراق به بن بست رسیده است و دامنه عمل مظهر امید مهتدی در رابطه با ایران محدود شده است . به گفته خود مهتدی آمریکا "سیاست روشنی برای کردستان ایران ندارد" و دوم اینکه مهتدی نمیخواهد بفهمد که الگو برداری از روند وقایع کردستان عراق برای کردستان ایران اشتباه است و من این را یکسال قبل به هنگام سفرشان به همراه مصطفی هجری به آمریکا به ایشان اینچنین یاد آور شدم.
" .... کمونیسم و چپ و رادیکالیسم جامعه کردستان ایران   بزرگترین مانع تحقق رویاهای انگلی  هجری – مهتدی و هر دو جریان تحت مسئولیتشان است. هر دو خوب میدانند  بر خلاف کردستان عراق در سه دهه اخیر هیچگاه صحنه سیاست کردستان ایران  و تناسب قوای آن  اجازه  یکه تازی به ناسیونالیسم کرد نداده است . اینبار نیز چنین اجازه ای نخواهند داشت. آنان خوب باید بدانند سرنوشت آن جامعه  را باجنگ و موشک و بمب آمریکا و وصل شدن به آن  و در کریدورهای پنتاگون نمیتوان رقم زد. اینجا کمونیسم قوی و قدرت چپ جامعه و توده مردم آگاه اراده و نقش فعال و سازنده تاریخ خود را میتوانند ایفا کنند" . 
 
عبدالله مهتدی : سیاست بازی دون پایه

مصاحبه اخیر مهتدی با دو مامور و یا وبلاگ نویس آمریکایی واضحتر از هر زمان شخصیت و کاراکتر سیاسی وی را زیر نور افکن میگیرد. مهتدی استاد  معلق زدنهای اپور تونیستی و چرخشهای هر از چند گاهی و اظهار نظرهای حقیرانه و نفرین گذشته چپ خود است. در مقاطع مختلف و صرفنظر از جایگاه او در صف بندی سیاسی ،  زیگزاگها و نوسانات او چهره یک عنصر بی ثبات و بی پرنسیب و غیر قابل اعتماد را حتی در همین  جنبش ناسیونالیستی کرد از او به دست داده است. مهتدی سیاستمدار نیست ، بلکه یک "سیاست باز" است. سیاست بازی که بنا به مصلحت روز و ضربدر دست و پا کردن موقعیت شخصی و با اتکا به سنت عقب مانده و شرق زده هر از چند گاهی "تابلوی سیاستش" را عوض میکند و نکته اینجا است که اصرار هم دارد، در همه این نوسانات و فراز و نشیبها و دورانهای مختلف  "سیاستمدار" قلمداد شود. مصاحبه اخیر او با دو وبلاگ نویس آمریکایی  به تمام معنا چهره یک سیاست باز سناریو سیاهی واپورتونیست را از وی و سازمان متبوعش ترسیم کرده است. چنین عناصر و جریانات سناریو سیاهی را لازمست افشاء و منزوی کرد. صف آزادیخواهانه مردم این را تضمین میکند.
***    


+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط رحمان حسین زاده  | 

صف سازمان زحمتکشان را ترک کنید

رحمان حسین زاده

سازمان زحمتکشان در آستانه از هم گسیختگی و انشعاب قرار گرفته است.  اتفاقات درونی روزهای اخیر به روشنی افشاگر ماهیت توطئه گرانه این جریان است. طبق اخبار اعلام شده امکان درگیری نظامی در اروگاه مرکزیشان در کردستان عراق هر لحظه محتمل است. در نتیجه درگیری فیزیکی  و کشمکشها ی تاکنونی تعدادی از افراد مسلح آنها از هر دو جناح در زندان پلیس شهر سلیمانیه بسرمیبرند. پلیس سلیمانیه برای جلوگیری از درگیری نظامی در اردوگاه مرکزی آنها مستقر شده است.

تمامی امکانات استودیوی مرکز تلویزیون آنها دراروپا و در شهر استکهلم دزدیده شده و طرفین همدیگر را به این سرقت متهم میکنند. اکنون تلویزیون آنها از کار افتاده است. بنا به گفته های دو طرف دخالت تاکنونی طرف سوم (اساسا منظور اتحادیه میهنی است) به جایی نرسیده است. عبدالله مهتدی اعلام کرده منتظر دخالت مستقیم دبیرکل اتحادیه میهنی است. نامه سه تن از پیشمرگان آنها در رد ادعاهای  جعفر ایلخانی زاده مسئول خارج کشور این سازمان و نامه های اخیر جلال ناوه از اعضای رهبری تا مقطع "کنگره دوازدهم" این جریان به اندازه کافی گویا و تصویر روشنی از مناسبات درونی این جریان را منعکس میکند. به نحوی که این بار دبیرخانه این سازمان نمیتواند با تکذیب نامه کذایی توطئه گریهای درون باندشان  را تکذیب کند. برای داشتن تصویری از آنچه هم اکنون در میان این جریان میگذارد،  به پاراگرافی از نامه سرگشاده جلال ناوه توجه کنید .

" از قبل از كنگره دفتر سياسي كه نگران حركات اقليت بودند و به بهانه حفظ امنيت كومه¬له و "جنب و جوش نيروهاي رژيم اسلامي در صدها كيلومتر آن طرف تر" به بسيج نيروها ،‌تحركات نظامي ناموجه، آوردن افراد پراكنده از شهر كه هر كدام پرونده¬هايي نزد كومه له و حكومت منطقه دارند، بستن درِ ارگان¬ها ، جابجايي تسليحات ، پنهان سازي اموال تشكيلاتي حتي در منازل اعضا كميته مركزي، تهديد به نبرد مسلحانه از سوي اعضاي دفتر سياسي و كميته مركزي و موارد ديگري از اين دست شكاف¬هاي دروني را به مرحله خطرناكي سوق داده است. حضور طرف سوم و جلسه با هر دو جناح، تاكنون نتيجه نداده است. جناح دفتر سياسي كه در تشكيلات وسيعاً پخش كرده بود كه طرف سوم به ما گفته "كار خود را بكنيد و آنها "جناح مخالف" را حتي از عراق بيرون خواهيم كرد" ، با دخالت نيروهاي پليس منطقه در "آرام" سازي اردوگاه باطل شد.
جناح دفتر سياسي كه مدعي برگزاري موفقيت آميز كنگره است و كميته مركزي وسيع انتخاب كرده است ، اكنون بايد پليس حكومت منطقه¬اي كردستان امنيت و آرامش اردوگاه¬اش را حفظ كند."
(از نامه مورخ 25 اوت جلال ناوه منتشر شده در سایت هه لویست)  


سازمان سیاسی یا باند سیاه مسلح

قبلا به سهم خود علل سیاسی شکاف و بن بست کنونی این جریان را در مطالب دیگری مورد بررسی قرار داده ام. این مطالب را دوباره در دسترس خوانندگان قرار میدهم. آنچه در اینجا میخواهم بر آن تاکید کنم،  اینست که وقایع و رویدادهای چند روزه اخیر باردیگر این سئوال موجه را مطرح میسازد که آیا این سازمان سیاسی است یا یک باند فالانژمسلح؟
در یک نگاه دو جناح جریانی که در کشمکش و اختلافات درون سازمانی به نیروی مسلح متوسل میشوند، تهدید فیزیکی  و سرقت اموال و امکانات سازمانی از همدیگر اولین گام عملیشان است،  متوسل شدن به پلیس سلیمانیه و سوئد و روانه زندان شدن افراد آنها از اقدامات فوریشان است، حضور "طرف سوم و پلیس محل" مانع کشته شدن تعدادی از هر دو طرف است و غیره ، آیا این سئوال را در مقابل هر انسان و جریان منصف قرار نمیدهد که این اعمال و شیوه های چه جریاناتی است؟  آیا اعمال دارودسته های مسلح ماجراجوی نظامی و گانگستر چیزی غیر از همین است؟ آیا به یاد باندهای مافیایی مسلح درگیر با هم نمی افتید؟

وقایع روزهای اخیر و بن بست سیاسی و عملی این جریان به روشنی اثبات حقیقتی است که ما کمونیستهای کارگری و حکمتیستها از همان روز اول انشعاب این جریان از کومه له در هفت سال قبل  بر آن تاکید کردیم. ماگفتیم جریانی که با باد زدن قوم پرستی و فدرالیسم و ایجاد کینه و شکاف در میان انسانها ، به امید دیالوگ با جمهوری اسلامی و مذاکره و سازش با آن ، با اتکا به "جعبه سیاه" و گردنه بگیری نظامی علیه کنگره رسمی کومه له ،  با جعل تاریخ و ربودن "اسم کومه له" و پناه گرفتن پشت "خون شهیدان و شهیدخوری" متولد شده است ، جریان سالمی نیست، سیاسی نیست. بلکه یک باند سناریو سیاهی است. باندیست که به هر قیمت میخواهد "کاره ای" باشد. به هر منجلابی پا میگذارد. ماکیاولیسمی است که قطب نمایش "هدف وسیله را توجیه میکند" است. سیاستها و تاکتیکها و معلق زدنهای همین چند ساله و آمادگی آنها در زمره نیروهای  سناریوی مورد نظر آمریکا ، همگی تایید ماهیت باند سیاهی این جریان است. چنین جریانی طبیعی است دردرون خود چنین توطئه گرانه در مقابل هم صف آرایی کنند. ما گفتیم و تاکید کردیم که  این جریان نمیتواند به نیروی سیاسی در فضای سیاست تبدیل شود ، اما هشدار دادیم میتواند به یک باند نظامی مزاحم مدنیت جامعه و مبارزه مردم تبدیل شود. ما گفتیم اینها با در اختیار گرفتن پول و اسلحه و امکانات از هرجایی و از جمله از آمریکا میتوانند همچون " گانگسترهای مسلح کوسوو، ارکانهای صربستان، رشید دوستمهای افغانستان و المهدیهای عراق و ..." به عنوان عنصر سناریو سیاه برروی آنها حساب باز شود. دیدیم چطورعبدالله مهتدی پیش از همه آمادگی خود را برای پیوستن به نقشه سیاه آمریکا در ایران اعلام کرد و دیدیم شکست جنگی آمریکا در عراق و عدم اجرای سناریوی سیاه آمریکا در ایران، این جریان را به مسیر از هم گسیختگی و انشعاب سوق داده است.

 
این دو جناح را طرد کنید، صف سازمان زحمتکشان را ترک کنید.
 
در شرایط از هم گسیختگی درونی و انشعاب و احتمال درگیری نظامی این سئوال واقعی در مقابل صفوف این سازمان مطرح است که چه تصمیمی بگیرند؟

وقایع اخیر باید نشان داده باشد تنها راه مسئولانه و شرافتمندانه ترک صفوف این دارودسته مسلح و فالانژ است. در یک سال گذشته تعداد زیادی همین راه درست و مسئولانه را طی کردند. حتی این تنها راه موثر خنثی کردن احتمال درگیری نظامی آنها و قربانی شدن عده ای در راستای توطئه های سران این دو جناح است. هر کس که به منظور مبارزه علیه جمهوری اسلامی و با هدف آزادیخواهانه به اشتباه سر از صفوف این سازمان در آورده است ، میتواند انتخاب سیاسی و سازمانی دیگری بکند.
 صفوف این سازمان چه در بخش نظامی و چه در داخل و خارج برای یکبار هم شده لازمست با چشمان باز انتخاب کنند و به دام اهداف ارتجاعی این دو جناح نیفتند. در چارچوب یک جریان فالانژ قوم پرست و ناسیونالیست افراطی، در چارچوب جریانی که پدیده سالم  سیاسی نیست، در جریانی که بنیاد آن و ادامه حیات آن به توطئه گری حتی در درون خود گره خورده است، تقسیم بندی "چپ وراست و رفرم طلب و ضد رفرم" چیزی جز یک کلاهبرداری سیاسی  نیست. به نظرم هر انسانی که در صفوف این سازمان  کوچکترین احترامی برای خود قائل است، هر انسانی که با توهم   مبارزه با جمهوری اسلامی در صف این جریان است و مهمتر هر کسی که با توهم "اسم کومه له" و آزادیخواهی به این صف راه یافته است، و بویژه در بخش مسلح این جریان ، هر کس که نمیخواهد قربانی اهداف ارتجاعی سران این دو جناح شود، لازمست این دوجناح و در راس آنها شکست خوردگان سیاسی همچون عبدالله  مهتدی و عمر ایلخانی زاده را طرد کند و به حال خود رها کند. صفوف سازمان زحمتکشان را ترک کند.

26اوت 2007
***


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 22:37  توسط رحمان حسین زاده  |