تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبیر کمیته کردستان

 

اطلاعيه پاياني کنگره دوم حزب کمونيست کارگري -  حکمتيست

کنگره دوم حزب حکمتيست که در روزهاي ٦ تا ١١ اکتبر با شرکت اکثريت نمايندگان تشکيلات هاي مختلف حزب برگزار شد با موفقيت به پايان رسيد. در کنگره دوم حزب علاوه بر نمايندگان، هيئت هائي از حزب کمونيست کارگري عراق، کنگره آزادي عراق، و همچنين تعدادي ميهمان که به کنگره دعوت شده بودند شرکت داشتند.

کنگره دوم طي ٦ روز کار فشرده به مهمترين مسائلي که در مقابل جامعه ايران قرار گرفته است، به وظايف حياتي جنبش کمونيستي طبقه کارگر و حزب کمونيست کارگري - حکمتيست و به مهمترين مشکلات و موانعي که در مقابل کمونيسم معاصر قرار گرفته است پرداخت. کنگره راهکارهاي فائق آمدن بر خطرات مهيبي که جامعه ايران را تهديد ميکند را مورد بررسي قرار داد و تصميمات لازم را اتخاذ نمود.

کنگره نخست با سرود انترناسيونال و يک دقيقه سکوت به ياد جانباختگان راه آزادي و سوسياليسم کار خود را آغاز کرد. پس از سخنراني افتتاحيه کورش مدرسي، کنگره گزارش انتخابات نمايندگان که از جانب خالد حاج محمدي دبير هيات نظارت بر انتخابات ارائه شد را مورد بررسي قرار داد. در خاتمه اين بحث کنگره به اتفاق آرا اعتبارنامه نمايندگان منتخب و رسميت کنگره را تصويب کرد.

پس از اين مبحث، سامان کريم رئيس دفتر سياسي حزب کمونيست کارگري عراق سخناني در مورد وحدت ميان دو حزب و بهم بافته شدن بلاواسطه منافع طبقه کارگر در ايران و عراق ايراد نمود. سپس پيام سمير عادل رئيس کنگره آزادي عراق توسط فارس محمود نماينده کنگره آزادي عراق به اطلاع کنگره رسيد.

کنگره بعد از تصويب آئين نامه خود، از ميان دستورهاي مختلف پيشنهادي توسط نمايندگان، دستور زير را براي بررسي به تصويب رساند:

1 -       گزارش،

2 -       اوضاع سياسي ايران،

3 -       خطر جنگ آمريکا عليه ايران، پيامدهاي آن و وظايف حزب حکمتيست،

4 -        حزب، حزبيت و ويژگيها و مصاف هاي حزب حکمتيست،

5 -        گارد آزادي،

6 -       کميته هاي کمونيستي،

7 -       آرايش رهبري حزب،

8 -       جنبش کارگري،

9 -       جامعه عراق و حزب کمونيست کارگري عراق

10 -   قرار ها و قطعنامه ها.

11 -   انتخابات

در بخش گزارشات ابتدا کورش مدرسي دبير کميته مرکزي گزارشي عمومي از فعاليت هاي حزب در فاصله کنگره اول تا کنگره دوم را ارائه داد. سپس بهرام مدرسي دبير کميته تشکيلات کل کشور، رحمان حسين زاده دبير کميته کردستان، امان کفا دبير کميته تلويزيون و بالاخره روزا رامش دبير تشکيلات خارج به ترتيب گزارش عرصه هاي فعاليت کميته هاي خود را به اطلاع کنگره رساندند.

سپس نمايندگان از زواياي مختلف به بحث و اظهار نظر در مورد فعاليت هاي حزب پرداختند.

در مبحث اوضاع سياسي ايران کنگره بر تغييرات اوضاع سياسي ايران متمرکز شد و ملزومات عروج کمونيسم طبقه کارگر به عنوان ستون فقرات حرکت براي سرنگوني جمهوري اسلامي و تضمين آزادي و برابري را مورد بررسي قرار داد.

در بحث مربوط به خطر حمله نظامي آمريکا به ايران، کنگره بر اين واقعيت تاکيد کرد که حمله آمريکا، بر متن استيصال ناشي از شکست اين دولت در عراق و ماجراجوئي هاي نئوکانسرواتيوها در آمريکا و لاقيدي جمهوري اسلامي نسبت به سرنوشت جامعه و مردم ايران  به يک خطر بسيار جدي تبديل شده است. حمله نظامي آمريکا بر جامعه ايران تباهي و ويراني در ابعادي بمراتب عظيم تر از عراق را نازل خواهد کرد. کنگره به ابعاد و راههاي آماده سازي دخالت کمونيستها و طبقه کارگر در چنين اوضاع خطيري پرداخت و جنبه هاي مختلف اين آمادگي را مورد بررسي قرار داد.

در مبحث حزب، حزبيت و ويژگيها و مصافهاي حزب حکمتيست، کنگره به بررسي موانع عملي، سنتي، جنبشي و تاريخي شکل دادن به يک حزب کمونيستي اجتماعي، سياسي، باز، توده اي، قدرتمند و با ديسيپلين بالا پرداخت. ويژگيها و شماي عمومي چنين حزبي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. در اين بحث بويژه نارسائي هاي حزب حکمتيست در اين عرصه و تغييراتي که اين حزب بايد آگاهانه در فعاليت و سازمان خود بوجود بياورد مورد بحث قرار گرفت. کنگره بشدت بر اهميت کنده شدن تمام و کمال حزب حکمتيست از چپ سنتي حاشيه اي، که کل تاريخ ۸۰ سال گذشته چپ راديکال در جهان را رقم زده است، تاکيد کرد.   

در بحث کميته هاي کمونيستي، تجربه اين دوره از فعاليت حزبي در ايران مورد بحث قرار گرفت و کميته هاي کمونيستي بعنوان يک دستآورد مهم و موفق فعاليت کمونيسم اجتماعي، سازمانگر و رهبر مورد تاکيد قرار گرفت. بعلاوه کنگره بر کاستي هاي سازمان دهي کميته هاي کمونيستي که ناشي از نفوذ برداشت هاي سنتي در فعاليت کمونيستي است انگشت نهاد.

در مبحث گارد آزادي، کنگره بر اهميت حياتي گارد آزادي در فعاليت حزب و نقشي که تاکنون در عروج حزب بعنوان يک نيروي سياسي قدرتمند در جامعه ايران داشته است تاکيد گذاشت. در اين بخش تصويرهاي متفاوت و گاه متنافر از گارد آزادي مورد بحثي پر حرارت قرار گرفت، زواياي ناروشن و مبهم اين عرصه از فعاليت حزب زير ذره بين قرار داده شد و کنگره ضمن تاکيد بر اين امر که فعاليت گارد آزادي در هر جا بايد با قدرت يابي مردم و دفاع از خواست هاي محوري جنبش آزادي و برابري در ايران تداعي شود، به يک جمعبندي بسيار همه جانبه تر و عميق تر از تاکتيک ها و سياست هاي گارد آزادي رسيد که به تدريج و با در نظر گفتن مسائل امنيتي، منعکس خواهد شد.

در بحث آرايش رهبري حزب، کنگره نه تنها رهبري به معناي عاليترين سطح رهبري حزب، بلکه رهبري بعنوان يک فونکسيون موجود و فعال در تمام قامت سازماني و سلسله مراتب حزب از پايه اي ترين تا عالي ترين کميته ها در حزب را مورد بررسي قرار داد. کنگره بر اين واقعيت انگشت گذاشت که جز در موارد محدودي در کميته هاي کمونيستي داخل کشور، حزب هنوز فاقد يک استخوانبندي رهبري پايدار و محکم است. کنگره بر اهميت سوق دادن فعاليت هاي حزب بر الگوئي که رهبري را جزو فعل و انفعال جدائي ناپذير هر بخش از تشکيلات تبديل کند تاکيد کرد. بعلاوه کنگره ضمن نقد عميق از اينترنتي شدن امر رهبري در حزب، بر اهميت شکل دادن به يک رهبري نشسته متمرکز و غيراينترنتي در تمام سطوح حزب و بويژه در راس حزب تاکيد گذاشت.

در بحث جنبش کارگري سياست حزب در مورد دخالت در مبارزه اقتصادي طبقه کارگر مورد بررسي قرار گرفت. کنگره اعلام کرد که باني اصلي تفرقه در طبقه کارگر و مانع اصلي متشکل شدن طبقه کارگر اختناق جمهوري اسلامي و بحران اقتصادي دائمي اين رژيم است. کنگره در اين رابطه بر اهميت شکل دادن به يک تلاش همه جانبه براي متحد کردن طبقه کارگر و بستن سدي در مقابل فلاکتي که سرمايه داري بر طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه تحميل کرده است تاکيد گذاشت. کنگره بر اين حکم اصرار کرد که جنبش هاي مختلف اجتماعي و بويژه کمونيسم بورژوائي تلاش ميکنند تا در پوشش غير سياسي بودن، کارگري بودن مبارزه طبقه کارگر را محدود کنند. پز کارگري و غير سياسي بودن تلاشي است براي دور نگاه داشتن طبقه کارگر از دخالت مستقل در سياست جامعه و به زير کشيدن کل نظام سرمايه داري و بايد مورد روشنگري و افشاگري کمونيست ها قرار گيرد. 

در بحث مربوط به جامعه عراق و حزب کمونيست کارگري عراق، کنگره ابتدا از طريق رفقا سامان کريم، مويد احمد، امجد غفور و فارس محمود در جريان آخرين رويدادهاي عراق و تلاش حزب کمونيست کارگري عراق براي خارج کردن اين جامعه از سياهچال تباهي اسلامي - آمريکائي قرار گرفت. سپس در مورد ابعاد فعاليت حزب کمونيست کارگري عراق و کنگره آزادي عراق و نقشي که حزب حکمتيست ميتواند در اين رابطه بازي کند صحبت کرد. کنگره ضمن حمايت کامل از مبارزه و تلاش همه رفقاي حزب کمونيست کارگري عراق و کنگره آزادي عراق، آمادگي کامل حزب حکمتيست را براي هر نوع کمک و ياري اعلام نمود.    

در بخش قرار و قطعنامه ها، کنگره بر اين واقعيت تاکيد گذاشت که آنچه امروز در جريان است در واقع روندي است که قبلا کنگره اول حزب حکمتيست بر آن انگشت گذاشته بود. همه بحثهاي کنگره دوم نشان داد که آنچه که حزب حکمتيست بايد انجام دهد در اساس همان است که کنگره اول به تصويب رسانده بود. لذا کنگره تصميم گرفت بجاي مشغول شدن به تصويب قطعنامه هائي که در اساس قبلا تهيه شده و به تصويب رسيده است بار ديگر بر اهميت و اصولي بودن قطعنامه ها و مصوبات کنگره اول تاکيد کند و از کميته مرکزي منتخب کنگره دوم بخواهد که عملي کردن اين سياستها و تصميمات را در راس اولويتهاي خود قرار دهد.

بعلاوه کنگره مجموعه قرار هاي و مقررات حزبي را که سابقا در پلنوم ها و جلسات دفتر سياسي به تصويب رسيده است را به عنوان اساسنامه حزب تصويب کرد.

در بخش انتخابات، کنگره ابتدا تصميم گرفت که برخلاف سابق که کنگره فقط کميته مرکزي را انتخاب ميکرد، اين بار علاوه بر اعضاي کميته مرکزي، براي اين کميته اعضاي علي البدل نيز انتخاب کند. انتخاب علي البدل بخشي از تضمين تداوم رهبري حزب و همچنين بخشي از پروسه جانشين سازي است. کنگره تصميم گرفت که ۴۰ نفر را بعنوان اعضاي اصلي کميته مرکزي و ۷ نفر را بعنوان اعضاي علي البدل انتخاب نمايد. اعضاي کميته مرکزي منتخب کنگره دوم عبارتند از: آذر مدرسي، آزاد زماني، اسد گلچيني، اسماعيل ويسي، اعظم کم گويان، امان کفا، برهان ديوارگر، بهرام مدرسي، پرشنگ بهرامي، جلال محمود زاده، ثريا شهابي، حسين مرادبيگي، خالد حاج محمدي، رحمان حسين زاده، رحمت فاتحي، رسول بناوند، روزا رامش، ريبوار احمد،  سلام زيجي، سعيد آرمان، سوسن هجرت، سيوان رضايي، صالح سرداري، عبدالله دارابي، علي عبدالي، فاتح شيخ، فرهاد رضايي، فواد عبداللهي، کورش مدرسي، لادن داور، محمد فتاحي، محمد راستي، محمد جعفري، محمود قزويني، مصطفي اسد پور، مظفرمحمدي، مريم افراسياب پور، ملکه عزتي، نينا ارسطو و همايون گدازگر. اعضاء علي البدل عبارتند از رفقا: جمال کمانگر، ابراهيم باتماني، اسعد کوشا، بهروز مدرسي، حسن قادري، پري زارع، و گلباغ سليمي.

 

کنگره دوم حزب حکمتيست با سخنراني اختتاميه کورش مدرسي  و بدنبال آن با سرود انترناسيونال در ميان شور وشوق نمايندگان با موفقيت به کار خود پايان داد.

پس از پايان کنگره، پلنوم کميته مرکزي با شرکت اکثريت اعضاي کمتيه مرکزي آن برگزار شد. کميته مرکزي به اتفاق آراء کورش مدرسي را بعنوان دبير کميته مرکزي و ليدر حزب و تعداد ١٣ نفر را بعنوان اعضاء دفتر سياسي انتخاب کرد که عبارتند از: آذر مدرسي، اسد گلچيني، امان کفا، بهرام مدرسي، حسين مرادبيگي، خالد حاج محمدي، رحمان حسين زاده، عبدالله دارابي، فاتح شيخ، کورش مدرسي، محمود قزويني، مظفر محمدي و مصطفي اسد پور. جلسه دفتر سياسي پس از پلنوم کميته مرکزي، با شرکت اکثريت اعضاء دفتر سياسي به اتفاق آراء فاتح شيخ را بعنوان رئيس دفتر سياسي و آذر مدرسي را به اتفاق آراء بعنوان معاون رئيس دفتر سياسي و همچنين خالد حاج محمدي را بعنوان معاون دبير کميته مرکزي انتخاب کرد. دفتر سياسي همچنين يک کميته رهبري نشسته پنج نفره را انتخاب نمود کرد که عبارتند از: خالد حاج محمدي، رحمان حسين زاده، کورش مدرسي، مظفر محمدي و مصطفي اسدپور.

کنگره دوم حزب حکمتيست طي شش روز کار فشرده خود، شاهد جدل هاي جدي، بحث هاي داغ و راهگشا و روشن بر سر مهمترين مصافهايي بود که کمونيستها و حزب حکمتيست در پيش روي خود دارند. چگونگي به ميدان آمدن مردم، موانع و مشکلات و راه اتحاد و همبستگي آنها، موانع عروج طبقه کارگر و نقشي که حزب حکمتيست بايد بر عهده بگيرد، از شاخص هاي کنگره دوم حزب حکمتيست بود. در اين راستا مسائلي چون چگونگي ممانعت از جنگ و حفظ امنيت مردم در صورت شروع بروز جنگ، چگونگي ممانعت از گرسنگي و کشتار و فقر و محروميت آنها، ايجاد اتحاد و امکان دفاع از خود در ميان مردم، سازمان دادن مردم حول پرچمي انساني، چگونگي تبديل حزب حکمتيست به حزبي توده اي و اجتماعي که به لولاي اتحاد مردم تبديل شود و اهميت ايجاد حزبي توده اي در داخل ايران ، برنامه ريزي و روشن کردن موقعيت کنوني و تاکتيکهاي لازم و همچنين قدم هاي بعدي، مورد بحث و جدل قرار گرفتند. در دل اين بحث هاي ارزنده و بسيار مهم، حزب حکمتيست روشن تر، متحد تر و با نقشه تر کنگره را به سرانجام رساند.

 

حزب کمونيست کارگري  – حکمتيست

٢٤مهر١٣٨٦- ١٦ اکتبر ٢٠٠٧

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:27  توسط رحمان حسین زاده  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:25  توسط رحمان حسین زاده  | 

سرنگونی، جنبش سرنگونی، و وظایف حکمتیست ها

 – با رحمان حسین زاده

قسمت اول    قسمت دوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 18:12  توسط رحمان حسین زاده  | 

رحمان حسین زاده در دومین کنگره حزب حکمتیست در حال سخنرانی

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:52  توسط رحمان حسین زاده  | 

تقاضای طرح بحث سمیناری در جوار کنگره

  

صف آرایی  ناسیونالیسم و کمونیسم در کردستان ، پیشروی کمونیسم در گرو چیست؟ (خطوط بحث)

رحمان حسین زاده

 

بخش اول :مروری کوتاه بر دهه اول تقابل ناسیونالیسم و کمونیسم در کردستان

 

 1- انقلاب 57 و حمله جمهوری اسلامی به کردستان صف بندی چپ و راست در کردستان

2- ناسیونالیسم رسمی و ناسیونالیسم چپ (تفاوتها و تشابهات)

3- مارکسیسم انقلابی ، کومه له و تشکیل حزب کمونیست ایران و انزوای بیشتر  ناسیونالیسم

4- ناکامی جنگی حزب دمکرات علیه کومه له ،  عقب نشینی بزرگ ناسیونالیسم

 

بخش دوم : دهه نود، تحولات خاورمیانه و کردستان عراق

1- عروج ناسیونالیسم در کردستان عراق و پیامدهای آن

2 - تقابل شفاف کمونیسم کارگری و ناسیونالیسم  

3- مختصات روندهای جدید ناسیونالیستی (ناسیونالیسم، دوم خرداد و جمهوری اسلامی)

 4- پدیده پ.ک.ک ، مناسبات آن با جمهوری اسلامی و پیامدهایش

 

بخش سوم : جنگ آمریکا در عراق و امیدهای ناسیونالیسم درکردستان ایران

1- برافراشتن پلاتفرم فدرالیسم

2- فدرالیستها و آمادگی همکاری با آمریکا

3- شکست جنگی آمریکا در عراق ، شکست ناسیونالیستها و فدرالیستها

4- سرخوردگی از ناسیونالیسم سنتی و گرایش به ترند جدید ناسیونالیستی

 

بخش چهارم :  کمونیسم و ناسیونالیسم ، اوضاع جدید و مصافهای جدید ما

1- شکست سیاسی ایندوره ناسیونالیسم و  تبدیل آن  به انزوای قطعی و  اجتماعی این جنبش

2- پرده برداشتن از ماهیت ترند جدید ناسیونالیستی و خنثی کردن آن

3- حضور در ابعاد همه جانبه و جدید تقابل سیاسی، اجتماعی و پراتیکی با ناسیونالیسم . چگونگی تامین آلترناتیو کمونیستی به مثابه محورآگاهی ، اتحاد و تشکل کارگران  مردم  

 

 

بخش پنجم - اهرمها وابزارهای حزب حکمتیست  در این مصافها  

 

1- به دست گرفتن سکان مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی ، تامین رهبری رادیکال جامعه   

2- نقد و تعرض سیاسی علیه ابعاد متنوع افکار، سیاست، سنت و فرهنگ و ارزشها و احزاب ناسیونالیستی، ابزارها و امکانات آن   

3- عروج گارد آزادی همچون محور مهم سازمان و قدرت یابی در جامعه

4-  سازمان کمونیستی و حزبی متحد کننده و بسیج کننده و رهبری  کننده در محیط کار و زیست کارگران و مردم

*** 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 12:53  توسط رحمان حسین زاده  | 

جنبش سرنگونی و ملزومات پیروزی

 

 

جنبش سرنگونی و ملزومات پیروزی
(منتقدین پوپولیست حزب حکمتیست چه میگویند) *
رحمان حسین زاده

مبحث اوضاع سیاسی ایران و جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی ، بحثی همه جانبه تر و جامع تر را می طلبد.  حزب ما به آن پرداخته است . اما به گمان من یک محور مهم مباحث کنگره دوم حزب ، کنگره ای که پیش رو داریم ، تمرکزروی این موضوع و استنتاجات عملی از آن است. در برخورد به  جنبش سرنگونی و مشخصا جنبش 18 تیر حزب ما دیدگاه متمایزی ارائه کرده است.این بار هم  نظرات متمایز حزب ما با عکس العمل عده ای همراه شده است. بحث امروزمن عمدتا جوابیه ایست به منتقدین پوپولیست حزب حکمتیست در زمینه برخورد به جنبش سرنگونی و در پایان استنتاجاتی برای حزب در زمینه تامین رهبری جنبش سرنگونی. اما ابتدا برخی پیش فرضهای دیدگاه خودم را یادآوری میکنم.
1- فکر میکنم خیلی ها در این مشاهده شریک باشند، که جمهوری اسلامی دامنه تعرض به مردم و اعمال سرکوب را گسترش داده و تداوم آن هم قابل پیش بینی است. به نظر من در این مقطع تناسب قوا به نفع  جمهوری اسلامی تغییر کرده است. این قدر قدرتی رژیم قبل از اینکه حاصل قوی شدن آن از درون جامعه ایران باشد، حاصل دست بالا پیدا کردن اسلام سیاسی به طور کلی و موقعیت محکمتر جمهوری اسلامی به طور مشخص در معادلات منطقه و در کشمکش عراق و خاورمیانه در مقابل آمریکا و غرب است. جمهور ی اسلامی میخواهد حاصل این موقعیت را در داخل کشور و علیه مردم ترجمه کند. از طرف دیگر یکدست ترشدن هیئت حاکمه و به دست گرفتن سه اهرم اصلی قدرت توسط راست ترین جناح جمهوری اسلامی ، موقعیت مساعدتری را برای دولت فوق ارتجاعی احمدی نژاد فراهم کرده که منسجمتر علیه مردم شمشیر را از روببندد. این عوامل در عقب راندن بیشتر اعتراض و مبارزه مردم به جمهوری اسلامی کمک کرده است.
2- یک مسئله محوری دیگر در تصویر سیمای اوضاع سیاسی ، وضعیت خود جنبش سرنگونی است.جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی بعد از شکست دوم خرداد و با 18 تیر 1378  پا به میدان گذاشت. ما آنوقت به عنوان آغاز حرکت توده ای برای سرنگونی جمهوری اسلامی از آن نام بردیم. نقطه عطف مسئله اینجا بود ، تناسب قوایی ایجاد شد که این بار سرنگونی طلبی مجبور نبود ، در پیچ و لای دوم خرداد خود را بیان کند. مرگ اصلاح طلبی از درون  رژیم اسلامی را بیان کرد. پایان دوم خرداد اعلام شد. جنبش سرنگونی مستقلا و و با زبان خود و سر راست و صریح در شعارها ومطالبات و نحوه مبارزه خواستار پایان عمر جمهوری اسلامی و سران آن شد. یک وجه دیگر مسئله تناقضات درونی این جنبش بود. جنبش سرنگونی حامل  گرایشات مختلف بود. در بدو پیدایش هنوز هیچ گرایشی در آن هژمونیک نبود.  در سطح کلی راست و چپ این جنبش قابل تشخیص بود. کش و قوس چپ و راست در جنبش سرنگونی قابل مشاهده و اگرچه نهایتا هیچکدام نتونستند رهبری جنبش سرنگونی را تامین کنند، اما نقطه تعادلهای جدیدی پدیدار شد. به دنبال دخالت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق ، افق و تصویر امید به نجات دهنده از خارج مرزها ، امید به دخالت آمریکا که شاخه های مختلف جریان راست هر کدام به نحوی ، چه در شکل اعمال فشار دیپلماتیک، یا محاصره اقتصادی و عمدتا دخالت نظامی خواستار آن بودند، بیشتر رواج پیدا کرد. در نتیجه یک نوع افق و تصویرکه اجزای آن عبارت بودند از امید به دخالت آمریکاو مشخصا محاصره اقتصادی و اقدام نظامی، گاها امید به شکافها و مهره های درونی نظام، رفراندوم، دور زدن مردم و اتکا به زدو بندهای از بالا و نهایتا  سیاست انتظار، پلاتفرم جریانات پرو غرب و در راس آنها ناسیونالیستهای پر و غربی بود. در دوره ای تناسب قوا بیشتر به نفع این افق و تصویر چرخید و این افق موقعیت مساعدتری پیدا کرد. تشدید کشمکش به بهانه سلاح هسته ای و نزدیک شدن چشم انداز جنگ آمریکا در ایران و تشدید نگرانی ما از عراقیزه شدن ایران، انعکاسی از دست بالا پیدا کردن این تصویر از سرنگونی جمهوری اسلامی بود. وقتی از دست بالا پیدا کردن افق راست پرو غربی صحبت میکنیم، بر خلاف تصور ساده و سطحی بعضی ها ، منظور دست بالا پیدا کردن موقعیت این یا آن سازمان و شخصیت در جناح راست نیست. واقعیت اینست هنوز سازمان و شخصیت معینی نقش هدایت کننده همین جناح راست را به دست نیاورده است. بلکه منظور دست بالا پیدا کردن افق و انتظاری است که برای دوره ای در اذهان عمومی جامعه بیشتر قابل تصور شد ه بود. مخرج مشترک افق و تصویرراست پرو غربی ، سیاست انتظار و امید به دخالت آمریکا بود که جریانات مختلف در این جبهه ،  گویا هر کدام به فکر بهره برداری به نفع نوع سرنگونی مورد نظرشان ، از جمله عده ای در فکر رفراندم ، عده ای در فکر فدرالیسم و حتی "چپ هایی" به فکر بهره برداری به نفع "انقلاب در پیچ بعدی " مورد نظرشان بودند. این تصویر طیف متنوعی از جناحهای مختلف سلطنت طلب ، جمهوریخواهان و لیبرالها ، ملی اسلامیهای  تازه سرنگون طلب شده و تا چپ های طرفدار هر نوع شلوغی و انقلاب علی العموم، دنباله رو هخا وناسیونالیستهای ترک را در بر میگرفت. با گیر افتادن آمریکا در منجلاب عراق و از هم پاشیده شدن جامعه عراق جلو چشم همگان ، با ضعیف شدن امکان دخالت آمریکا در ایران کل این تصویر به گل نشست . شکست این تصویر و افق راست در جنبش سرنگونی مسجل شد. امیدواران به این نوع سرنگونی نا امید شدند. جنبش سرنگونی متاثر از این خط مشی نیز شکست خورد. طنز تلخ مسئله اینجا است در مقابل شکست افق و تصویر راست جنبش سرنگونی ، افق و تصویر و خط مشی چپ در جنبش سرنگونی دست بالا را پیدا نکرد.  سرنگونی خواهی  متاثر از چپ شکست نخورده است، اما از چنان موقعیت اجتماعی، رهبری و سازمان اجتماعی بهره مند نشد که شکست افق و تصویر راست را به نفع موقعیت انقلابی در جنبش سرنگونی ترجمه کند. تحرک حول منشور سرنگونی، حرکت مشابه 16 آذربا  شعار آزادی وبرابری و دهها حرکت انقلابی کارگران، زنان و مردم  و حزب و جریانی مثل ما هنوز چنان مقبولیت و وزن اجتماعی پیدا نکرده ، که الهام بخش کل جنبش سرنگونی و مانع عقب نشینی جنبش سرنگونی شویم. کمونیسم کارگری و مشخصا ما حکمتیستها با اتفاقات و موانعی روبرو شدیم، که نقش مهمی در ایجاد عدم آمادگیمان به عنوان رهبری در جنبش سرنگونی ایجاد کرد. در بررسی این وضعیت  در بخش دیگری ازمبحث به آن برمیگردم.
خلاصه کنم: جنبش سرنگونی ، اسیر دست  سیاست انتظار و امید به "نجات دهنده" و  افق راست در این جنبش بود. 18 تیر نمونه مجسم ناکامی جنبشی است که فاقد افق و تصویر شفاف و روشن و انقلابی بود.  بر بستر این ناکامی سیاسی ، تعرضات جمهوری اسلامی هم عقب نشینیهای بیشتری را به این جنبش تحمیل کرده است. چپ در جنبش سرنگونی نتوانست افق سیاسی خود را ناظر کند. نتوانست بر پراکندگی  صفوف خود و بر  موانع ومشکلات پیش آمده فایق آید و موقعیت محکم و رهبری کننده را پیدا نکرد. در نتیجه کل جنبش سرنگونی با عقب نشینی روبرو شد. در همان حال سرنگونی طلبی به وسعت جامعه ادامه دارد. بحران ومشکلات جمهوری اسلامی سر جای خود باقی است. جامعه تشنه آزادی و رهایی است. اعتراض و مبارزه کارگر و زن و جوان و مردم علیه جمهوری اسلامی و در جبهه های مختلف جاری است. جنبش سرنگونی دوباره بازسازی میشود. اما سئوال اینست با کدا م پلاتفرم و رهبری و چه نوع سرنگونی قد علم میکند؟ این مصافی است که در مقابل ما قرار دارد.

شکست طلبی یا پوپولیسم. (منتقدین پوپولیست ما چه میگویند)
 
مواضع حزب ما و مشخصا نظرات لیدر حزب کورش مدرسی در برخورد به جنبش سرنگونی و جنبش 18 تیر با عکس العمل افراد و جریانات مختلف روبرو شده است. صرفنظر از بیان متفاوت و یا تاکیدهای متفاوت ، نگرش مشترک منتقدین حزب ما در برخورد به این مسئله پوپولیستی و برای ما کمونیستها و حکمتیستها بسیار شناخته شده و آشنا است. در میان اظهارات طیف مختلف من دو تیپ اظهار نظرمنتقدین را انتخاب کردم و به آنها جواب میدهم.
1- یک نوع به اصطلاح  "نقد" ارائه شده ، ابدا مضمونی ندارد.  جدی نیست و کوچکترین امانتداری در استناد به نظرات کورش مدرسی در آن یافت نمیشود. اسکلت این نوع نقد بر تحریف واستنادهای دلبخواهی از نظرات طرف مقابل بنا شده است. متاسفانه  پرچم این نوع "نقد" را مهرنوش موسوی عضو کمیته مرکزی حزبمان به دست گرفته است. بر اساس این گفته  کورش مدرسی که "جنبش 18 تیر قربانی اهداف مبهم خود شد و شکست خورد"،  مهرنوش موسوی به میل خود نتیجه گیری میکند، که منظور کورش اینست"سرنگونی طلبی شکست خورده، اعتراضی در کار نیست و بحران رژیم تمام شده و این رژیم ماندنی است و به شازده سوسیالیست امید نبندیدو ... ". با آژیتاسیون پوپولیستی به حزب ما یادآوری میکند، "مگر مبارزه کارگر و زن و مردم را نمی بینید. جواب این نوع "نقد " خیلی ساده است. استدلال سیاسی زیادی از طرف من نمیخواهد. از همان مصاحبه در مورد جنبش 18 تیر میتوان تکه هایی از اظهارنظر کورش را در مقابلش قرار داد تا خواننده منصف خود  قضا وت کند. به این منظور من مجبورم بخشهایی از اظهارنظر کورش مدرسی را نقل کنم. از جمله کورش چنین گفته است " به نظر من ابعاد جنبش سرنگونی که به آن اشاره دارم بسیار گسترده است. وجود نارضایتی گسترده از رژیم و اینکه جمهوری اسلامی قادر نیست به نیازهای آن جامعه حتی در کوتاه مدت، حتی در چهار چوب سرمایه داری، پاسخ بدهد، اینکه این رژیم یک رژیم بحران زا است، همه جزو مشخصات پایه ای جمهوری اسلامی هستند که از دست آنها گریزی ندارد. در متن یک بحران دائم اقتصادی کارگر چگونه میتواند دست از اعتراض بکشد و به خانه اش برگردد؟ زن در آن جامعه نمیتواند دست از مبارزه بکشد، هر چقدر هم روحیه اش پایین برود، اما وقتی تبعه درجه سوم است و وقتی سنگسارش میکنند و حجاب به سر میکشند دادش در میاید. جوانی که خلاصی فرهنگی میخواهد نمیتواند تحمل کندو یک یا دو ماه شاید خود را آرام نگاه دارد. اما در پیچ بعدی در مقابل تعرض بعدی رژیم با پاسدار و مامور رژیم سینه به سینه خواهد ایستاد. این مردم مجبور به اعتراضند. پایه های این اعتراض در جامعه بدون وقفه میجوشد". در بخش دیگری از مصاحبه آمده است." دریک نگاه به نظر من بارزترین وجه 18 تیر امروز ابهاماتی بود که این جنبش قربانی خود کرد. البته جنبش سرنگونی هم مثل هر جنبش اعتراضی دیگری غول اهداف مبهم خود را بر زمین خواهد زد و تصویر واقعی را در مقابل خود قرار میدهد. مثل هر جنبش دیگری کمر راست میکند و کار ناتمام خود ، سرنگونی رژیم را تمام خواهد کرد. این کاریست که ما به آن مشغول هستیم.ما میخواهیم جنبش تازه ای را بسازیم که بتواند اعتماد به نفس در میان مردم را احیا کند. خوش بینی را به صف اعتراض مردم باز گرداند. انداختن جمهوری اسلامی کار شاقی نیست به این شرط که مردم بخواهند و برایش آستین بالا بزنند" 
(از مصاحبه کورش مدرسی با تلویزیون پرتو، مندرج در کمونیست شماره 152)
 در جواب مهرنوش موسوی و با یاد آوری این نقل قول بلند، فکر میکنم خواننده منصف هم توضیح بیشتری لازم ندارد. همین نقل قول بالا به اندازه کافی گویا و ادعای "شکست طلبی و رژیم بحران ندارد و اعتراض وجود ندارد"  مهرنوش موسوی  را که به نظرات کورش مدرسی نسبت داده است، جواب میدهد.متاسفم که عضو کمیته مرکزی این حزب تصمیم گرفته حتی به دقت به نظرات ارائه شده رهبری حزبش دقت نکند و با امانتداری اظهار نظر نکند.  نقد مهرنوش موسوی متکی به تحریف و فاقد حرف جدی ومملو از کنایه و اشاره های کناری بی ربط و بعضا شخصی است. این نقد را نباید جدی گرفت.

به علاوه مهرنوش موسوی برای موجه جلوه دادن این تحریفات به آژیتاسیون پوپولیستی روی آورده است. درست همانند همه پوپولیستها که حرف حسابی و جدی ندارند، پناه بردن به "توده ها و کارگر و مبارزه را نمی بینید" اولین ابزار دم دست است. به این حزب یادآوری میکند " مگر مبارزه کارگر و زن وجوان و مردم و جامعه را نمی بینید" دقیقا متوجه عمق تعلق این حزب به کارگر و زن و جوان و مردم و جامعه ایران و تلاش این حزب برای تامین سیاست و رهبری رادیکال برای جامعه و مردم هست، به همین دلیل علیه ما کارگر و مردم و جامعه را به حکم میکشد. همانطور که عبدالله مهتدی در جریان تحولات کردستان عراق به منصور حکمت یاد آور میشد " مبارزه کارگر و مردم و شوراها" نمی بیند. در جواب این نوع آژیتاسیون پو پولیستی به مهرنوش موسوی و دیگر منتقدین پوپولیست توصیه میکنم که رساله "فقط دو گام به پس" منصور حکمت را در جواب عبدالله مهتدی بار دیگر مطالعه کنند.جنبه های دیگر پوپولیسم نگرش مهرنوش موسوی بادیگر منتقدین پوپولیست مشترک است که در بخش دیگری به آن میپردازم.

2- یک نوع نقد دیگر ارائه شده ، که انصافا برخلاف مهرنوش موسوی میخواهد دلایل محکمتری برای رد دیدگاههای حزب ما و کورش مدرسی ارائه کند. من هم این نوع اظهار نظر را جدی تر میگیرم و بیشتر به آن میپردازم. علی جوادی در این چهار چوب صحبت کرده است. متاسفانه علی جوادی هم هر چند فرعی تر، اما استنادهایی به نظرات کورش مدرسی دارد که واقعیت  ندارد و از جمله اینکه "رژیم را ماندنی میدانیم، اعتراض را نمی بینیم و گویا گفتیم بحران رژیم تمام شده و ..." در بخش قبلی نشان دادم اینها صحت ندارد و به آن باز نمیگردم. اما دیدگاه علی جوادی از چند مشکل رنج میبرد:
اول: در تزهایی که در مورد اوضاع سیاسی و جنبش سرنگونی ارائه کرده است ، چند فرض مهم در برخورد به اوضاع سیاسی و جنبش سرنگونی را پذیرفته است و همین تناقضاتی را در دیدگاه او ایجاد کرده است. علی جوادی پذیرفته است که جنبش سرنگونی افت کرده، عقب نشینی مقطعی کرده و حتی از شکست مقطعی این جنبش صحبت کرده است، اما مصلحت گرایانه و سطحی نمیخواهد یکی از علل اصلی این افت و عقب نشینی را بیان کند. وی نیز افق و سیاست راست و دست بالا پیدا کرده در این جنبش را قلم میگیرد تا نقش این تصور و افق را در عقب راندن جنبش سرنگونی نادیده بگیرد. چون اگر این کار را بکند ، تمام پایه های استدلالاتش در نشان دادن "شکست طلبی" دیدگاه حزب ما فرو میریزد. این اولین تناقض این دیدگاه است. در نتیجه به شکل سطحی و غیر قانع کننده ، عقب نشینی و یا به قول ایشان شکست مقطعی این جنبش را فقط و فقط با عامل سرکوب رژیم توضیح میدهد. شکی نیست سرکوبگری جمهوری اسلامی یک عامل مهم عقب راندن جنبش سرنگونی است ، اما نمیتواند تنها دلیل و حتی از نظر من مهمترین دلیل این موضوع باشد. همه میدانیم تا این لحظه هنوز جمهوری اسلامی نتوانسته ،  به سرکوب نهایی دست ببرد، چون به آسانی برایش امکانپذیر نیست. به نظر من بیشتر از سرکوبگری جمهوری اسلامی ابهامات این جنبش و دست بالا پیدا نکردن سیاست و رهبری رادیکال در آن عامل مهم ناکامی تاکنونی جنبش سرنگونی است. کسی که این واقعیت را نبیند،نمیتواند به راه حل و آلترناتیو درست پیشروی جنبش سرنگونی برسد.و این هم تناقض بزرگتر این دیدگاه است.
دوم : در دیدگاه منتقدین ما و از جمله علی جوادی، کم عمقی عجیب دیگری خود را نشان میدهد. وقتی که ما از دست بالا پیدا کردن افق و سیاست ناسیونالیسم و راست پرو غرب صحبت میکنیم ، استنباط امثال جوادی اینست که سلطنت طلبان و امثال رضا پهلوی و داریوش همایون مد نظر است و یاد آور میشوند، که آنها نقش جدی در تحولات پیدا نکرده اند. من در ابتدای این نوشته توضیح دادم ، منظور ما از افق و سیاست راست پرو غربی، صرفا منظور سازمان و یا شخصیتهای معینی نیست .  بلکه قبل از هر چیز منظور ما سیاست، توقعات و انتظاراتی معینی بود که شکل گرفت. گفتم سیاست امید به نجات دهنده و دخالت آمریکا، امید به رفراندوم و شکافهای درونی رژیم و سیاست انتظار و ... یکنوع تصویر از سرنگونی را رواج داد. این افق و تصویر هم در جامعه وجود داشت و هم در برگیرنده سازمانها و شخصیتهای مختلف از سلطنت طلبان و شاخه ها مختلف ان ، جمهور یخواهان ، ملی اسلامیهای تازه سرنگون طلب شده، و تا چپهای منتظرناجی را در برمیگرفت. ناکامی افق راست پرو غربی ناکامی همه اینها را به همراه داشته و در عقب راندن جنبش سرنگونی بیشتر از سرکوب جمهور ی اسلامی  تاثیر گذار بوده است.
سوم : علی جوادی یک محور اختلافش را با ما در مورد "غیر انقلابی نامیدن" این دوره از جانب ما معرفی کرده است. در وهله اول سئوال من از جوادی اینست، آیا او دوره فعلی را "دوره انقلابی" میداند؟
در دیدگاه چپ سنتی دو قطبی دگم "دوره انقلابی و یا استبدادی و ضد انقلابی" وجود دارد که گویا نمیشود حالات دیگری را پیش بینی کرد و استنتاجاتی دیگری داشت. اتفاقا کمونیسم منصور حکمت این کلیشه را کنار گذاشت. منصور حکمت هم از کنگره دوم  حزب  کمونیست کارگری که مبحث متحول شدن اوضاع ایران و وظایف حزب و از جمله حزب و قدرت سیاسی را نتیجه گرفت، آن دوره را انقلابی ننامید. به نظر ما در فاصله دوره انقلابی و ضد انقلابی، حالات سیاسی گوناگون دیگر به کرات تجربه شده است. میتوان به دوره غیر انقلابی, دوره بی ثباتی، دوره جابجایی قدرت از بالا و کودتایی و دوره هرج و مرج و سناریوی سیاه که در همه این حالات اتفاقا پرونده جابجایی قدرت سیاسی در جامعه باز است، اشاره کرد.  اتفاقا طبقه کارگر و کمونیستها در هر دوره اگر بخواهند دخالت گر باشند، مجبور به اتخاذ سیاست فعال ونقشه روشن هستند. نمونه این اتفاقات را بسیار دیده ایم. عراق فعلی یک نمونه برجسته آن است که سیاست دخالتگرانه و فعال را از ما کمونستهای کارگری و حکمتیست این جامعه به منظور کسب قدرت سیاسی میطلبد. یعنی در فضای سناریو سیاهی و بی ثباتی کمونیست مدعی قدرت و دخالتگر لازم است که اتفاقا تکلیف قدرت را تعیین کند. غیاب چنین موقعیت و نقشی اوضاع این جامعه را به جای خطرناکی رسانده است. در نتیجه نفس اعلام اینکه دوره غیر انقلابی است بر عکس ادعای علی جوادی منظور کنار گذاشتن تزهای "حزب و قدرت سیاسی نیست و مهمتر  کورش مدرسی در توضیح مبحث حزب و قدرت سیاسی کتاب نوشته است. اتفاقا امثال علی جوادی و سازمانش باید توضیح دهند حزب و قدرت سیاسی را چگونه فهمیده اند؟
چهارم: جوادی به درست یک محور مهم اختلاف خودرا با ما در مورد منشور سرنگونی جمهوری اسلامی اعلام کرده است. از جنبه های مختلف دیگر از جمله ادعای دو مرحله ای کردن انقلاب و ... صرفنظر میکنم، چون قبلا جواب گرفته است. اما علی جوادی ارائه منشور سرنگونی را ضروری نمیداند، چون استدلال میکند، برنامه دنیای بهتر و استراتژی سوسیالیستی داریم. همین یک مشکل جدی این دیدگاه است و لازم است به بحث آشنای سلبی و اثباتی برگردیم. مسئله به سادگی اینست که جنبش سرنگونی یک حرکت سلبی و قبول نکردن و نه گفتن به جمهوری اسلامی است. پرسش من از جوادی و امثالهم اینست پلاتفرم مکتوب شما در توضیح پیروزی جنبش سلبی و به این معنا سرنگونی کدام است؟ از نظر ما منشور سرنگونی پلاتفرم جنبش سلبی و  انداختن جمهوری اسلامی است. تحقق این پلاتفرم مساعدترین شرایط را برای طبقه کارگر و کمونیسم به منظور حرکت بی وقفه برای  اعلام جمهوری سوسیالیستی فراهم میکند. در این شکی نیست برنامه اثباتی ما ، برنامه دنیای بهتر را داریم و برای جمهوری سوسیالیستی همین امروز میکوشیم . اما چه طورو از کدام مسیر به این هدف میرسیم؟ مگر جوهر بحث منصور حکمت در مقابل امثال حمید تقوایی این نبود که در جنبش سلبی افتادن روی روال ترویج و علم کردن پلاتفرم و مطالبات اثباتی سم است. مهمتر اینکه کسی که تمام دیدگاهش اینست که با اتکا به جنبش سرنگونی میخواهد سوسیالیسم را  متحقق کند ، چیزی جز یک پوپولیسم تمام عیار را نمایندگی نمیکند. دیدگاه علی جوادی این پوپولیسم را به روشنی منعکس میکند. مگر جوهر نقد مارکسیسم انقلابی به پوپولیستهای مقطع انقلاب 57 این نبود که با جنبش اعتراض عمومی و جنبش خلق نمیتوان سوسیالیسم را متحقق کرد. تحقق سوسیالیسم در گرو درجه شفافتری از پولاریزه شدن کشمکشهای طبقاتی و اجتماعی و نقش محوری طبقه کارگر و حزبش در کسب قدرت سیاسی است. مسئله اصلی این است دیدگاه جوادی و امثالهم از آنجا که از تعریف پلاتفرم جنبش سلبی و سرنگونی عاجز است، منشور سرنگونی را هم نمیتواند هضم کند. در نتیجه در جنبش سرنگونی بدون آلترناتیو و دنباله رو اوضاع است. در تحولات سیاسی در مقابل افق راست در بن بست است. چنین خط مشی  بر عکس ظاهر چپ فاقد پلاتفرم دخالتگرانه و پاسیو است. این اتفاقی است که چپ سنتی در آن گرفتار است. به همین دلیل این جریانات یا در حاشیه اند و یا دنباله رو افق و تصویر حاکم میشوند. در برخورد به جنبش سرنگونی و جنبش 18 تیر این دیدگاه سنتی چپ  دنباله رو است . خود را هضم شده در جنبش 18 تیرمیداند. وقتی که اعلام میشود جنبش 18 تیر شکست خورد و قربانی شد، آن را به عنوان شکست خود میپندارد. منتقدین حزب ما و از  جمله علی جوادی و مهرنوش موسوی قادر به تفکیک مرز خود با افق ناظر بر جنبش 18 تیر نیستند و در نتیجه در ابهام و شکست آن خود را شریک میدانند. اگر شکست طلبی تحت نام چپ وجود داشته باشد، همین است .

چپ و جنبش سرنگونی

در بررسی وضعیت جنبش سرنگونی به درست این سئوال مطرح میشود که چرا چپ و خود ما نتوانستیم پلاتفرم و رهبری جنبش سرنگونی را تامین کنیم؟ این موضوع بحث مفصلتری میطلبد و آن را به فرصت دیگری موکول میکنم . در این فرصت سرخط نظر خودم را بیان میکنم. 
واقعیت اینست با متحول شدن بیشتر اوضاع ایران، نیروی چپی که اساسا اشتهای تامین رهبری و هدایت سرنگونی جمهوری اسلامی را از خود نشان داد، کمونیسم کارگری بود. در کنگره دوم و سوم حزب کمونیست کارگری به این سمت گامهای مهمی برداشتیم. چکیده این عزم و اراده را در مباحث راهگشای "حزب و قدرت سیاسی و حزب و جامعه" منصور حکمت و تلاش برای تبدیل شدن به حزب سیاسی میتوان دید. گامهای بزرگی برداشته شد. اما همیشه و همزمان با این گامها مقاومت و جان سختی جونیوریسم چپ و سنتهای چپ حاشیه ای همیشه بر دست و پای حزب سنگینی میکرد و حرکت کمونیسم منصور حکمت را کند میکرد.مضافا با شروع مریضی منصور حکمت و سپس درگذشت نابهنگام این اتوریته بلامنازع کمونیسم کارگری تناسب قوای درون حزب ما به نفع چپ سنتی و حاشیه ای تغییر کرد. در شرایطی که دوم خرداد شکست خورده بود و سرنگونی طلبی با زبان و پای خود مستقلا به میدان آمده بود، میبایست افق و تصویر و پلاتفرم انقلابی جنبش سرنگونی تدوین میشد، میبایست حزب سازمانده و رهبر جنبش سرنگونی با پلاتفرم روشن در وسط صحنه میبود. میبایست به مثابه حزب سیاسی در صحنه حاضر میشدیم، دقیقا تلاش برای تدوین چنین پلاتفرمی و چگونگی در دستر س قرار دادن حزب رهبری کننده مبنای اختلافات و جدالهای خط حکمتیستها و خط سنتی درون حزب کمونیست کارگری بود. به خود مشغولی این دوره با چپ سنتی و سپس انشعابی که تحمیل شد، عامل مهمی در عقب انداختن  جریان ما برای کوبیدن مهر خود بر این تحولات بود. تازه به دنبال انشعاب حکمتیستها حزبی که به جا ماند و به نام کمونیسم کارگری صحبت میکرد ، خود به بخشی از سیاست انتظار تحت نام "انقلاب در میزند" تبدیل شد. به دنباله رو شلوغیهای خیابانی هر جریان ارتجاعی امثال هخا و ناسیونالیستهای ترک و خوزستان و ... به امید بهره برداری به نفع انقلابشان تبدیل شد.
انشعاب حکمتیستها در جواب به نیازهای مهم تحولات سیاسی ایران و جنبش سرنگونی ضروری شد.ما با پشت سرگذاشتن عوارض دوره جدایی بر اولویتهای اساسی خود فوکوس کردیم. تدوین پلاتفرم سرنگونی، قابل دسترس کردن حزب در داخل،   ارائه اهرمهای متحد و متشکل کردن و قدرتمند کردن همچون کمیته های کمونیستی و گارد آزادی همه در این راستا بود. اما باید اذعان کرد، در مقابل فضا و امکاناتی که راست به آن متکی بود، محدویتهای ما بسیار بود.  این وضعیت وتوهماتی که راست حول آلترناتیو خود ساخت مانع تبدیل منشور سرنگونی به پرچم جنبش سرنگونی شد. مانع عروج حزب ما به عنوان نیروی رهبری جنبش سرنگونی شد. ما کارمان را شروع کردیم. خط مشی متمایز و روشنی را مطرح کردیم. افق و سیاست راست پرو غربی را افشا ومعرفی کردیم. ما آن رگه از جنبش سیاسی و حزبی بودیم که هشدار دادیم افق و سیاست راست برای جامعه و مردم کشنده است. اما در این صف آرایی بزرگ و اجتماعی فاقد ساز و برگ کافی در صحنه این کشمکش بزرگ بودیم. آنچه شکست خورده است ، افق و سیاست جنبش دیگری است و نقطه مقابل افق و سیاست ما بوده است. بر این اساس اتفاقا افق و تصویر روشن ما توشه بزرگ تداوم حرکت ما برای سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق جامعه انسانی است. عزم و اراده و نقشه اگاهانه ما میتواند جنبش انقلابی سرنگونی را به میدان بکشد.

احیای جنبش سرنگونی و ملزومات پیروزی

جنبش سرنگونی عقب رفته است. اما سرنگونی طلبی به وسعت جامعه ادامه ارد. این جنبش دوباره عروج میکند و یا بهتر بگویم باید آن را عروج دهیم ومسئله گرهی اینست با کدام پلاتفرم و سازمان و رهبری دوباره عروج میکند؟. اگر این جنبش بخواهد به حرکت درهم کوبنده کلیت جمهوری اسلامی تبدیل شود تماما در گرو اراده آگاهانه کمونیستها و ما حکمتیستها است. بازسازی انقلابی جنبش سرنگونی ممکن است، به شرطی که بتوانیم :
1- کارگران و مردم و جامعه را تماما متوجه کنیم، به چیزی جز اراده توده کارگر و مردم متحد و متشکل و آگاه برای سرنگونی جمهوری اسلامی نباید اتکا کرد. تجربه تلخ دوره گذشته نشان داد که سیاست انتظار و امید به نجات دهنده و دخالت آمریکا و دنباله روی از ناسیونالیستهای رنگارنگ بر ضد منافع جامعه و کارگر و مردم است. باید واضح باشد هر نوع سرنگونی به نفع مردم نیست . سرنگونی ازنوع عراق که سناریوی سیاه را به دنبال داشت  و یا سرنگونی که شاخه یگری از ارتجاع را حاکم کند، مضر به حال جامعه است و از نظر ما مردود است. 
2- منشور سرنگونی را به پرچم جنبش اعتراضی و سرنگونی طلبی تبدیل کنیم. حول آن کارگر و مردم و جامعه را به میدان بیاوریم.
3- حزب سیاسی واجتماعی و حزب متحد کننده و متشکل کننده را در دسترس جامعه قرار دهیم. از تصویر حزب اکسیونی و تبلیغی به حزب سازمانده اجتماعی و قدرتمند در جامعه تغییر کنیم. پایه های حزب سیاسی قدرتمند را در هر شهر و محله  مراکزی کارو در دانشگاه و مدرسه و در هر کوی و برزن که اعتراض وجود دارد. ایجاد کنیم . کمیته های کمونیستی و گارد آزادی به اسکلت به هم بافنده مبارزین جامعه تبدیل کنیم. حزب و سازمان حزبی توده ای و به هم بافتده مرم را ایجاد کرده باشیم .   
4- با چشمان باز تغییر ریل های اساسی سیاسی، پراتیکی و سبک کاری و سازمانی را از سر بگذرانیم. اهرمها و ابزارهای تامین حزب رهبری کننده جامعه را فراهم کنیم. کنگره دوم حزب فرصتی برای آماده کردن حزب حکمتیست در مصافهای سرنوشت ساز آینده است.
***

* این مطلب بر اساس سخنرانی نویسنده در نیمه دوم اوت 2007 در شهر استکهلم تنظیم شده است. 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 22:58  توسط رحمان حسین زاده  |