کردستان از دریچه کنگره دوم حزب حکمتیست - رحمان حسین زاده
اعلامیه كمیته كردستان حزب حكمتیست
هشدار
کنسولگری یا مرکز گسترش ترور وناامنی و توطئه علیه مردم
روز سه شنبه 15 آبان 1386 کنسولگری جمهوری اسلامی در شهرهای اربیل و سلیمانیه کردستان عراق بازگشایی شد. مردم کردستان عراق و ایران و هر جریان و فرد اندک آگاه به مسائل منطقه متوجه اهداف و پیامدهای زیانباراین رویداد علیه منافع مردم درهر دو سوی مرز،علیه کارگران ومهاجرین و پناهندگان ایرانی مستقر در کردستان عراق وعلیه نیروها واحزاب سیاسی کردستان ایران مستقر در منطقه هستند. در 17 سال گذشته هر درجه از حضور جمهوری اسلامی در کردستان عراق گسترش ناامنی و ترور، تقویت و حمایت جریانات ارتجاعی اسلامی، گسترش شبکه های جاسوسی مزدور و ترور صدها فعال سیاسی مخالف این رژیم را به همراه داشته است.
بر متن شکست جنگی و ناکامیهای آمریکا درعراق، دامنه حضوروتوطئه گریهای جمهوری اسلامی دراین کشور گسترش یافته است.بازگشایی کنسولگریهای جمهوری اسلامی در اربیل وسلیمانیه حلقه دیگری از گسترش مداخله مستقیم جمهوری اسلامی در معادلات سیاسی عراق و کردستان عراق، قدم دیگری در جهت تقویت روند ارتجاعی شکل گیری آرایش سیاسی حاکمیت در عراق و در راستای سهم خواهی جمهوری اسلامی در معادلات منطقه است. کل این روند مستقیما علیه منافع مردم درعراق و منطقه است و لازمست به نیروی مردم آزادیخواه خنثی شود.
افتتاح كنسولگریهای ایران دراربیل و سلیمانیه بار دیگر دست جمهوری اسلامی را برای دخالت سیاسی و نظامی و جاسوسی و تروریستی در این منطقه باز كرده و به این دخالتها مشروعیت میدهد. قبلا رژیم كارهای جاسوسی و شناسایی و كنترل فعالیت سیاسی اپوزیسیون و مردم را از طریق قرار گاههای نظامی و در چند سال اخیر تحت پوشش بنگاههای اقتصادی و تجاری و غیره انجام میداد. اكنون این كار را از طریق كنسولگریهایش رسما و علنا انجام خواهد داد.
حسن كاظمی قمی سفیر ایران در عراق هدف ایجاد این كنسولگریها را ایفای نقش بیشتر جمهوری اسلامی در اقتصاد كردستان اعلام كرده است! اما این ریاکاری، دروغ و بهانه ای بیش نیست. تاكنون بجز همكاران و همدستان رژیم و سازمان اطلاعات و سپاه پاسداران هر گونه فعالیت اقتصادی آزاد و یا مهاجرت كارگران ایرانی به كردستان عراق با مزاحمت و بگیر و ببندهای رژیم مواجه شده است.
نقش كنسولگریهای ایران در كردستان عراق بهتر از نقش كنسولگری جمهوری اسلامی در بصره و کربلا و نجف نخواهد بود. مضرات دخالتهای نظامی و اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی در مرزها و شهرهای كردستان عراق از اربیل تا سلیمانیه بر احزاب حاكم در كردستان عراق نه تنها پوشیده نیست، بلکه دود مناسبات احزاب حاکم در کردستان عراق و جمهوری اسلامی مستقیما در چشم مردم فرو رفته است. بر خلاف ادعای این احزاب، این مناسبات هیچ ربطی به منفعت مردم در کردستان عراق ندارد.
یک جنبه قابل توجه این واقعیت است که وجود این كنسولگریها برای احزاب اپوزیسیون رژیم اسلامی و كارگران و مردمی كه از ایران به كردستان عراق سفر و مهاجرت میكنند، عامل ایجاد فشار و تهدید و خطر جدی هستند.
این رویداد هوشیاری هر چه بیشتر مردم در کردستان عراق و ایران و کارگران و مهاجرین ایرانی مستقر در کردستان عراق را میطلید. ما از کارگران و مردم میخواهیم نفرت و اعتراض خود را از حضور کنسولگریهای جمهوری اسلامی اعلام دارند. خواهان برچیدن این کانونهای توطئه وترورو ناامنی شوند. همچنین از احزاب سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی مستقر در کردستان میخواهیم در مقابل استقرار کنسولگری جمهوری اسلامی در کردستان عراق نباید ساکت باشند. باید با هوشیاری و آمادگی توطئه گریها و اقدامات تروریستی احتمالی جمهوری اسلامی را خنثی کرد.
در همان حال تاکید میکنیم، در قبال امنیت و سلامت شهروندان ایرانی مقیم کردستان عراق، کارگران و دانشجویان و پناهندگان ایرانی و به علاوه احزاب اپوزیسیون و فعالین سیاسی و آمد و رفت مردم ایران در این منطقه احزاب حاکم در کردستان عراق مستقیما مسئولیت دارند.
كمیته كردستان حزب حكمتیست
17 آبان 1386- (8 نوامبر 2007)
تشکیلات گوتنبرگ حزب حکمتیست

برای شنیدن مصاحبه لطفا اینجا کلیک کنید
مصاحبه خبرگاه با آقاي رحمان حسين زاده از حزب حکمتیست درباره اوضاع کردستان، پژاک و اسلامیستها وتررو افراد درکردستان ایران و وضعیت کردستان عراق و ترکیه
برای شنیدن لطفا اینجا کیلک کنید
میزگرد ناسیونالیسم و کمونیسم در کردستان
با شركت حمه سور و رحمان حسين زاده
گفتگو با شركت كنندگان در كنگره دوم حزب حكمتيست
بيانيه کميته کردستان حزب حکمتيست
دست ترور از جان و زندگي مردم کوتاه
(در حاشيه اعدامهاي دلبخواهي پژاک و دارودسته هاي مسلح قومي و مذهبي )
اخبار نگران کننده اي ازگسترش ترورشهروندان جامعه توسط تيمهاي مسلح نقابداراز شهرهاي کردستان گزارش شده است. در تازه ترين خبر چهار نفر درحاشيه شهر اشنويه به نامهاي منوچهر لاوه، امير ذبيحي، سعدون احمديان و عبدالله، شبانه ترور شده و جنازه آنها پيدا شده است. يکي از اين افراد مورد هدف 13 گلوله قرار گرفته است. شايع است،اين چهار نفر معتاد بوده وازتوزيع کنندگان جزء مواد مخدر بوده اند.به دنبال اين جنايت گروهي به نام "هيزي گه ل" (نيروي خلق) طي اطلاعيه اي مسئوليت اين ترورها را به عهده گرفته است.
در ماههاي اخير 8 نفر در شهر بوکان با همين ادعاي "توزيع کنندگان "موادمخدر ترور شده اند. مسئوليت ترورهاي شهر بوکان را گروهي وابسته به پژاک تحت نام "عقابهاي کردستان" به عهده گرفته است. به علاوه پژا ک راسا مسئوليت بمب گذاري دوم مهر در ميدان آزادي شهر سنندج را به عهده گرفته بود که همانوقت با محکوميت حزب ما و انسانهاي مسئول روبرو شد.
دربطن گسترش اين اقدامات تروريستي، دريک واقعه تکان دهنده روز 26 مهر مجيد حميدي مغازه دار فعال اجتماعي اهل سنندج و عضو کميته هماهنگي و عضو کميته دفاع از محمود صالحي مورد سوء قصد قرار گرفت. شواهد قوي وجود دارد که سوءقصد به جان مجيد حميدي نيز توسط يک گروه تروريستي نقابدار وابسته به ناسيوناليستها صورت گرفته که قصد اخاذي از او را داشته اند.
اين مجموعه ترورها، بمب گذاري و گسترش اخاذي توسط دارو دسته هاي مسلح ناسيوناليست و مذهبي ناامني وسيعي را در شهرهاي کردستان دامن زده است. ترور شهر وندان جامعه تحت نام "توزيع کنندگان مواد مخدر" و يا به منظور اخاذي و يا هر ادعاي دلبخواهي ديگر توجيهي براي اين اقدامات جنايتکارانه بيش نيست. اين تحرک تروريستي مستقيما عليه مردم و جامعه و به نفع جمهوري اسلامي است و ما توجه مردم و هر جريان مسئول را به عواقب خطرناک و مضرات آن براي مردم و جامعه و روند مبارزه عليه جمهوري اسلامي جلب ميکنيم:
"عدالت" دلبخواهي
پژاک و بعضي دارودسته مسلح ديگر، همچون گروههاي مذهبي تازه سر برآورده به نام "القاعده و يا سلفيها" به ميل خود وطبعا براي اهداف شناخته شده ومعلوم عده اي را "مجرم" اعلام کرده و اقدام به ترورشان کرده اند. سئوال ساده هر فردي در جامعه اينست، که اين جريانات، حکم قضاوت و "دادگاهشان" را از کجا گرفته اند؟ کدام پروسه قانوني و قضايي جرم اين انسانها را اعلام کرده است؟ اجراي اين احکام را چه مرجع قابل قبول مردم به آنها سپرده است؟ اين انسانها در کدامين دادگاه حق دفاع از خود را داشته اند؟ آيا هر گروه مسلحي ميتواند به ميل خود بگيرد و ببندد و بکشد؟ آيا هر جريان مسلح ميتواند به ميل خود اتهامي را عليه افراد در جامعه اعلام کند و دست به ترور آن بزند؟
واقعيت اينست ابتدايي ترين موازين شناخته شده يک جامعه نرمال در اين موارد وجود ندارد. آنچه در اين ماجرا حاکم است منطق جنايتکارانه دارودسته هاي نظامي ناسيوناليست و مذهبي است که تنها با اتکا به اسلحه اي که در دست دارند، هر جا که زورشان برسد به جان انسانها و جامعه مي افتند. مضافا در دوران توحش قرن بيست و يکم ، در دوراني که در يک دهه اخير در سايه قلدري نظامي آمريکا و سناريوي سياه تحميلي او در افغانستان و عراق و يوگوسلاوي گانگسترهاي نظامي سربلند کرده و به جان مردم افتادند. در شرايطي که اين دارودسته ها در کردستان بوي جنگ آمريکا در ايران به مشامشان خورده، از حالا با اقدامات جنايتکارانه ظرفيت خود را نشان ميدهند ومقدمات شرکت در جنگ و سناريوي سياه را تمرين ميکنند. "عدالت دلبخواهي" دارودسته هاي قومي و مذهبي بيش از هر چيز ماهيت تروريستي و سياه اين جريانات را افشا ميکند. اين دارودسته ها خود مجرمند و به خاطر اعمال جنايتکارانه شان در مقابل مردم بايد محاکمه و پاسخگو باشند.
مبارزه با اعتياد و يا توجيه جنايت
تعداد قابل توجهي از اين ترورها تحت عنوان مبارزه با توزيع کنندگان مواد مخدر توجيه شده است. اين ادعا تلاشي براي پرده پوشي کردن عمق جنايتي است که اتفاق افتاده است. در ايران باني اصلي موادمخدرو توزيع آن جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات و مهره هاي اصلي آن هستند. واقعه اي که در ابعاد ميليوني شهر وندان جامعه و جوانان را به کام خود کشيده است. باندهاي اصلي گسترش اين تبهکاري و توزيع کنندگان آن کاربدستان جمهوري اسلامي هستند. طبعا در اين ميان عده اي به عنوان توزيع کننده به دام باندهاي مافيايي اين واقعه افتاده اند. دارودسته هاي قومي و مذهبي که عاجز از مبارزه واقعي با جمهوري اسلا مي اند، که زورشان به جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات و ديگر دم ودستگاه توزيع کننده اصلي مواد مخدر نمي رسد، با "پز دروغين " مبارزه با اعتياد و با انتخاب دلبخواهي از ميان توزيع کنندگان جزء و انسانهاي تباه شده و نگون بخت حاشيه شهر همانند مورد اخير در اشنويه عده اي را ترور کرده اند. تصوير وارونه و گمراه کننده از مبارزه واقعي با اعتياد و عاملين اصلي آن ارائه ميکنند. اين توجيهات روپوش اقدامات جنايتکارانه وتروريستي است که گانگسترهاي قومي و مذهبي ميخواهند بر جامعه تحميل کنند. اين ترورها نه تنها ربطي به مبارزه عليه اعتياد ندارد، بلکه مستقيما جنايت است. عليه انسانيت و مردم و باني ناامني در جامعه است. رياکاري اين نوع مبارزه دارودسته هاي مسلح ناسيوناليست و مذهبي وقتي بيشتر برجسته ميشود ، که شواهد فراواني وجود دارد که اينها در منطقه در موارد متعدد وبراي تامين مالي "سازمانشان" و گسترش ظرفيت جنايتکاريهايشان خود از توزيع کنندگان مواد مخدر بوده اند.
مردم آگاه کردستان
ترورهاي اخير در اشنويه و بوکان تحت عنوان "توزيع کنندگان " مواد مخدر، بمب گذاري در سنندج و سوء قصد به مجيد حميدي، گسترش اخاذي دارودسته هاي نظامي، زنجيره اتفاقاتي است که فضاي ترس و نگراني و ناامني را دامن زده وميزند. اين اقدامات به چيزي جز تشديد فضاي نظامي و گسترش ترور کمک نمي کند. دست جمهوري اسلامي را در حاکم کردن شرايط نظامي، تشديد اختناق و کنترل بيشتر جامعه و گسترش تروريسم دولتي باز ميکند. جمهوري اسلامي به اين بهانه و با گسيل نيروي نظامي و انتظامي فضا را بر زندگي و مبارزه مان تنگ تر ميکند. علاوه بر آن اين نوع ترورهاي سرخود در نفس خود عملي جنايتکارانه است. در نتيجه يکپارچه و با صداي رسا اين ترورها و ايجاد ناامني را بايد محکوم کرد. اين ترورها ربطي به مبارزه عليه اعتياد ندارد، همچنانکه گسترش اخاذي از مردم و کار گذاشتن بمب در سنندج ربطي به تقويت "مبارزه " عليه جمهوري اسلامي ندارد. سازمانهاي مجري اين اقدامات و اين دارودسته هاي نظامي را منزوي کنيد، آنها را از ميان خود برانيد، اندک جواناني را که با توهم مبارزه حول آنها گرد آمده آگاه کرده و از همکاري با اين جريانات ارتجاعي پشيمان کنيد. تجربه سه دهه مبارزه چپ، راديکال و انساني در جامعه کردستان و صف آزاديخواهي ميتواند و بايد بتوانيم ترورها و تحرک دارودسته هاي مسلح قومي و مذهبي را در نطفه خفه کنيم.
شکي نيست اعتياد پديده اي تبهکارانه و ضد انساني است و بايد براي ريشه کن کردن آن و براي پايان دادن به مصائب آن مبارزه کنيم. باني اعتياد نظام سرمايه و رژيم جمهوري اسلامي در ايران است. اين نظام و اين رژيم را بايد به زير کشيد تا به همه تباهيهاي جامعه و از جمله اعتياد پايان داد. همزمان در حال حاضر با هر ابتکار و شيوه اي بايد عليه باندهاي مافياي دولتي و غير دولتي مواد مخدر مبارزه کرد. آنها را افشا و رسوا کرد. در هر جا که ميتوانيم دست آنها را کوتاه کنيم. با اگاهگري و فعاليت و حمايت دلسوزانه به دام افتادگان معتاد را بايد نجات داد. با هر اقدام لازم توزيع کنندگان آن را از اينکار پشيمان کرد.
کارگران، مردم
همه ميدانيم که در جامعه کردستان سياست مسلح است. تحميل جنگ و لشکر کشي جمهوري اسلامي در 28 سال گذشته، فضايي را فراهم کرده که جنبش ناسيوناليستي و جريانات فدراليست و قومي مسلحند. دارودسته هاي مذهبي تحت نام القاعده و سلفيها فورا و مسلح اعلام موجوديت کرده اند. قدرت مسلح همه اين جريانات بسيار بيشتر از آن که عليه جمهوري اسلامي باشد، قطعا عليه مردم و جنبش آزاديخواهانه بکار گرفته ميشود.بويژه در شرايط کنوني و احتمال جنگ آمريکا در ايران، دارو دسته هاي ناسيوناليست و قومي و مذهبي به جنب و جوش افتاده و ترورها و ايجاد ناامني ماههاي اخير در بطن اين فضاي جنگي تشديد شده است. اين اتفاقات تلخ ميتواند پيش درآمد دشواريهاي بزرگتري باشد که اين دارودسته ها به ما و جامعه تحميل ميکنند. در مقايل گانگستريسم نظامي تنها اتحاد ما و قدرت اجتماعي و قدرت نظامي مردم آزاديخواه ميتواند جوابگو باشد. بايد از هم اکنون در سطح شهر و در هر محله و در محيط کار و زيست متحد ومتشکل شويم . گارد آزادي بسازيم . در مقابل تعرض و تهديدات اين دارودسته ها تنها قدرت متحد و اجتماعي ما و قدرت نظامي و قدرت گارد آزادي ميتواند مقابله کند. خود را متشکل کنيم و گارد آزادي را وسيعا بسازيم .
احزاب و جريانات سياسي
در مقابل اتفاقات و ترورهاي اخير در شهرهاي کردستان سکوت نکنيد و آن را محکوم کنيد. براي سدکردن اين اتفاقات و اين جريانات به هر شيوه که ميتوانيد اقدام کنيد. اين واقعه وموضع گيري در قبال آن سنگ محک مهمي براي نشان دادن درجه تعهد احزاب به جامعه و مردم است. براي منزوي کردن گانگسترهاي نظامي بايد اقدام کرد. هيچ درجه از اختلاف احزاب با هم و با ما نميتواند توجيه کننده سکوت و بي تفاوتي در مقابل اين وظيفه سياسي و اجتماعي باشد.
فعالين کمونيست و حکمتيست، واحدهاي گارد آزادي
به عنوان پيشروان مبارزه سياسي و اجتماعي عليه جمهوري اسلامي و عليه دارودسته هاي مسلح مزاحم مردم ، ميتوانيد نقش مهمي در ايجاد اتحاد و تشکل کارگران و مردم در محل کار و زيست ايفا کنيد. ميتوانيد مبتکر سازمانيابي خود مردم براي دفاع از زندگي و امنيت و آينده جامعه باشيد. ميتوانيد اين جريانات ارتجاعي را افشا و منزوي کنيد، ميتوانيد مردم را عليه دارودسته هاي نظامي غير مسئول بسيج و به ميدان بياوريد. ميتوانيد گارد آزادي را به عنوان اهرم قدرت اين مردم وسيعا سازمان دهيد. اين اقدامات تنها راه نجات جامعه از خطراتي است که با آن مواجه است. اين تنها راه کوتاه کردن دست گانگسترهاي نظامي از سر مردم است. فضاي سالم و انساني و همسرنوشتي و همبستگي اين مردم را و انسانيت و مدنيت را بايد تامين کرد. اين وظيفه مهم را با اتکا به اراده مردم ممکن کنيم.
کميته کردستان حزب حکتيست
5 آبان 1386 – 27 اکتبر 2007
