تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبيرکميته کردستان حزب حکمتيست

 

روز "ملی" کلاهی که سر مردم گذاشته میشود

رحمان حسین زاده

مناسبت دوم بهمن (2 ی ریبه ندان) روز تاسیس جمهوری مهاباد به ریاست قاضی محمد نزدیک است. هر دو حزب دمکرات کردستان و دیگر جریانات ناسیونالیست و ملی گرای کردستان باردیگر تبلیغات فشرده و کمپین متنوعی را برای تبدیل این واقعه به "روز ملی" در کردستان شروع کرده اند. "روز ملی" کلاه بزرگی است که سر مردم گذاشته میشود و وظیفه ما به عنوان جنبش انسانی و آزادیخواهانه است، با هوشیاری تمام در این مورد آگاهگری کنیم و مردم را نسبت به ماهیت فریبکارانه و دروغ  بزرگی که تحویل آنها داده میشود، هوشیار نماییم.

میدانم همین چند جمله شروع این نوشته، حساسیت ناسیونالیستها وملی گراهای  کرد را موجب شده و خواهند گفت "حکمتیستها" دوباره شروع کردند. میپرسند مگر در همه کشورها "روز ملی" معمول نیست؟ مگر "ملتهای" دیگر روز ملی ندارند؟  چرا ما نباید داشته باشیم؟ و با تبلیغ وارونه خواهند پرسید چرا به "روز ملی" دیگرا ن کاری ندارید! و فقط با "روز ملی کرد" مخالفید؟

بگذارید ازهمین پرسشهای فرضی ناسیونالیستهای "عزیز" شروع کنم و بگویم تبلیغات وارونه و حقایق را عوض کردن مشکلتان را حل نمیکند. ما کمونیستها و ما حکمتیستها با خرافه و دروغ بزرگ "روز ملی" در همه کشورها مخالفیم. ما "روز ملی" را در چهار گوشه دنیا در همه کشورها و هر جا که مرسوم است در تضاد با منافع اکثریت قاطع شهر وندان جامعه و وسیله ای در راستای پایمال کردن حقوق مردم میدانیم.

 

روزملی پوشش پایمال کردن  حقوق اکثریت جامعه

 

روز ملی یکی از ابزارهای سیاسی و ایدئولوژیک بورژوازی و ناسیونالیسم و ملی گرایی در راستای پایمال کردن حقوق اکثریت جامعه است. در اینجا لازم نیست کل پدیده ناسیونالیسم و ساختگی بودن "ملت و ملی گرایی و کل مقدسات ملی " را همانطور که مذهب و مقدسات مذهبی دست ساز و ساختگی است ، مجددا مرور کنم. در این رابطه همه انسانهای علاقمند را به بحثهای "ملت، ناسیونالیسم و برنامه کمونیسم کارگری" از منصور حکمت در سایت منصور حکمت فرا میخوانم. به طور خلاصه "ناسیونالیسم، ملی گرایی ، ملت، منافع ملی، پرچم ملی، دولت ملی، سرود ملی ، جشن ملی و روز ملی" ساختگی و ابزارهای ایدئولوژیک وسیاسی طبقه سرمایه دار برای تحکیم سلطه استثمارگرانه خود بر گرده توده کارگر و مردم و جامعه است.هنر بورژوازی و طبقه سرمایه دارمنتسب به هر "ملیتی" اینست که منافع خود را ، سود آوری و تلنبار کردن ثروت نجومی را، و تملک کامل بر امکانات و ابزار تولید و ثروت جامعه در دست اقلیت سرمایه دار را، با عناوین و ترم های "منافع ملی " و دیگر "تقدسات ملی"  به عنوان منافع کل جامعه قلمداد میکند. کارگر و انسان کارکن و مردم زحمتکش و اقشار پایین و تحت ستم جامعه را حول توهمات و دروغهای "ملی" به زیر سلطه و حاکمیت و استثمار خود میکشد. کار روزمره در ازای دستمزد و حقوقی ناچیزکه تنها امکان زنده ماندن به منظور تداوم کار برای سرمایه داری و سرمایه داران را تضمین کند، زیر لوای خدمت به "کشورو ملت و دولت" توجیه میکند. با این شگرد میخواهد طبقاتی بودن جامعه وفاصله عمیق طبقاتی شهروندان را پرده پوشی کند. بر حقوق کارگرومردم روپوشی بکشند و  پایمالش کنند و کرده اند.  قدمت این روند ظالمانه به قدمت عروج بورژوازی در سطح جهان در مقابل نظم کهن فئودالی و به قدمت انقلابات بورژوایی است که قبل از همه در اروپا و کشورهای پیشرفته صنعتی ریشه دارد. اکنون وارد سومین قرنی شده ایم که طبقه سرمایه دار روز روشن مناسبات عریان استثمارگرانه و تفاوت  آشکار و طبقاتی میان انسانها و تفاوت عمیق ، ضد انسانی و نفرت انگیز موجود  را در  نحوه کار و زندگی شهروندان جامعه، از یک طرف ثروت انباشته شده در دست اقلیت انگل سرمایه دار واز طرف دیگر گرسنگی و فقر و نداری دامنگیر میلیونها انسان که طبق آمارهای رسمی خودشان فقط یک میلیون کودک در سال تلف میشود،و شیادانه با پناه بردن به "مقدسات ملی" توجیه میکند. این مناسبات ظالمانه توسط دولتهای متکی به قدرت سرمایه داران و با توجیه "منافع ملی" پاسداری میشود. "سرود ملی و جشن ملی و روز ملی" همگی ابزار ایدئولوژیک و تبلیغاتی و فریب مردم برای توجیه این مناسبات است. در سراسر دنیا و در همه کشورها ابزار مقدسات "ملی" و از جمله "روز ملی" را به عنوان مقدسات مشترک علم میکنند و همچون ابزار کارایی در تحمیل مناسبات وارونه دنیای کنونی به آنها متکی هستند. با اتکا به همین خرافات بزرگترین جنگها و کشتارها و نسلی کشی های یک قرن اخیر را به جامعه و انسانها تحمیل کرده اند. جنگ جهانی اول و دوم و همه جنگهای  امپریالیستی و جنگ و کشتارهای همین یک قرن و یک دهه اخیر  با توجیه منافع ملی به صحنه لت و پارشدن میلیونها انسان تبدیل شده است. هیتلر و موسولینی  و چرچیل و  فرانکو و بوش و بلر و میلوسویچ و بگوویچ و صدام حسین و سران جمهوری اسلامی و همه روسای دولتهای ضد مردم با توجیهات ملی لشکرکشی ها و جنایاتشان را اجرا کرده اند. در "روزهای ملی شان" سخنرانیهای آتشین  توجیه جنایاتشان را داشته اند. 

واقعیت اینست که طبقه سرمایه دارو استثمارگران و دولتهای آنها با  توده کارگر و مردم "منافع مشترک، مقدسات مشترک و روز مشترک و ملی"  ندارند. در هیچ جای دنیا این منفعت مشترک و این روز مشترک وجود ندارد و این کلاه بزرگی است که سر مردم گذاشته میشود. کمونیستها و صف آزادیخواه که منافع  انسانی  و نه ملی قطب نمای  حرکت آنها است، لازمست علیه این دروغ بزرگ و این عوامفریبی رسوا قد علم کنند و طبقه کارگر و توده مردم را علیه آن بشورانند.  کمونیستها در هر جای دنیا و از جمله در ایران و کردستان هم باید همین امر را پیش ببرند. هر جا حضور موثر و نفوذ کلامی دارند، این وظیفه را باید جدی تر پیگیری کنند. به همین دلیل یک وجه مهم کار ما حکمتیستها در ایران و در کردستان مبارزه بی امان علیه ناسیونالیسم و "مقدسات ملی و روز ملی" است. 

ملی گرایی و "منافع ملی و روز ملی" در کردستان هم همان خاصیتی را دارد که در همه دنیا برشمردیم. ما میگوییم اینجا هم مناسبات طبقاتی است . سرمایه داران کردستان و کارگران و مردم زحمتکش این جامعه "منفعت مشترک و مقدسات مشترک و روز مشترک و ملی" با هم ندارند. واضح است مردم با حزب دمکراتها و امثال "جبهه متحد کرد" و " حقوق بشریهای کردستان " و "فراکسیون کردهای مجلس" که یک پایشان به جمهوری اسلامی و پای دیگرشان به احزاب ناسیونالیست کرد وصل است ، "منافع ملی و مشترک و روز ملی و مشترک " ندارند. از جمله تاریخ 62 ساله حزب دمکرات از روز تاسیس تاکنون نشان میدهد این حزب به طبقات دارا و استثمارگر و اکنون سرمایه دار کردستان مربوط بوده است . کارگر و مردم زحمتکش در کردستان نباید "روز ملی " ناسیونالیستهای رنگارنگ در کردستان را جدی بگیرند. روز ملی مربوط به عموم مردم و اکثریت جامعه نیست. روز اقلیت جامعه ، روزطبقه استثمارگر و سرمایه داران و ناسیونالیستها است. بگذارید آنها به هر شیوه که لازم میدانند "روز ملی شان" را جشن بگیرند. اکثریت جامعه، مردم زحمتکش و آزادیخواه نباید قاطی "روز ملی" بشوند. روز ملی کلاه گشادی است که میخواهند سر مردم بگذارند. روز ملی  دروغ بزرگی است که حقیقت ندارد. کارگر و صف آزادیخواه جامعه روزها و مناسبتهای انسانی خود را دارند و در آن گردهم می آیند و صفوف خود را متحد میکنند . سال گذشته ناسیونالیستهای "حقوق بشری" کردستان و آقایان نمایندگان جمهوری اسلامی از مناطق کردنشین تحت نام "فراکسیون کردهای مجلس" و "جبهه متحد کرد" با چراغ سبز حزب دمکرات میخواستند، روز تاسیس جمهوری مهاباد را به عنوان "روزملی" به مردم تحمیل کنند. این تلاش نگرفت. کمپین امسال نیز حاصل بیشتری نخواهد داشت. واقعیت اینست که جمهوری مهاباد و مناسبت سالانه آن به مردم زحمتکش تعلقی ندارد. همین موضوع را به طور کنکرت و جداگانه باید  مستدل کرد.   

***

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:2  توسط رحمان حسین زاده  | 

سخنرانی رحمان حسین زاده در تظاهرات استکهلم

 

http://www.youtube.com/watch?v=XMg4m-qoKMw

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 22:20  توسط رحمان حسین زاده  | 

١٦ آذر پرچم و رهبری چپ

رحمان حسین زاده

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، دو هفته قبل و در روز سیزدهم آذر پیشگام و مبتکرحرکت  اعتراضی شدند که فضای سیاسی ایران را وسیعا  تحت تاثیر خود قرار داد. این رویداد نه تنها در صدر اخبار رسانه های خارجی و داخلی قرار گرفت، بلکه از برجسته ترین تحرکات سیاسی اعتراضی است، که تا به امروز در صدرتحولات جامعه ایران قرار دارد.

 در شرایط فضا سازی هسته ای - جنگی جمهوری اسلامی و آمریکا و همپالگی هایشان، در شرایط گسترش سرکوب وجو پر اختناق حاکم برجامعه توسط رژیم سیاه اسلامی  و در فضایی که جمهوری اسلامی میخواست این تصویررا جابیندازد که جنبشهای اعتراضی را به عقب رانده و اوضاع را در کنترل دارد،در حالی که روزهای قبل ازشانزدهم آذر تعداد قابل توجهی ازرهبران و فعالین شناخته شده دانشگاهها را دستگیر کرد، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، معادلات این رژیم ارتجاعی را بر هم زدند. ورق را برگرداندند. پرچم مبارزه و اعتراض جامعه علیه وضع موجود، علیه سرکوب و پادگانی شدن دانشگاه، علیه جنگ و جمهوری اسلامی را برافراشتند و صدای رسای آزادی و برابری شدند. نفرت و اعتراض عمیق جامعه را نمایندگی کردند و در زمین ارتجاع اسلامی لرزه ایجاد کردند. تا همین لحظه، تحرک دانشجویی در سراسر کشور موقعیت جنبش آزادیخواهی و  برابری طلبی را محکم نموده است.  بار دیگر سرها به طرف چپ و کمونیسم چرخیده است.

 

نقطه عطف : پرچم  و رهبری چپ

آنچه 16 آذر امسال را از پیشینه این مناسبت و حتی از مناسبتهای باشکوه، چهار سال اخیر که در آن پرچم سرخ آزادی و برابری هم برافراشته میشد، متمایز میکند، ارائه تمام قد پلاتفرم و رهبری چپ  به جامعه و جنبش اعتراضی است. این بار قبل از همه ودر صفی متمایز دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با پلاتفرم علیه جنگ و جمهوری اسلامی و علیه نیروی سرکوب آن، الهام بخش تحرک اعتراضی در دانشگاهها و رساندن پیام آزادی و برابری به اعماق جامعه بودند. در واقع پیش کسوتان آزادیخواه و برابری طلب 13 آذر سرخ این پیام را به جامعه منتقل کردند، که جنبش و نیروی آزادیخواه و برابری طلب قصد دارد هدایت گر اعتراض و مبارزه پیگیر و قاطع علیه جمهوری اسلامی، وراهنمای رهایی انسان در این جامعه باشد. این بارخبری از صف رنگین کمانی سالهای گذشته نبود. این بار صفی واحد، با پرچم انقلابی و رهبران سوسیالیست و محبوب در جلو صحنه بودند. نقطه عطف 16 آذر امسال دقیقا در همین حقیقت نهفته است.

درروز سیزده آذر امسال گامهای محکم  به میدان آمدن رهبری و پلاتفرم آزادیخواهانه و برابری طلبانه ای را می بینیم که اگر دامنه نفوذ سیاسی و حتی عملی آن را محدود به دانشگاه بدانیم، بسیار گمراه کننده و ساده لوحانه خواهد بود. امسال آزادیخواهان وبرابری طلبان و نیروی چپی عروج کرده است، که با پلاتفرم و شعار و مطالبات عمیق انسانی، آگاهانه و سنجیده اعتراض کل جامعه را نمایندگی میکنند.

زمانی که اعلام میکنند "نه به جنگ" یعنی خواست و مطالبه میلیونها انسان را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان نمایندگی کردن، یعنی دلهره و احساس مسئولیت میلیونها انسان را از وقوع جنگ نمایندگی کردن، یعنی از قول جامعه انسانی گفتن نه به قلدری نظامی آمریکا، نه به تباهی کشیدن جامعه، نه به عراقیزه کردن ایران، نه به ماجراجویی جمهوری اسلامی .

شعار "دانشگاه پادگان نیست" رو به كل جامعه دارد و خواهان آن است كه  نیروی نظامی و انتظامی را از محل کار و زیست مردم برچینید، قلدری نظامی و زور اسلحه تان را پایان دهید.

آزادی و برابری هم بر همه دسته بندیهای کاذب، خرافی ملی، قومی، مذهبی، تبعیض آمیز وغیر انسانی خط باطل میشكد و آنها را برسمیت نمی شناسد. این مطالبات و شعارها محدود به دانشگاه و دانشجو نیست. حرف دل کارگر، زن ، جوان و همه مردم تشنه رهایی و برابری است. تنها چنین پلاتفرم و صف آزادیخواهانه ای  میتواند اتحاد عمیق، انسانی و همسرنوشتی شهروندان جامعه ایران را تضمین کند.

 

پرچم و رهبری چپ باید فراگیر و اجتماعی شود.

عروج پلاتفرم و رهبری چپ در 16 آذر و در دانشگاه اتفاق بسیار تعیین کننده ای است. بخش مهمی ازطی کردن مسیر تامین یک رهبری روشن بین چپ و فراگیر در کل جامعه است. اما باید براین واقعیت تلخ آگاه بود که در کل جنبش اعتراضی ودر جنبشهای مهمی چون جنبش کارگری و زنان ، هنوز پلاتفرم و رهبری چپ و سوسیالیست ، نیروی قد علم کرده موثر در سرنوشت و تحولات خود این جنبشها و جامعه نیست.

هنوزصف متمایز کارگران آزادیخواه و کمونیست در جنبش کارگری،  و یا صف زنان آزادیخواه و کمونیست در جنبش زنان و یا پلاتفرم و رهبران چپ در کل جنبش سرنگونی طلبانه قد علم نکرده است. تجربه دانشگاه نشان میدهد، رهبران آگاه و کمونیست در جنبشهای اعتراضی و مشخصا در جنبش کارگری و زنان میتوانند سازمان یابند و به میدان بیایند. میتوان صف کارگران، زنان و مبارزین آزادیخواه و برابری طلب را در هر کارخانه، محله و شهر سازمان داد و متحد ومتشکل کرد. اگر عروج رهبری چپ همه گیر شود، آنوقت میتوان ابعاد عظیم تکانهای اجتماعی جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه سراسری را دید . آنوقت میتوان مشاهده کرد، چگونه نظام حاکم اسلامی سرمایه در ایران زیر فشار تحرک اجتماعی گسترده و همه گیر کارگران، زنان، دانشجویان و همه بخشهای معترض جامعه به زانو درخواهد آمد.

 16 اذر امسال و  تحولات تا كنونی و از جمله تداوم مبارزات و تلاش همه جانبه برای آزادی دانشجویان زندانی و همه زندانیان سیاسی، بشارت دهنده و حامل پیام تکثیر و فراگیر کردن پلاتفرم و رهبری چپ در کل جامعه و در جنبشهای اعتراضی است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:7  توسط رحمان حسین زاده  |