تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبيرکميته کردستان حزب حکمتيست

 

با تشکیل حزب حکمتیست، نهاد مجمع کادرهای حزب به عنوان یک نهاد متحد کننده سیاسی و ظرف بحت و تبادل نظر و همسو کردن کادرهای حزب در خارج کشورایجاد شد.در دوره یکساله اول در بیشتر تشکیلاتهای حزب در خارج کشور نشستهای این نهاد با راندمان سیاسی مثبت برگزارشد. باید اذعان کرد بعد از این دوره کوتاه یکساله، برگزاری نشستهای مجمع کادرها در تشکیلاتهای حزب به تدریج روبه کاهش گذاشت و در حال حاضر اثری از سوخت و ساز سیاسی این نهاد باقی نمانده است. خلاء فعالیت سیاسی چنین نهادی به وضوح اثرات نامطلوب خود را در صفوف کادرهای حزب در خارج کشور بر جای گذاشته است. نبودن همدلی سیاسی کافی و ناهمآهنگی سیاسی، فوکوس کردن یکجانبه هر کادر حزب به اولویتها و مشغله های تقسیم کاری حوزه مستقیما محل فعالیت خود و ایجاد نوعی صنفی گری سازمانی و غافل ماندن از جهت گیریها و مشغله های سیاسی سراسری حزب از نتایج نامطلوب غیاب فعالیت چنین نهادی است. با مشاهده این وضعیت کمیته رهبری حزب برای پایان دادن به این وضعیت، طرحی را که توسط کمیسیون منتخب خود تدوین شده بود، به تصویب رساند. محور اصلی و اول طرح تصویب شده، پافشاری بر احیای نقش سیاسی مجمع کادرهای حزب در خارج کشور است. بعد از تصویب این طرح، در سمیناری که در جهت توضیح و جانداختن این طرح برگزار شد، سئوالات متعددی مطرح شد. این سئوالات در این سمینار توسط کمیسیون ارائه کننده طرح جواب داده شد. بر این اساس این نوشته به بعضی از سئوالات و مسائل گرهی اساسی حول مجمع کادرهای حزب میپردازد.

الف- چرا فقط کادرهای مقیم خارج کشور؟

حزب حکمتیست، حزبی است که در داخل و خارج کشور فعالیت مستمری دارد. فعالیتهای این حزب بر دوش کادرهای حزب در هر دو حوزه فعالیتی استوار است. مدتها است که این حقیقت را تاکید میکنیم، که بعد فعالیت و سازمان داخل کشوری و لاجرم نقش کادرهای حزب در داخل کشور گسترش ونقش جدی پیدا کرده است. اما در این طرح، ما از مجمع کادرهای حزب در خارج کشور صحبت میکنیم. آیا این به معنای آن است که کادرهای حزب در داخل کشور به حساب آورده نمی شوند؟ واضح است که این گمانه زنی ربطی به تعریف ما از محیط فعالیتی  مجمع کادرهای حزب در شرایط فعلی در خارج کشور ندارد. جواب ما به سادگی اینست، به دلیل تناسب قوای نامساعد کنونی در داخل به ضرر جنبش ما و تحزب کمونیستی و به دلیل اختناق و استبداد حاکم کنونی، در شرایط حاضر ما نمیتوانیم فونکسیون مجمع کادرهای حزب را به داخل کشور نیز تعمیم دهیم. کادرهای حزب در داخل کشور در شبکه های حزبی و در کمیته های کمونیستی با در نظر گرفتن مجموعه موئلفه های سیاسی، تشکیلاتی و امنیتی در داخل کشور تحت اتوریته کمیته سازمانده حزب، متشکل شده و سوخت و ساز سیاسی خاص خود را دارند، که در اینجا مورد بحث نیست.

در خارج کشور ما با شرایط استبدادی و اختناق روبرو نیستیم. کادرهای حزب به طور علنی و آشکار فعالیت دارند و میتوانند نشستها و اجتماعات علنی خود را داشته باشند. لذا مجمع کادرهای حزب بدون محدودیت به عنوان ظرف گرد آورنده همه کادرهای حزب در جغرافیای تعریف شده معین (عمدتا مجمع کادرهای هر شهر) مورد نظر است.  تاکید ما در حال حاضر بر ایجاد مجمع کادرها در خارج کشور و نه داخل کشور از شرایط متفاوت مبارزاتی این دو حوزه فعالیتی ناشی شده است.

حال که بحث ما بر ایجاد مجمع کادرها در خارج کشور متمرکز شده است، لازمست برای جلوگیری از هر سوءتفاهمی به این نکته توجه کنیم که ایجاد مجمع کادرها طرح بسیار مشخص و با بعد معینی است که جنبه تکمیلی بر طرح اساسی و پایه ای سازمانی ما در خارج کشور دارد. لازم به یاد آوری است که تاکید کنیم، تشکیلات خارج کشور یکی از تشکیلاتهای اصلی حزب است که طبق سیستم سازمانی هرمی ومتکی به کمیته های کمونیستی و حزبی از بالا تا پایین اداره میشود. در حال حاضر کمیته خارج کشور در راس این تشکیلات وکمیته های شهری در سطح پایه، ستون فقرات اسکلت تشکیلات خارج کشور را شکل میدهند. این کمیته ها در چارچوب حوزه فعالیت خود ارگان سیاسی و اجرایی وتصمیم گیرنده حزب هستند. چارچوب وظایف کمیته ها در اسناد مربوط به کمیته های حزبی مندرج در اساسنامه حزب تعریف شده و مبنای کار ما است. فعالیت همیشگی و روتین سازمان حزب در خارج کشور توسط این تشکیلات ستونی و در راس آن کمیته خارج کشور هدایت میشود. لذا باید توجه کرد، ایده و طرح مجمع کادرها از فعالیتهای روتین حزبی ناشی نشده و نباید موازی و یا آلترناتیو کمیته های حزبی و طرح سازمانی کنونی ما در خارج کشور نگریسته شود. مجمع کادرها در یک جمله اساسا ظرف ایجاد اتحاد سیاسی کادرهای حزب  مقیم خارج است که جاافتادن نقش آن تسهیلات سیاسی جدی برای عموم حزب و تشکیلات خارج کشور ما خواهد داشت. با این توضیحات به دیگر سئوالهای مطرح در این رابطه میپردازیم.

ب- مجمع کادرها: در برگیرنده همه کادرهای مقیم خارج یا محدود به کادرهای تشکیلات خارج کشور حزب ؟

طرح اولیه مجمع کادرهای حزب که در بدو تاسیس حزب حکمتیست تدوین شد، با این تصویر اشتباه تدوین شد که مجمع کادرها محدود به کادرهای سازماندهی شده در تشکیلات خارج کشور است. به این ترتیب در طرح اولیه، کادرهای سازمانهای حزبی دیگرکه بنا چار در خارج کشور مستقرند، جایی در این مجمع نداشتند. این نقص عمده طرح اولیه باعث شد، یک بخش موثر و قابل توجه از کادرهای حزب در سوخت و ساز سیاسی مجمع کادرها حضور نداشته باشند. از جمله بخشی از اعضای کمیته مرکزی که در تشکیلات خارج کشور فعالیت مستقیم سازمانی ندارند. کادرهای سازمان تلویزیون و کمیته سازمانده حزب و اعضای کمیته کردستان که حوزه فعالیتی هر یک از آنها ربط مستقیمی به تشکیلات خارج کشور ندارد و به ناچار در خارج کشورمستقرند. این مسئله به چند لحاظ مشکل ایجاد کرد. مجمع کادرها اساسا به ظرف طرح اولویتها و مشغله های تشکیلات محل و در بهترین حالت تشکیلات خارج کشورمحدود میماند. اولویتها و مشغله هایی که بنا به خصلت پرحجم کار کمیته های شهری، همواره جنبه های اجرایی و عملی آن بر مشغله ها و مباحث سیاسی لازم و ضروری ارجحیت پیدا کرده است. در این وضعیت این نگرانی وجود دارد که مجمع کادرها به جای اینکه به ظرف سوخت و ساز سیاسی و ایجاد همدلی سیاسی کادرها تبدیل شود، به ارگان رتق و فتق امور تشکیلاتی و اجرایی  به موازات کمیته های حزبی شیفت کند و از آنجا که امورات اجرایی و تشکیلاتی را کمیته های حزبی انجام میدادند، نقشی برای مجمع کادرها باقی نماند و نتیجتا به منحل شدن مجمع کادرها تبدیل شد. یکی از علل شکل نگرفتن مجمع کادرها در دوره گذشته همین مسئله بوده است.روی دیگر این سکه این واقعیت است که بخش مهمی از کادرهای حزب در چارچوب مشغله های تقسیم کارسازمانی و تشکیلاتی محوله به خود محدود بمانند، به این ترتیب صنفی گری سازمانی و تقسیم کاری برجسته شود. رابطه زنده سیاسی و لاجرم انسجام سیاسی بین بخشهای مختلف کادرهای حزب در خارج کشور لطمه بخورد. اثر این تجربه نامناسب را بویژه با طرح فکر نشده تفکیک کادرهای تشکیلات کردستان مستقر در خارج کشور با کادرهای تشکیلات خارج کشوردیدیم. تجربه ناموفقی که از یک طرف به محروم شدن تشکیلاتهای کشوری و شهری از دخالت موثر تعدادی از کادرهای با تجربه و از طرف دیگر به کم تحرکی همین کادرها در حیات سیاسی روزمره حزب در خارج کشور منجر شد.
به علاوه محدود کردن مجمع کادرها صرفا به کادرهای تشکیلات خارج کشور، باعث میشود از انرژی و توانایی سیاسی تعداد قابل توجهی از اعضای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی و رهبری حزب و کادرهای عرصه های دیگر به بهانه اینکه جزو فونکسیون مجمع کادرها نیستند، استفاده نشود.
با توجه به این تجارب و این مسائل است،  که در طرح کنونی مصوب کمیته رهبری آمده است، که "به منظور سوخت و ساز فعال سیاسی در میان همه کادرهای مقیم خارج کشور، صرفنظر از مسئولیت مستقیم سازمانی، همه کادرهای حزب مقیم خارج کشور لازمست، در نشستهای منظم مجمع کادرها شرکت کنند و حضور فعال سیاسی داشته باشند. استثناء در مورد کسانی است که در زمان برگزاری مجمع کادرها در ماموریتهای حزبی بسر میبرند".
به نظرم تصویر درست کنونی از مجمع کادرها میتواند به مشکلات اشاره شده، پایان دهد و نهاد پرتپش سیاسی در برگیرنده همه کادرهای حزب را احیاء کند. 

ج- مجمع کادرها: نقش سیاسی یا اجرایی؟
 
یکی از سئوالات مطرح در مورد مجمع کادرها این مسئله است که آیا مجمع کادرها  نقش اجرایی و تصمیم گیرنده سیاسی و تشکیلاتی دارد؟ در جواب به روشنی باید گفت این نهاد نقش اجرایی و هیچ نوع تصمیم گیری را ندارد.  قرار نیست نقش موازی کمیته های حزبی موجود در تشکیلات خارج کشور ما داشته باشد. وجود این التقاط نقش دو گانه سیاسی یا اجرایی و تصمیم گیرنده، در تصویر اولیه از طرح مجمع کادرها به هر درجه ای که وجود داشت، به کارکرد واقعی مجمع کادرها لطمه زد. مجمع کادرها تنها و تنها یک نهاد سیاسی در برگیرنده کادرهای یک جغرافیای تعریف شده و با پریود مقرر شده نشست منظم است. مجمع کادرها ظرف همفکری سیاسی، بحث وتبادل نظر سیاسی به منظور ایجاد اتحاد و همسویی و ایجاد استحکام سیاسی در صفوف کادرهای حزب را بر عهده دارد. مجمع کادرها ابزاری است که در آن فارغ از اولویتها و مشغله مستقیم حزبی و روزمره کادرهای حزب دور هم جمع میشوند، به سیاستهای عمومی پیش روی حزب ، به سیاستها و طرحها و تاکتیکهای جدیدا اعلام شده حزب، به نقشه های حزب در این یا آن شاخه فعالیت حزب، به ارزیابی و جمع بندی از ابتکارات و نقشه ها و فعالیتهای عمومی این بخش و یا آن بخش حزب میپردازند. برای مثال میتوان به مباحث مطرح شده حزب در مور اوضاع سیاسی ایران و جهان و منطقه پرداخت. به موضوعاتی پرداخت که لازم است حزب به آنها بپردازد. این یا آن تاکتیک سیاسی و یا سازمانی حزب را بررسی کرد. به نقشه حزب و سیاست حزب در کار داخل و کردستان و خارج کشور پرداخت. تبلیغات حزب و فعالیت تلویزیون را بررسی کرد. خلاصه بگویم مجمع کادرهای حزب میتواند و لازم است به انبوه متنوع مسائل پیش روی جنبش کمونیستی و حکمتیستی اعم از مسائل استراتژیک تا مسائل سیاسی و تاکتیکی و سبک کاری و سازمانی بپردازد. تشخیص اینکه در هر نشست معین مجمع کادرها به چه مسائلی پرداخته میشود، به عهده نشست حضوری خود مجمع است که از میان پیشنهادات چه از قبل طرح شده توسط دبیر مجمع و یا اعضای آن ویا مستقیما مطرح شده در شروع جلسه، با رای اکثریت موضوعات لازم  در دستور گذاشته میشود و به آنها پرداخته میشود.
مجمع کادرها تصمیم گیری سیاسی نمی کند. اما میتواند نتیجه مباحث سیاسی خود را به هر شکل مناسب و از جمله در شکل قرار و قطعنامه و نامه و توصیه مکتوب و شفاهی در اختیار ارگانهای رهبری و کمیته های حزبی مختلف قرار دهد. مجمع کادرها نه تنها میتواند اینکار رابکند، بلکه رهبری حزب مجمع کادرها را به چنین برخورد فعالی در راستای تقویت سیاسی حزب و پویایی سیاسی حزب تشویق میکند. ارگانهای رهبری و کمیته های حزبی لازم است با دقت به پیشنهادات و توصیه های مجمع کادرها توجه کنند و در مقابل پیشنهادات آنها نظر خود را اعلام کنند. 
 

د- مناسبات مجمع کادرها با کمیته های حزبی:
 
گفتیم مجمع کادرها نهاد آلترناتیو و یا موازی کمیته های حزبی در خارج کشور نیست. بالاتر به جایگاه تشکیلات خارج کشوربه مثابه یکی از تشکیلاتهای اصلی حزب و سیستم سازمانی هرمی ومتکی به کمیته های کمونیستی و حزبی از بالا تا پایین آن اشاره کردیم.  تاکید کردیم که کمیته خارج و کمیته های حزبی در چارچوب حوزه فعالیت خود ارگان سیاسی و اجرایی وتصمیم گیرنده حزب هستند.با توجه به این نکات و در شرایط وجود مجمع کادرها و کمیته های حزبی در هر شهر در کنار هم باید به دو جنبه مهم دقت کرد. اولا مجمع کادرها دخالت عملی در روند تصمیم گیری سیاسی و اجرایی کمیته های حزبی ندارند.  و دوما با توجه به اینکه مجمع کادرها فقط در برگیرنده کادرهای حزب در خارج کشور نیست و این نهاد اجرایی نیست، کمیته شهری هم بر مجمع کادرها اعمال اتوریته تشکیلاتی نمی کند. سوما مجمع کادرها در اولین نشست خود با  انتخاب دبیر مجمع کادرها، از میان اعضای خود، شکل ساده سازمانی خود را تعین می بخشد. دبیر مجمع کادرها چند وظیفه بسیار مشخص را به عهده دارد. از جمله 1- نشستهای منظم مجمع کادرها را  فراخوان میدهد. 2- برای برگزاری عملی این نشست هماهنگی لازم را با کمیته حزبی در محل ایجاد میکند. 3- گزارش این نشست ها را برای کمیته رهبری و کمیته خارج کشور ارسال میکند.

با این تصویر از جایگاه مجمع کادرهای حزب و ضرورت سیاسی احیای فوری آنها در خارج کشور، لازمست طبق اقدامات تعریف شده و در کوتاهترین فرصت ممکن مجمع کادرهای هر شهر را سازمان داد. در شروع کار کمیته خارج کشور در هماهنگی لازم با کمیته رهبری برگزاری اولین نشست هر مجمع را در شهرهای مختلف پیگیری میکند. در این رابطه دستورالعمل تشکیلاتی لازم تهیه و به اجراء گذاشته میشود. همه کادرهای حزب مقیم خارج کشور اعم از اعضای کمیته مرکزی و ارگانهای رهبری و دیگر  کادرهای حزب در عرصه های مختلف را به حضور فعال و سازمانیافته در مجمع کادرهای حزب فرا میخوانیم.



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 23:2  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

تعرض گسترده و مجددی از جانب دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی علیه تحرک دانشجویی و مشخصا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب شروع شده است. در یک ماه اخیر تعداد قابل توجهی از مبارزین  شناخته شده دانشجویان از شهرهای اراک،تهران،مشهد،شهرری،تبریز،شیراز،اهواز و بعضی دانشگاههای دیگر زیر فشار قرار گرفته، احکامی گرفته و یا دستگیر شده اند. شواهد نشان میدهد که جمهوری اسلامی در نظر دارد موج دوم دستگیریهای وسیع دانشجویی را ادامه دهد.
موج اول تعرض به دانشجویان در مقطع 13 آذر امسال شروع شد. دستگیریهای وسیع آن روزها از میان رهبران و فعالین برجسته دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نه تنها مانع برگزاری مراسمهای پرشکوه و چپ به مناسبت 16 آذر نشد، بلکه مبنای عروج جنبش نوین دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب شد. علاوه برآن باعث گشوده شدن صحنه مبارزه پرشکوه چند ماهه ای شد که به دنیا نشان داد، چپ انقلابی احیاشده در ایران به میدان آمده و نیرویی در صحنه سیاست جامعه است. جمهوری اسلامی با دستگیری و زندان و شکنجه و پاپوش دوزی علیه تعداد وسیعی ازرهبران و فعالین  نسل نوین آزادیخواهی و برابری طلبی اگر چه دوران دلهره واذیت و آزارو شکنجه و محدودیتها و سختی ها را به جنبش آزادی و برابری تحمیل کرد، اما از پس آن برنیامد. ادامه اعتراضات دانشجویی در شهرهای تبریز،زنجان،شیراز،کرمانشاه،همدان، مشهد، اهواز، بابلسر، سنندج در همین دوره گواه اجتماعی مرعوب نشدن جنبش دانشجویی و عطش این جنبش برای دستیابی به اهداف سیاسی و صنفی خود است. هر ناظر با انصاف میداند، که امروزه آزادیخواهی و برابری طلبی اجتماعی تر و گسترده تر،آگاهتر و سازمانیافته تر با چهره ها و رهبران جوان و محبوب شناخته شده تر بخش لاینفک پیکره پرجنب و جوش مبارزاتی علیه سرمایه و نظم موجود و حاکمیت کنونی در جامعه ایران است. این حقایق دستاورد بزرگ یک دوره مبارزه و تلاش جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی بوده است. جمهوری اسلامی در موج دوم تعرض گسترده به دانشجویان و در این فصل قصد کرده است، این دستاوردهای  جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی را پس بگیرد.
دو فاکتور در تعیین زمان این تعرض مجدد از جانب دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی نقش دارد. اولا: با نزدیک شدن فصل تعطیلی دانشگاهها،جمهوری اسلامی فکر میکند، میتواند بدون وجود صف مقاومت و اعتراض دانشگاهها، دستگیریها را آسانتر به سرانجام برساند. دوما:دستگیریهای وسیع در این فصل را پیش درآمد تحمیل فضای استبداد و اختناق بیشتر بر دانشگهای کشور از مهر سال آینده میداند.
این وضعیت جدید و این موج جدید  تعرض جمهوری اسلامی را باید شناخت و برای مقابله با آن آماده شد. مسئله اصلی اینست کارگران و مردم و صف آزادیخواهی متوجه باشند، این تعرض فقط علیه دانشجویان نیست، علیه پیشروی همه ما جنبش آزادیخواهی و حق طلبانه است. در نتیجه نسبت به این اوضاع نباید بی خیال بود و در این رابطه هشدار و فراخوان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را برای مقابله با این وضعیت باید جدی گرفت و حمایت کرد.صف ما کارگران و مردم و آزادیخواهی در داخل و خارج کشور میتواند با درایت و آمادگی  با بگیرو ببند جمهوری اسلامی علیه دانشجویان مقابله  کند.
هر اقدام برای دستگیری دانشجویان ویا راه انداختن بساط محاکمات فرمایشی و اعلام احکام پوچ و بی پایه همانند مورد اخیر در مورد چهره مبارزی چون عابد توانچه میتواند با اقدامات اعتراضی کارگران و مردم و آزادیخواهان جامعه ایران جواب بگیرد. میتوان با آگاهگری و افشاگری نگذاشت جمهوری اسلامی موج سرکوبگری را به آسانی اجراء کند. میتوان کمپینها و اقدامات اعتراضی متنوعی را در دستور گذاشت.دانشگاه تعطیل میشود، اما جامعه تعطیل نمیشود. محیط های کارگری و محلهای زندگی مردم دایر هستند. دانشجویان معترض و آزادیخواه از دانشگاههای کشور به شهرها و به میان کارگران و مردم شهر و محله خود برمیگردند. اتفاقا دانشجویان میتوانند هر اتفاق و هر خبر و هر اقدام علیه دانشجویان در هر گوشه کشور را به میان کارگران و مردم منتقل کنند. میتوانند به هر شکل ممکن مبتکر کسب حمایت و اقدام اعتراضی مردم باشند. حفظ  شبکه ارتباطی و مبارزاتی و خبری میان دانشجویان در این دوران تعطیلی میتواند محور حفظ همبستگی و همسرنوشتی دانشجویان با هم و با جامعه باشد. باید کاری کرد که جمهوری اسلامی احساس نکند هر تک دانشجوی مبارزی را تنها در یک شهر و یا گوشه ای گیر آورده است و میتواند هر بلایی سر آن دربیاورد.
در این دوران  بار دیگر نیروهای  چپ و آزادیخواه و مترقی و مدافع حقوق انسان در خارج کشور میتوانند حمایت کننده جنبش اعتراضی دانشجویان باشند. اینجا میتوان با انواع اقدامات و ابتکارات و کمپینهای اعتراضی صدای اعتراض دانشجویان بود و علیه موج دستگیریهای کنونی و بساط محاکمات فرمایشی و صدور احکام ضد انسانی سنگر بندی محکمی کرد و خلاء تعطیلی دانشگاه را تخفیف داد.
***

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 22:55  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

مردم و جمهوری اسلامی روزمره دست به گریبان همدیگرند. این یک بعد مهم حیات روزمره جامعه ایران است. در مقابل حاکمیت تحمیلی جمهوری اسلامی، در مقابل تعرض سرمایه داران و دولت اسلامی به سفره خالی کارگر ومردم زحمتکش، در مقابل گرانی و فقر مطلق و بیکاری، در مقابل قوانین و موازین قرون وسطایی اسلامی، در مقابل تحمیل پوشش اسلامی و حجاب، در مقابل اسلامیزه کردن محیط آموزشی و دانشگاهها، در مقابل سلب آزادیهای فردی و اجتماعی روزمره، در مقابل سرکوب و ارعاب و فشار و دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام توسط این رژیم، اعتراض و ایستادگی گاه گسترده و موثر و گاهی محدود دیده میشود. جمهوری اسلامی با اتکا به همه ابزارهای سرکوب و ارعاب و تحمیق اگر چه تناسب قوای نامساعد را بر جامعه تحمیل کرده، اما نتوانسته است، کارگر، جوان و زن و مردم حق طلب را به تمکین بکشاند. این ناسازگاری بزرگ جمهوری اسلامی با جامعه ایران و پاشنه آشیل تداوم حیات آن است.
در هفته گذشته ما شاهد مواردی از اعتراض و مبارزه مردم، کارگران،  دانشجویان و معلمان بودیم. در اینجا مرور کوتاهی بر این اعتراضات خواهیم داشت.
- مردم مشهد در اعتراض به گرانی سرسام آور، باردیگر در جمعه هفتم تیر در پارک ملت دست به تجمع زدند.اعتراض خود رانسبت به شرایط سخت معیشتی اعلام کردند . دانشجویان دانشگاه فردوسی حمایت خود را از این مبارزات نشان دادند. دستگیری فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس دو دانشجوی آزادیخواه به همراه 200 نفر از شرکت کنندگان در این تجمع اعتراضی و سپس ربوده شدن محمد زراعتی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، همگامی دانشجویان را با مبارزات مردم نشان میدهد.به میدان آمدن مردم، اعمال مستقیم اراده مردم و ابتکارات از پایین، تلاش برای ایجاد اتحاد و همبستگی مبارزاتی بخشهای معترض جامعه موثرترین شیوه مقابله برای عقب راندن جمهوری اسلامی و ارتجاع است که در تجربه اعتراض مشهد دیده میشود. اما همزمان در تجمع اعتراضی مشهد ما شاهد تلاش ناسیونالیستهای ایرانی و مدیای راست لس آنجلسی برای کشاندن این اعتراضات به مسیری هستیم که نه تنها کوچکترین ربطی به منفعت مردم ندارد، بلکه مستقیما علیه منافع مردم است. تلاش برای وصل کردن مطالبات کذایی "رفراندم، رفراندم و خلیج همیشه فارس" ربطی به مبارزه علیه گرانی و فقر و انسان ستیزی جمهوری اسلامی و ارتجاع ندارد. مردم آگاه و جنبش اعتراضیشان و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب  میتوانند، این جریانات دست راستی و سیاست و مطالبات آنها را در میان مردم ایزوله کنند. میتوانند درست مانند جریان دلقکی "هخا" آنها و سیاست و شعارهایشان را افشاء کنند. این تجربه باید هوشیاری جنبش آزادیخواهانه را بالا ببرد.
- اعتراض دانشجویی در چند دانشگاه کشور ادامه داشت. دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز علیه محدودیتهای موجود در محیط آموزشی، علیه وضعیت بد غذایی وبی لیاقتی مدیران و با شعار"مدیر بی لیاقت، استعفا استعفا"  تحصن اعتراضی قدرتمند داشتند.
در اقدام دیگری بیش از 200 تن از دانشجویان دختر دانشگاه مازنداران، روز چهارشنبه گذشته در حرکت اعتراضی مطالبات صنفی خود را مطرح کردند و به گفته یکی از دانشجویان معترض خواستار حقوق انسانی خود شدند.
در دانشگاه صنعتی شریف، مسئولین دانشکده هوا فضای این دانشگاه به علت عدم توجه رئیس دانشگاه به مشکلات دانشکده هوافضا اعتصاب خود را شروع کردند.مسئولین دانشکده هوا فضا تاکید کرده اند، در صورت عدم جواب قانع کننده، درب این دانشکده را قفل خواهند کرد.
- در بخش دیگری از جامعه و در خبر دیگری آمده است که جمع زیادی از معلمان بازنشسته کرمانشاه برای چندمین بار طی هفته های اخیر در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان تجمع کرده و خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شده اند. معلمان بازنشسته کرمانشاه خواستار پرداخت حقوق معوقه و پاداش پایان خدمت خود هستند.
- طبق اخبار رسیده، کارگران نیشکر هفت تپه بعد از 50 روز اعتصاب و تجمع اعتراضی مستمر، روز چهارشنبه 5 تیر با وعده کارفرما مبنی بر پرداخت حقوق معوقه سه ماه در مدت دو هفته آتی موقتا به اعتصاب خود پایان داده و به کار برگشته اند. کارگران تاکید کرده اند، در صورت عدم اجرای این تعهد از جانب کارفرما باردیگر به اعتصاب و دیگر اشکال اعتراضی دست خواهند زد.
- کارگران ایران خودرو از صبح روز دوشنبه دهم تیر به علت اعتراض به تغییر شیفت های کاری از دو هفته به یک هفته، پایین بودن حق بهره وری، و سایر مزایای نقدی کارگران و سختی کار در خط تزئینات کارخانه به اعتصاب غذا اقدام کرده اند. اعتراض کارگران این کارخانه علیه بی حقوقی و شرایط میتواند و باید مورد حمایت هم طبقه ایها یشان و مردم قرار گیرد. در همانحال باید تاکید کرد، اعتصاب غذا روش مناسب پیشبرد این اعتراض و مبارزه نیست. تجمع اعتراضی، اعتصاب و تعطیلی کار و اعتراضات جمعی میتواند روش موثرتر این مبارزه باشد.
- در عرصه کارگری در هفته گذشته ما شاهد اتفاق ناگواری برای هم طبقه ایهایمان بودیم. در کارخانه گاز محمد شهر کرج به دنبال انفجاری در ساعت 22 بعد ازظهر یکشنبه نهم تیرماه 15 نفر از کارگران جان خود را ازدست دادند. مسئولیت این فاجعه مستقیما بر عهده صاحب کارخانه و صاحبان سرمایه است که به دلیل سودپرستی سرمایه ، حاضر نیستند با هزینه کردن لازم سیستم ایمنی با استاندارد خوب در محل کار ایجاد کنند . کارخانه ها و مراکز کار ایران چه دولتی و چه خصوصی به قتلگاه کارگران تبدیل شده، که به دلیل شرایط ناامن کار ونبودن سیستم ایمنی با استاندارد قابل قبول امروزی، هراز چند  گاهی شاهد این فجایع هستیم.
 
اعتراضات و مبارزاتی که در اینجا مرور شد، تنها گوشه ای از جنگ و کشمکش دایمی کارگران و مردم حق طلب با سرمایه داران و جمهوری سیاه اسلامی است. قبلا هم نوشته ام. این مبارزات میتواند به انفجارهای اجتماعی هدفمند و موثری علیه وضع موجود و علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود، به شرطی که اتحاد و تشکل و همبستگی این اعتراضات گسترش یابد. به شرطی که خواسته و مطالبات فوری و بر حق کارگران و مردم بر آن ناظر شود. به شرطی که با تحقق این مطالبات گشایش و بهبودی در شرایط کار و زندگی کارگران و مردم ایجادشود.  به نحوی که علاوه بر ایجاد اتحاد و همبستگی مبارزاتی ضروری در هر کارخانه و محل کار و محلات و دانشگاه و در میان هر بخش معترض جامعه، اتحاد و همبستگی و حمایت سراسری مبارزاتی در سطح کشوررا هم ایجاد کرد. اینجا با توجه به تجربه اخیر مشهد میخواهم این تاکید را دوباره کنم که این مبارزات میتواند هدفمند و موثرتر شود به شرطی که روشن بینی و آگاهی کافی در خدمت منافع کارگران و مردم آزادیخواه بر آنها ناظر باشد. به شرطی که جریانات بورژوایی و ضد منافع مردم امثال ناسیونالیستها و فدرالیستها و سلطنت طلبان و دیگر "دوستان دروغین مردم" نتوانند این مبارزات را دستمایه اهداف ارتجاعی خود بکنند. رهبران و فعالین کمونیست اعتراضات کارگران و مردم و دانشجویان و زنان و جوانان و مردم حق طلب اساسا میتوانند با هوشیاری این آگاهی و روشن بینی در اهداف مبارزاتی را تامین کنند و بویژه در ارتباط با هم و با پیوند دادن اعتراضات بخشهای مختلف جامعه میتوانند به اتحاد و همبستگی سراسری مبارزاتی شکل دهند. این وظیفه تخطی ناپذیر پیشروان کمونیست مبارزات جاری است.
***

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:59  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

رفیق فرشاد.ک از فعالین کمونیست شهرهای ایران سه سئوال را از رهبری حزب حکمتیست پرسیده اند، ما این سئوالات را در نشریه پرتو جواب خواهیم داد. در این شماره جواب به اولین سئوال ایشان را ملاحظه میکنید.

 

رفیق فرشاد مطرح کرده اند: آيا قرار دادن بحث رفع ستم ملي در برنامه يك دنياي بهتر تناقضي با مشخصه انترناسيوناليستي كمونيسم كارگري ندارد؟

رحمان حسین زاده:

به نظر ما این تناقض وجود ندارد.به این دلیل سر راست چون متاسفانه ستم ملی و ایجاد شکاف و خرافه ملی توسط بورژوازی یک مانع پیش پای مبارزه آزادیخواهانه و مبارزه طبقه کارگر ایران است. حتی در بخشی از جامعه ایران، در کردستان ستم ملی به کشمکش ونزاع خونینی تبدیل شده است که بورژوازی دو طرف چندین دهه است بر جامعه تحمیل کرده واز مردم قربانی گرفته اند. برنامه حزب کمونیستی در ایران نمیتواند این واقعیت تحمیلی وتلخ را نبیند و برای رفع آن راه حل نشان ندهد. برای درک شفافتر این موضوع، به بهانه این پرسش لازمست به نگرش کمونیستی ناظر بر درج رفع ستم ملی در برنامه دنیای بهتر رجوع بکنیم.

طبیعی است هویت انترناسیونالیستی و مضمون سوسیالیستی ارکان هر برنامه کمونیستی را تشکیل میدهد. اما مانیفست کمونیسم و حزب کمونیستی دخالتگر و تغییر دهنده که قصد تغییر سوسیالیستی و انقلابی  جامعه ای را دارد باید ناهنجاریهای اجتماعی آن جامعه را ببیند و راه حل پایان دادن به آن ناهنجاریها را ارائه کند. مانیفست کمونیست که از بیش از صد و پنجاه سال قبل توسط مارکس و انگلس تدوین شده، برنامه کمونیستی حزب بلشویک دوران لنین و دیگر برنامه های کمونیستی تدوین شده، این مشخصه زنده و دخالتگرانه را داشته اند. برنامه کمونیستی ، برنامه ایست که اساسا خصلت پایه ای کمونیستی یعنی مبارزه برای لغو کار مزدی و پایان دادن به تقسیم طبقاتی و استثمار انسان به دست انسان و واژگونی نظم سرمایه و ایجاد جامعه آزاد و برابر انسانی را تصویر کرده است و در همانحال و توأما مبارزه برای رفع تمامی موانع موجود سد راه این مبارزه اساسی و همه مبارزاتی را که بهبود فوری شرایط زندگی و کار و مبارزه طبقه کارگر و مردم تحت ستم را تسهیل میکند، دست نشان میکند. این خصوصیت جامع و زنده و دخالتگرانه برنامه کمونیستی به شیواترین وجهی در بخشی از برنامه دنیای بهتر تحت نام "انقلاب و اصلاحات" درج شده که در اینجا گوشه ای از آن را نقل میکنم.

"سازماندهی انقلاب اجتماعی طبقه کارگر امر فوری جنبش کمونیسم کارگری است. انقلابی که کل مناسبات استثمارگر سرمایه داری را واژگون میکند و به مصائب و مشقات ناشی از این نظام خاتمه میدهد. برنامه ما، برقرار فوری یک جامعه کمونیستی است. جامعه ای بدون تقسیم طبقاتی، بدون مالکیت خصوصی بر وسائل تولید، بدون مزدبگیری و بدون دولت. یک جامعه آزاد انسانی متکی بر اشتراک همگان در ثروت جامعه و در تعیین مسیر و سرنوشت آن. جامعه کمونیستی همین امروز قابل پیاده شدن است. اما آن انقلاب عظیم کارگری ای که باید این جامعه آزاد را متحقق کند، بمجرد اراده حزب کمونیست کارگری رخ نمیدهد. این یک حرکت وسیع طبقاتی و اجتماعی است که باید در ابعاد و اشکال مختلف سازمان یابد. موانع گوناگونی باید از سر راه آن کنار زده شود. این تلاش فلسفه وجودی حزب کمونیست کارگری و مضمون فعالیت هر روزه آن را تشکیل میدهد. اما در همان حال که این مبارزه برای برای سازماندهی انقلاب کارگری جریان دارد، میلیاردها انسان همچنان در تکاپوی هر روزه برای تامین معاش و آسایش خود در متن یک جهان سرمایه داری اند. مبارزه انقلابی برای برپایی یک دنیا ی نو، از تلاش هر روزه برای بهبود وضعیت زندگی مادی و معنوی بشریت کارگر و در همین دنیای موجود جدایی پذیر نیست. از نظر سیاسی کمونیسم کارگری نه فقط سازماندهی انقلاب علیه نظام موجود را با تلاش برای تحمیل اصلاحات هر چه وسیعتر به آن در تناقض نمی بیند، بلکه حضور در هر دو جبهه مبارزه را شرط حیاتی پیروزی نهایی طبقه کارگر میداند"

با این متد و با این نگرش حاکم بر برنامه دنیای بهتر به طور کنکرت به چرایی درج بند رفع ستم ملی در برنامه دنیای بهتر بر میگردیم.

قبلا اشاره کردم که ستم ملی یکی از ناهنجاریهای اجتماعی جامعه ایران است که بر عکس آن تصور خام و اولیه که ناسیونالیستهای دو طرف این ماجرا به منظور پرده پوشی منافع زمینی و واقعی ارائه میدهند، وجود آن از تفاوت زبانی و نژادی و جغرافیایی و قیافه و .... ناشی نشده است. بر عکس در طول تاریخ، بورژوازی در هر جغرافیا وکشوری و از جمله در ایران به منظور تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود، به منظور تحمیل استثمار طبقه کارگر و تامین اسارت و بردگی کارگران و تامین شرایط کار ارزان ، منفعت خود را در قالب منفعت عمومی و ملی قلمداد میکند. ملت خودی و غیر خودی را علم کرده و به این ترتیب صفوف انسانها و طبقه کارگر را شقه شقه کرده است. تحت این نام تعصب و ایجاد دشمنی در صفوف کارگران و مردم را کاشته و گسترش داده است. تحت این نام حاکمیت طبقاتی خود را به عنوان حاکمیت "عمومی و ملی " بر مردم تحمیل کرده و برای آن مشروعیت کسب کرده است. در نتیجه در راستای این منفعت طبقاتی به تفاوت زبانی و جغرافیایی و قیافه و غیره پناه برده و از آن به ناحق پرچم سیاسی اعمال ستم ملی و یا در مقابل آن پرچم اعتراضی رفع ستم ملی را ساخته اند. به این شکل بورژوازی و ناسیونالیسم، ملت و هویت ملی و ستم ملی را ساخته اند. ملت و هویت ملی ساختگی و لاجرم به تاثیر از آن ستم ملی از موانعی است که پیش پای مبارزه شفاف و سر راست طبقاتی قرار میگیرد. برنامه حزب کمونیستی این مانع پیشرفت جامعه و مبارزه طبقاتی را باید به عنوان یک معضل ببیند و از سر راه بردارد. ضرورت درج رفع ستم ملی در برنامه دنیای بهتر از اینجا ناشی شده است. اتفاقا رفع ستم ملی ابزارتحمیق خرافی ناسیونالیستی را از دست بورژوازی دو طرف میگیرد و راه را باز میکند به قول برنامه دنیای بهتر" که کلیه ساکنین کشور مستقل از ملیت یا احساس تعلق ملی خویش، اعضای متساوی الحقوق جامعه باشند و هیچ نوع تبعیضی چه مثبت و چه منفی در قبال مردم منتسب به ملیت های خاص معمول داشته نشود. حزب کمونیست کارگری تلاش برای جایگزین کردن هویت طبقاتی و انسانی عام و جهانی کارگران بجای هویت ملی را یک وظیفه حیاتی خود میداند" . همچنانکه می بینیم به این ترتیب تاکید  برنامه بر پایان دادن به خرافه ملی و ستم ملی راه را برای پیشروی سوسیالیستی و انترناسیونالیستی طبقه کارگر فراهم میکند و نه تنها درج آن تناقضی با مشخصه انترناسیونالیستی برنامه ندارد، بلکه در خدمت تقویت خصلت انترناسیونالیستی است.

بر عکس کمونیسم ملی و ناسیونالیسم چپ و سنتی درج رفع ستم ملی در برنامه ما در جهت برنامه پردازی و ایده آلیزه کردن مسئله ملی نیست، بلکه در راستای زوال یکی از پدیده های زشت جامعه سرمایه داری است. قاعدتا در جامعه ای به درجه ای مترقی می بایست سطحی از حقوق مردم تضمین میشد که درج مطالباتی چون رفع ستم ملی و لغو پوشش اجباری و تضمین حقوق اولیه مردم و دفاع از حقوق کودک و حقوق زنان و شهروندان جامعه و ایجاد موازین اجتماعی و فرهنگی پیشرو نمی بایست در برنامه کمونیستی جایی پیدا میکردند، متاسفانه حاکمیت بورژوازی و جمهوری اسلامی در ایران چنان کشور را به قهقرا برده اند، که مبارزه برای این حقوق اولیه و ابتدایی انسانی وظیفه فوری کمونیستها و برنامه کمونیستی است.

*** 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:48  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

به دنبال تصمیم كمیته رهبری حزب حكمتیست مبنی بر برگزاری سمینارهای مقدماتی كنگره سوم حزب، در روزهای ٢٢ تا ٢٤ خرداد ٨٧ ( ١٣ تا ١٥ ژوئن ٢٠٠٨) سه سمینار از سلسله سمینارهای مقدماتی با حضور اكثریت اعضای كمیته مركزی برگزار شد.

هدف این سمینارها ایجاد بیشترین امکان تبادل نظر و همفکری در میان اعضا کمیته مرکزی در مورد مهمترین مسائلی است که در مقابل کمونیستها عموما و حزب حکمتیست بطور اخص قرار دارد. سمینارها به شکل پانل برگزار شده و در هر مبحث تعدادی از اعضای کمیته مرکزی بحث خود را معرفی کرده و سرانجام شرکت کنندگان در سمینار به بحث و جدل در مورد جوانب مختلف مسئله پرداختند.  

مضامین این سمینارها عبارت بودند از:

١ـ اوضاع سیاسی ایران، مولفه های جدید

٢ـ حزب، رهبری،  مكانیسم های رهبری  سراسری حزب

٣ـ گارد آزادی

در مبحث "اوضاع سیاسی ایران، مولفه های جدید" پانلیستها عبارت بودند از رفقا:  ثریا شهابی، رحمان حسین زاده، فاتح شیخ، کورش مدرسی و محمود قزوینی.

در این مبحث ضمن اشاره به اوضاع جهانی، جدال میان قدرتهای بزرگ امپریالیستی برای تقسیم مجدد جهان، موقعیت جمهوری اسلامی در سطح بین المللی و منطقه ای، توازن قوا میان رژیم و مردم از زوایای مختلف مورد بحث قرار گرفت. تاثیرات این اوضاع بر موقعیت و صف بندیهای جدید میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی، پولاریزه شدن صفوف اپوزیسیون، پرو رژیمی شدن بخش دیگری از اپوزیسیون بورژوائی بررسي شد. همچنین مساله تورم، گرانی و فقر و گرسنگي و محرومیت بیشتر مردم، موقعیت کارگر و کمونیسم در این اوضاع و راههای ایجاد بیشترین اتحاد میان مردم، به میدان آمدن طبقه کارگر و دخالتگری کمونیستی و نقشی که کمونیستها عموما و حزب حکمتیست خصوصا میتواند ایفا کند، به بحث و بررسي گذاشته شد.   

مبحث دوم این سمینار"حزب، رهبری و مکانیسمهای رهبری" بود.  پانلیستهای این سمینار رفقا بهرام مدرسی، حسین مراد بیگی(حمه سور)، خالد حاج محمدی، صالح سرداری و کورش مدرسی بودند.

 در این مبحث نیز به موقعیت کنونی حزب حکمتیست، رشد و دامنه نفوذ اجتماعی آن در ایران،  و چگونگی رابطه تشکیلات حزب در داخل ایران با رهبری موجود حزب، شیوه ها و ابزارهای رهبری کمونیستی، سبک و سنن کار تشکیلاتی و راههای پیشروی و موانع و مشکلات ما، رهبری حزب از نگاهی استراتژیک، نسل جدید کمونیستها و چگونگی دخیل کردن و عجین کردن این نسل در سطوح مختلف رهبری حزب از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفت. همزمان بر اهمیت جايگاه يك رهبري سياسي و متمركز سراسري و در سطح بالای حزب بعد از کنگره و شکل و آرایش مناسب آن تاكيد شد.  

 روز سوم سمینارهای مقدماتی به مبحث گارد آزادی پرداخت و پالیستهای این سمینار نیز عبارت بودند از رفقا: اسد گلچینی، سلام زیجی، عبدالله دارابی و محمود قزوینی.  

در این سمینار نیز ضمن ارزيابي از موقعيت كنوني  گارد آزادی و نقش و جایگاه تا کنونی آن، دیدگاههای مختلف در مورد نقش گارد آزادی و چگونگی گسترش آن طرح شد. ، همچنین در رابطه با اوضاع خاورمیانه و مولفه های جدید، جنگهای نامتقارن، جمهوری اسلامی و باندهای فاشیست و نقش مخرب آنها در سیر مبارزات مردم برای رهائی از رژیم اسلامی، اهمیت ایجاد امکان دفاع از خود برای مردم و شکل دادن به نیروی گارد آزادی و نقش آن در معادلات موجود، ویژگی کردستان و جایگاه نیروی مسلح شهری، واحدهای نیمه منظم گارد و حضور رهبران کمونیست در میان مردم، سوالات موجود در رابطه با گارد آزادی، تجارب تاکنونی و اهمیت رفع اشکالات و موانع و .... ،  از زوایای مختلف مورد بحث و تبادل نظر قرار گفت.   

اعضای كمیته مركزی در این سمینارها با دخالت بسیار فعال و جدی خود جوانب مختلف مباحث فوق را مورد بررسی قرار داده و نقطه نظرات بعضا گوناگون را مورد مناقشه قرار دادند.  با توجه به وقت كافی ( یك روز برای هر مبحث)، این سمینارها كمك كردند تا اعضای كمیته مركزی حزب به دركهای مشترك و بعضا واحد از مباحث دست یابند. همزمان جوانب مختلف وراه حل های مناسب در جهت اتخاذ سیاستی فعال و دخالتگرانه کمونیستی و نقشی که حزب حکمتیست میتواند و باید ایفا کند در هر مبحث موشکافانه بررسی شد. 

مضمون این مباحث بنا به تصمیم كمیته رهبری به شیوه مناسب به اطلاع عموم  خواهد رسید.

بر اساس مباحث مطرح شده، از طرف ارگانهای رهبری حزب ( دفتر سیاسی و كمیته رهبری)، قطعنامه و اسناد مصوب  لازم  تهیه و در دستور كار حزب برای اجرا قرار خواهد گرفت.

سمینارهای بعدی در مورد مسائل گوناگون حزب و جامعه به تدریج و تا مقطع كنگره به همین روال برگزار خواهند  شد.

كمیته رهبری حزب حكمتیست

٣١ خرداد ٨٧ (٢٠ ژوئن ٢٠٠٨)


+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:42  توسط رحمان حسین زاده  |