تبليغاتX
رحمان حسین زاده

رحمان حسین زاده

دبيرکميته کردستان حزب حکمتيست

 

برنامه هاى تشکيلات حزب حکمتيست در استکهلم بمناسبت هفته حکمت:

نمايشگاه عکس و کتب منصور حکمت:

 پنج شنبه  چهارم ماه ژوئن از ساعت ١٤

در محل کافه مارکس ـ در ساختمان دفتر حزب چپ، Kungsgatan 84

 

سخنرانى:           وظايف سياسى کمونيستها در قبال بحران اقتصادى ـ از ديد منصور حکمت

            (کاربست تئورى مارکسيستى بحران در شرايط انقلاب ايران)

            سخنران: فاتح شيخ

 

سخنرانى:           چند درس و تجربه از کار نزديک با منصور حکمت

            رحمان حسين زاده

 

            محل و زمان:      يکشنبه هفتم ماه ژوئن از ساعت ١٤

 در محل "خانه مردم" ـ Nidarosgatan 12, Husby

 

 

تشکيلات شهرى حزب حکمتيست در استکهلم

تماس: بهنام ارانى  0736431739 ـ

 hekmatist.stockholm@yahoo.com  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 19:44  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

در بخش اول این مطلب نوشتم ، ناصر ایرانپور از مبلغین ومدافعین ثابت قدم فدرالیسم در جوابیه ای به مصاحبه کورش مدرسی با سایت "به یان" همان سئوالات و استدلالات متداول ناسیونالیستی در دفاع از فدرالیسم را به میان کشیده است. در مطلب زیر استدلالات کلیدی ایرانپور و فدرالیستها بررسی شده است. توجه خوانندگان را به مطالعه آن جلب میکنم.  

١- مقوله ”ملل و ملیتهای“ مختلف
استدلال اول و کلیدی فدرالیستها اشاره به ”ملیتها و ملل“ گوناگون جامعه ایران است. پیش فرض این طرز فکر و استدلال مقوله ”ملت و تعلق ملى“ است. اینجا باید پرسید ”ملت و تعلق ملى“ یعنى چه؟ آیا واقعا ”ملت و تعلق ملى“ بخش لایتجزاء و داده شده حیات اجتماعى و ذات انسانى از روز اول حیات و زندگی انسان است؟ روشن است که اينطور نیست. به عنوان يک مشاهده اجتماعى در ايران، ‌همه ما روز تولد، دوران کوکى و حتى نوجوانى اصلا تعلق ملى و مذهبى و غیره را احساس نکرده‌ایم. بعد از اینکه پا به سن معینى گذاشته میشود، در دنیای موجود بعضا از همان محیط پیرامونى و اساسا در جامعه، در مدرسه و محیط کار و زیست شروع میکنند، تحت نام ایرانى، کرد، فارس، عرب و غیره خرافه‌ای را در ذهن انسانها شکل میدهند. یکى بر حسب تصادف در تهران متولد شده و مارک ”فارس و ایرانى“ را بر پیشانى‌اش چسپانده‌اند. در صورتى‌که همان فرد اگر در آنکارا متولد میشد، مارک ”ترکى“ را بر پیشانى‌اش مى‌چسپاندند. براین اساس بر  تعصبات و تعلق ملى سرمایه گذاری میکنند و این پدیده خرافى را به هویت مفروض و داده شده هر فرد تبدیل میکنند. در حقیقت قضیه بسیار ساختگى و دلبخواهى است و این خرافه‌ایست که جامعه طبقاتى و ناسیونالیسم تولید میکند. درست همانند مذهب، که هیچ کدام از انسانها در بدو تولد و تا چند سالگى مذهبى نبوده‌اند، بلکه مذهب را بر آنها تحمیل میکنند. هویت ملى هم همانند هویت مذهبى ساختگى و تحمیلى و ارتجاعى است.
واقعیت اینست ”هویت ملى و ملت سازی“ دست ساز ناسیونالیسم و جنبش ناسیونالیستى است. با اینکار خرافه‌ای را بر مردم تحمیل کرده‌اند و آزادیخواهان و کمونیستها وظیفه دارند این خرافه را افشا و منزوی کنند و هویت انسانى آدمها را از زیر این خرافه بیرون بکشند. نقطه عزیمت ما هویت انسانى و منافع انسانى است. این راه آزادی و سعادت و برابری انسانها است. و با اینکار تعلق ملى کنار زده میشود. بر این اساس باد زدن ”ملل مختلف“ و فدرالیسم به عنوان راه‌حل آن بى‌پایه و پوچ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:14  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

ناصر ایرانپور از مبلغین ومدافعین ثابت قدم فدرالیسم در جوابیه ای به مصاحبه رفیق کورش مدرسی با سایت "به یان" همان سئوالات و استدلالات متداول ناسیونالیستی در دفاع از فدرالیسم را به میان کشیده است.
تقدیس خرافه ملی گرایی وهویت سازی ملی به عنوان یک داده مفروض و از پیشی،بر اساس آن باد زدن شکافهای ملی و قومی و ارائه نسخه فدرالیسم به عنوان راه علاج آن، توضیحات بی ثمر برای موجه جلوه دادن و حتی مترقی جلوه دادن یک طرح فوق ارتجاعی و فاشیستی که چیزی جز بوی خون و باروت در بین "ملیتها و قومهایی" که اینها ریاکارانه و یا خام اندیشانه داعیه دفاع از آنها را دارند، سیاه را جای سفید نشاندن و خلط مبحث بین فدرالیسم اداری در بعضی کشورهای غربی وفدرالیسم قومی در حال حاضر مطرح در ایران، توجیه بازی با سرنوشت مردم زیر لوای "دخالت ملتها در سرنوشت خود" و مغلطه تمرکز زدایی و تقسیم قدرت ... حاصل فعالیت ظاهرا "آکادمیک"بی ثمر  تحصیلکردگان ناسیونالیست نان به نرخ روز خوربسیاری و از جمله آقای ناصر ایرانپور است. ایرانپور عامدانه میخواهد این تصویر را بدهد که گویا این مفروضات و گرهگاههای مطرح ناسیونالیستی و قومی از جانب ما جواب نگرفته است. این نویسنده "با خرد" میداند در طی یک دهه ونیم گذشته بارها و بارها این سئوالات و این استدلالات توجیه کننده طرح سیاه فدرالیسم  جواب روشنی از جنبش کمونیسم کارگری واز  رهبری جریان ما گرفته است. به سهم خود 6 سال قبل در مطلبی تک تک مفروضات و دفاعیات ناسیونالیستها را از فدرالیسم به نقد کشیدم و در مقابل نگرش انسانی و کمونیستی را در برخورد به مسئله ملی واقعا موجود مطرح کرده ام . اکنون در جواب ناصر ایرانپور و ایدئولوگهای فدرالیستی که اینروزها چراغ سبز کنفرانس "حقوق بشر و ملیتهای" بروکسل به ابتکار بعضی نهادهای اروپایی  دوباره آنها را ذوق زده کرده است، ناچارم همان مطلب را در دو بخش در نشریه پرتو مجددا به چاپ برسانم.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:13  توسط رحمان حسین زاده  | 

 

(معرفی دوجلد منتخب آثار منصور حکمت به زبان کردی)
چند ماه قبل  و در اوایل سال 2009 دو جلد منتخب آثار منصور حکمت در کردستان عراق منتشر شد و در اختیار علاقمندان قرار گرفت. مناسب دیدم در هفته حکمت با معرفی این آثار و نشان دادن تاثیرات تعیین کننده مباحث  گرد آوری شده این دو جلد در شکل دادن به جنبش کمونیستی کارگری کردستان عراق و  از این طریق در عراق از ابتکار پرارزش دوستداران حکمت و کمونیستهایی که با پشتکار فراوان این اقدام را به سرانجام رساندند، قدردانی کنم.
سالار رشید مبتکر اول این اقدام مهم در مقدمه ای که در جلد اول منتشر شده است، نوشته است."به دنبال تلاش و زحمات فراوان بیش از یک سال و نیم، توانستیم برای اولین بار، تقریبا تمامی ادبیات منصور حکمت که به زبان کردی ترجمه شده اند، از این سایت و آن سایت، ازمیان جزوات و نشریات مختلف، در کردستان و خارج کردستان گردآوری کنیم، مجددا آنها را تایپ کنیم وهمه آنها را مجددا ادیت کنیم تا به شکل فعلی در اختیار خوانندگان و مبارزین سیاسی به طور کلی و کارگران و فعالین کمونیست به ویژه قرار بگیرد. بیگمان این ادبیات در مبارزه و فعالیتشان به ابزاری کارا و موثر و انرژی بخش تبدیل میشود"

دو جلد منتخب آثار حکمت به زبان کردی شامل 52 مبحث از میان انبوه مباحث تئوریک، سیاسی، برنامه ای،سبک کاری و سازمانی منصور حکمت است. این مجموعه با مبحث تئوریک مهم "افسانه بورژوازی ملی ومترقی" که اولین بار بخش یکم آن در تابستان 1979  منتشر شده، آغاز میشود و با مباحث "دنیای بعداز 11 سپتامبر" و سه سخنرانی کوتاه پالتاکی او در پایان سال 2001 که در واقع آخرین اثرات فعالیت سیاسی این انسان بزرگ است، به پایان میرسد. مطالب آغاز وپایان منتشر شده در این دو جلد به نحو سمبلیکی خود گویای فاصله زمانی حیات سیاسی پربار  منصور حکمت به عنوان رهبر مارکسیست دو دهه پایانی  قرن بیستم و ایضاء نشان دهنده نقش مستقیم کمونیسم حکمت در شکل دادن به جنبش کمونیستی و کارگری در کردستان عراق و سپس کشور عراق در این دو دهه است.این تاثیر گذاری مستقیم به ایجاد سازمانها و نهادها و محافل کمونیستی و سپس نزدیک شدن و اتحاد آنان منجر شد که در سال 1993 حزب کمونیست کارگری عراق را تشکیل دادند.
ترجمه و گردآوری و انتشار این مباحث تنها حاصل علاقه جمعی انسان کمونیست دوستدار منصور حکمت نبوده که گویا در یک مقطع زمانی کوتاه تصمیم گرفتند، تا  دو جلد کتاب  مارکسیستی را به گنجینه مارکسیستی موجود اضافه کنند. تک تک مطالب گردآوری شده به دلیل نیاز کمونیستهای کردستان عراق و سپس عراق به تئوری و سیاست کمونیستی در مبارزه طبقاتی رشد یابنده  جامعه از اوایل دهه هشتاد میلادی در میان کمونیستهای کردستان عراق  به عنوان سلاح برنده مبارزه کمونیستی در میان آنها جا باز کردند. فضای فکری و سیاسی و مبارزاتی جریانات و گروهها و محافل مارکسیستی را تحت تاثیر قرار دادند. برای هر کس که مثل من این شانس را پیدا کرده باشد، پای صحبت تعداد قابل توجهی از رهبران و فعالین کمونیست کارگری در کردستان عراق و عراق نشسته باشد، بازگویی ابعاد متنوع و پر جنب و جوش و پرکار و پر از خطر وریسک به دست آوردن ادبیات کمونیستی منصور حکمت در دل اختناق سیاه و بیسابقه رژیم بعث و صدام خود داستان شنیدنی است. در این بازگویی رهبران و فعالین کمونیست  و چپ اوایل دهه هشتاد میلادی کردستان عراق تعریف میکنند، با درک ماهیت ناسیونالیستی و پوپولیستی و بورژوایی حزب شیوعی عراق (حزب برادر حزب توده ایران) و کومه له ره نجده ران کردستان عراق به عنوان دو نیرویی که  در عراق و کردستان خود را "چپ و کمونیست" مینامیدند، در جستجوی آلترناتیو کمونیستی متعلق به جنبش طبقه کارگر و مردم زحمتکش بودند. در این راستا تحولات چپ وکمونیسم ایران بعد از انقلاب 1979 را تعقیب میکردند و از مسیر کومه له در کردستان ایران، دستیابی به "افسانه بورژوازی ملی و مترقی" و به دنبال ادبیات عمیقا مارکسیستی و زیر و رو کننده منصور حکمت توجه آنها را جلب میکند. برایت تعریف میکنند از آن تاریخ به بعد با چه سرعتی کتابها و جزوات و مطالب حکمت را در نسخه های محدود به دست می آورند و شب و روزهای فراوان و توسط جریانات و محافل کمونستی و فعالین متعدد  و بنا به امکانات محدود شرایط فعالیت زیر زمینی به دست نویسی و کپی کردن و باز تکثیر و وپخش آن در میان محافل چپ و کمونیستی مشغول میشوند. برایت تعریف میکنند، چگونه ساعتهای فراوان رادیو صدای انقلاب ایران (رادیوی کومه له در کردستان ایران به زبان کردی) را و به ویژه برنامه ویژه "درسهای مارکسیسم" را گوش میدادند،  تا  ادبیاتی که از  منصور حکمت پخش میشود را ضبط کنند و سپس آن را پیاده و مکتوب کنند، به تکثیر آن بپردازند وترجمه به زبان عربی را شروع کنند و آن را به دست کمونیستهای مشتاق در سراسر عراق برسانند. (همین جا اشاره کنم دو سال قبل آثار منتخب یک جلدی منصور حکمت به زبان عربی منتشر شده است). برایت تعریف میکنند حول این مباحث چه تعداد بیشمار سمینارها و جلسات مباحثه سیاسی در میان طیف وسیع چپ آن هم در شرایط فعالیت مخفی را سازمان دادند و یک جنبش آگاهگری وسیع مارکسیستی راه انداخته شد. برایت تعریف میکنند که چگونه حول مارکسیسم انقلابی و سپس کمونیسم کارگری منصور حکمت صف بندیهای جدید و جریانات چپ و کمونیستی نوین شکل گرفتند، که قطب رادیکال جامعه را نمایندگی کنند. برایت تعریف میکنند که از طریق این جریانات چگونه ادبیات کمونیستی حکمت به محیط های کارگری، روشنفکری و دانشگاههای کردستان عراق و سراسر عراق از سلیمانیه و اربیل و کرکوک و رانیه و قلعه دزا گرفته تا بغداد وناصریه وبصره و موصل و ... راه پیدا کرد، به نحوی که حساسیت رژیم فاشیستی بعث را برانگیخت و به عنوان ادبیات ممنوعه دارندگان آن سر از زندان در میاوردند. تنها به عنوان نمونه با برچیده شدن بساط رژیم بعث در کردستان عراق، بیشترین زندانی سیاسی آزاد شده در مارس 91 از زندان شهر سلیمانیه کمونیستهای هم خط منصور حکمت بودند.
از مارس 1991 و با برچیده شدن حاکمیت فاشیستی رژیم بعث در کردستان عراق شرایط جدیدی برای ابراز وجود کمونیستها بوجود آمد وما شاهد شکل گیری و عروج جنبش شورایی کردستان عراق با پرچم آزادی و برابری و آشکارا متاثراز  سیاستهای منصور حکمت بودیم، به نحوی که جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی و رئیس جمهوری فعلی عراق در یکی از سخنرانیهای علنی خود در سال 1992 عروج جنب شورایی و کمونیسم و رادیکالیسم در کردستان را به پای منصور حکمت نوشت. در ادامه این روند، پیدایش جنبش رادیکال بیکاران و جنبش سوسیالیستی وبرابری طلبانه زنان و  جنبش ایجاد تحزب کمونیستی و سرانجام ایجاد حزب کمونیست کارگری عراق در جولای 1993 مستقیما تاثیر گرفته از همین ادبیات مارکسیستی حکمت بود . ناگفته نماند از سال 1991 ببعد با به وجود آمدن امکان ارتباط فشرده و عملی و مستقیم رهبران کمونیست در عراق با منصور حکمت تحولات جنبش کمونیستی و کارگری در عراق شتاب جدیدی به خود گرفت.
بازگویی فشرده این روند، به ما نشان میدهد 52 مبحث گردآوری شده منصور حکمت در این دو مجلد،  انباشته از تاریخ تحولات مهم و تعیین کننده در جامعه عراق و کردستان است. انبوه کلمات ،عبارات و جملات ظاهرا ساکت و بیجان سیاه روی سفید نوشته شده در 1191 برگه دو جلد سرخ برگ آثار منتخب  منصور حکمت در پراتیک سیاسی و اجتماعی زبان رسای حق طلبی کمونیستی بوده که کارگر و انسان دردمند آن جامعه در طی دو دهه علیه نظم سرمایه و دولتها و جریانات مدافع  آن در کمپ ناسیونالیسم عرب و کرد و جریانات مذهبی به آن متکی بوده اند. مجموعه نوشته های این دو مجلد هر کدام و در مجموع مهر تاریخ یک مبارزه انقلابی را به خود دارند، که نسل کمونیستی این جامعه در دو دهه گذشته آن را چراغ راهنمای خود قرار داده است.  اما نکته قابل توجه اینست علاوه بر نسل دوره گذشته، همانطور که سالار رشید اشاره کرده است نسل چپ و فعالین کارگری و کمونیست دوره جدید در عراق و کردستان عراق کماکان میتوانند این دو جلد آثار حکمت را به عنوان اهرم نیرو بخش مبارزه طبقاتی پیش رو به دست بگیرند. چون جنبش انقلابی و کمونیستی به تئوری و سیاست و رهبری انقلابی و کمونیستی نیازمند است.
 
سالار رشید و همکارانش کار با ارزش یکسال ونیم گذشته گردآوری و انتشار آثار حکمت را الزاما به مناسبت هفته حکمت شروع نکردند، اما من به سهم خود در هفته حکمت 2009 این اقدام باارزش آنها را به عنوان هدیه ای گرانبها در هفته حکمت امسال ارج میگذارم و برای سالار رشید و همکارانش آرزوی موفقیت دارم.
4 ژوئن 2009  

رحمان حسین زاده

اولین روز هفته حکمت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:9  توسط رحمان حسین زاده  |